Wednesday, September 23, 2009

عليرضا بهشتي پاسخ احمد توكلي را داد


پارلمان‌نيوز:در پي نگارش نامه‌اي از سوي دكتر احمد توكلي خطاب به مهندس ميرحسين موسوي و حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي، سيدعليرضا بهشتي شيرازي، سردبير روزنامه كلمه سبز در نامه‌اي به موارد مطرح شده در اين نامه پاسخ داد.
به گزارش پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، اين نامه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي دكتر احمد توكلي در نامه‌اي خطاب به مهندس موسوي و حجت الاسلام و المسلمين خاتمي آنان را به قدرت‌طلبي و تخطي از خط امام متهم كرده است. او در اين نامه ادعا مي كند امام در زمان جنگ با سياست‌هاي دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجي آن را تحمل مي‌كردند. از ديگر سخنان قابل توجه در اين نامه عبارتي است كه پيش درآمد خبري سايت الف را شكل مي‌دهد: « گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد.» با اين حال به عنوان كسي كه دوبار اين نامه را خواندم هيچ‌يك از عبارات فوق را جان كلام نيافتم. در نامه ايشان جان كلام اين است كه آقاي موسوي و آقاي خاتمي چرا جلوي شعارهاي ساختارشكنانه طرفدارانشان را نمي‌گيرند .
آقاي توكلي! امروز كساني هستند كه شما بتوانيد آنان را به اين خاطر مورد مواخذه قرار دهيد. تصور كنيد كه اين افراد به خواسته‌هاي دوستان شما تن مي دادند، تسليم مي‌شدند و به حق ملت خيانت مي‌كردند. در آن صورت اينك از چه كساني انتظار داشتيد مردم را به خويشتنداري دعوت كنند؟ كشور قطعا در شرايطي خوبي به سر نمي‌برد. شعارهايي كه در نامه خود به آنها اشاره كرده‌ايد يقينا مورد علاقه و توصيه كساني كه برايشان نامه نوشته‌ايد نيست. آيا به صرف اعلام برائت آنان نگراني شما رفع مي‌شود؟ آنان حتما اين كار را خواهند كرد، و مطمئنا اين اقدام آنان صورت مسئله را از ميان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاكمانشان را باز پس بياورد. آيا فكر نمي‌كنيد براي تامين چنين هدف مهمي متوليان امور هم وظايفي دارند؟ وظايفي كه خود بايد بار سنگين آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخري و ان تدع مثقلة الي حملها لا يحمل منه شي و لو كان ذا قربي. و هيچ باربردارنده‌اي بار ديگري را بر نمي‌دارد و اگر ديگري را به برداشتن بار سنگين خود فراخواند، چيزي از آن برنخواهد داشت، اگرچه خويشاوند باشد. آقاي توكلي! موسوي و خاتمي جايي نرفته‌اند كه لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نكرده‌اند. آنها به جمهوري اسلامي، حتي پس از رويدادهاي تلخ اين چند ماه، پايبندند، زيرا آن را قابل اصلاح و غير آن را موجد هزينه‌هاي سنگين و غيرقابل تحمل براي كشور مي‌دانند. ضايعات اين چندماهه، حتي حركات عصبي گروهي از راهپيمايان در روز قدس، نتيجه خطاهاي پي در پي متوليان امور است .
متوليان امور!؟ مشكل امروز ما اين است كه كسي آنان را نمي شناسد. اين روزها وقتي از دوستاني كه در رسانه ملي مشغول به كارند به خاطر رفتارهاي صدا و سيما گله مي‌كنيم مي‌گويند مگر ما تصميم‌گير هستيم؟ سپس رهبري هم در نماز عيد از شبهه‌افكني‌هايي كه در اين رسانه انجام گرفته است انتقاد مي‌كنند. پس چه كسي دارد اين كارها را انجام مي دهد؟ مشابه همين وضعيت را در قوه قضائيه ببينيد. وقتي براي قاضي استدلال‌هاي محكمه‌پسند ارائه مي‌كني در جواب مي‌گويد مگر دست من است؟ سپس معلوم مي‌شود رئيس قوه قضائيه هم تيغ برايي ندارد. مقام معظم رهبري هم كه مخالفت خود را با برخي از مهمترين خطاهاي انجام گرفته در دادگاه‌هاي اخير اعلام كرده‌اند. پس چه كسي دارد اين كارها را انجام مي‌دهد؟ وقتي با دوستان سپاهي صحبت مي كني مي گويند دل ما بيشتر از شما خون است. «آيا خيال مي كنيد پاسدارها بيرون از همين جامعه و جدا از همين مردم زندگي مي كنند؟ نمي دانيم جواب بچه هايمان را چه بايد بدهيم.» پس چه كسي دارد اين كارها را انجام مي دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نيست چه كساني به كوي دانشگاه حمله كرده‌اند. رهبري اين عمل را محكوم كرده‌اند. نيروي انتظامي از آن تبري مي‌جويد. مجلس در به در دنبال عوامل اين ماجرا مي‌گردد. هيچ‌كس آنها را نمي‌شناسد. هيچ‌كس نمي‌داند از فرماندهان و سازمان‌دهندگان حوادث تلخي كه بر كشور گذشت بايد با چه عنواني نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشته‌ايم «متوليان امور»؛ متوليان اشتباهات اين چند ماهه .
اشتباهات اين چند ماهه محصول رفتار كساني است كه تصور مي‌كنند اگر يك امر موهوم را ده بار با صداي بلند و اعتماد به نفس كافي فرياد بزنند آن امر موهوم به واقعيت تغيير ماهيت مي‌دهد و چون اين تغيير ماهيت صورت نمي پذيرد همواره به دنبال مقصر هستند. از نظر آنها تقصير هميشه در يك جايي بيروني قرار دارد؛ بيرون از مرزها، بيرون از نظام، بيرون از حلقه خودي‌ها، بيرون از جلسه تصميم‌گيري‌ها، بيرون از هر جايي كه آنها هستند؛ از نظر آنها همه متهم به خيانت و ارتباط با اجنبي و جيره‌خواري و هر اتهام دم‌دستي و نخ‌نماي ديگر هستند، همه به جز خودشان و در الصاق اين اتهامات استثنايي جز خودشان وجود ندارد. اگر باور نمي‌كنيد، تا فردا صبر كنيد.
آنها كساني هستند كه از حرمت شكني تغذيه مي‌كنند. در اين خطيئه برايشان هيجاني هست كه جانشان را تازه مي‌كند. آنها به اين كار اعتياد پيدا كرده‌‌اند؛ با دليل و بي‌دليل سراغش مي‌روند و زياده‌روي در اين اعتياد را هر روز بيشتر مي‌كنند. لا يرقبون في مومن الا و لا ذمة در مورد هيچ مومني نه معيارهاي خويشاوندي و نه اصول عهد و پيمان را رعايت نمي‌كنند. آيا كساني كه حرمت خاندان امام را مي‌شكنند حرمت ديگري را رعايت خواهند كرد. آنها براي اين‌گونه حرمت‌شكني‌ها حتي به دنبال بهانه مناسب هم نيستند؛ بي‌بهانه و بي‌مقدمه و بدون رعايت حداقل ظواهر اين كار را انجام مي‌دهند. مقاله مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي را در سايت رسمي اين موسسه مطالعه كنيد و ببينيد آيا امام حسين (ع) را با منطق همين مقاله نكشتند؟ «معيار امام راحل مبني بر " حال فعلي افراد " براي ارزيابي ميزان پايبندي خوش‌سابقه‌ها به اصول و آرمان‌هاي انقلاب و نظام اسلامي ، قطعا" شامل حال اعضاي خانواده و بستگان خود ايشان نيز مي‌شود، زيرا اگر به فرموده امام "حفظ نظام از اوجب واجبات است " ، بنابر اين در صورت غفلت يا كژتابي افراد مورد احترام نسبت به آرمان‌هاي اصيل انقلاب و نظام ، نمي‌توان حرمت آنها را بر حيثيت و اعتبار نظام – كه خونبهاي هزاران شهيد و مرهون ايثارگري جوانان فداكار و گمنام اين سرزمين است – مقدم و مرجح دانست». ان الحسين خرج عن دين جده فدمه هدر. حسين از دين جدش خارج شده است پس خونش را بايد ريخت.
«متوليان امور» از قرار زورشان به همه چيز و همه كس مي رسد جز واقعيت. تنها واقعيت است كه پشت آنان را به خاك مي‌مالد.
اينك صد روز است كه جامعه ما صحنه اجراي تدابير پرهزينه آنان است. آيا امروز بحران عميق‌تر است يا سه ماه پيش؟ آيا در جمعه سبز كه نه تهديدي در كار بود و نه تلاقي چند تعطيلي متوالي مردم را به سفر آخر تابستان تشويق مي‌كرد معترضين به نتايج انتخابات پرشمارتر به خيابان آمدند يا در روز قدس؟ كاملا پيداست كه هيچكدام از راه حل‌هاي «متوليان امور» فايده‌اي به همراه نداشته است. آيا وقت آن نرسيده است كه ديگر به تحليل‌هاي ماليخواليايي آنان اعتماد نشود و فرماندهي همه چيز كشور از دست آنان خارج گردد؟
واقعيت آن است كه اينان هيچ تحليل درستي از شرايط جامعه ندارند .آنها واقعا خيال مي‌كنند اگر مهندس موسوي در روز 23 خرداد به وقايع غم‌بار صورت گرفته در انتخابات اعترض نمي‌كرد آب از آب تكان نمي‌خورد و هيچ از هيچ تغيير نمي‌كرد.
ما قانع نيستيم كه چرا بايد حق اعتراض،.......... از مردم سلب شود يا كسي حق داشته باشد اين اعتراض آنان را تشويش اذهان عمومي بنامند. 1400 سال پيش در محكمه‌اي كه قاضي آن خود خليفه بود حكمي بر عليه فاطمه زهرا (س) صادر شد كه ايشان به آن اعتراض كرد و 14 قرن است كه هنوز ما داريم به اين حكم اعتراض مي‌كنيم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن كسي اين اعتراض را تشويش اذهان عمومي نناميد؛ مگر آن كه از اين پس جمهوري اسلامي به قاعده وحدت رويه قضايي اين كار را بكند.
با اين حال مسئله ما فعلا اين نيست. حتي اگر مهندس موسوي هم اعتراض نمي‌كرد، مردم به آنچه در انتخابات روي داد اعتراض مي‌كردند. واقعيت اين است كه تظاهرات عظيم روز 25 خرداد با منابع اعطايي بنياد سوروس و به دست كساني كه از چند روز قبل در زندان به سر مي‌بردند سازماندهي نشد، بلكه اين مردم بودند كه به صورت خودجوش اين رويداد تاريخي را رقم زدند. در روز 25 خرداد از چندين طريق به دفتر مهندس موسوي پيغام رسيد كه نيروهاي ضدشورش با حاضران در تظاهرات .............برخورد خواهند كرد و مسئوليت خون اين عده به گردن اوست، از اين رو دكتر بهزاديان رئيس ستاد انتخاباتي مهندس موسوي رسما در سايت قلم اعلام كرد چون مجوز لازم صادر نشده است راهپيمايي برگزار نخواهد شد. روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 2 بعدازظهر تعداد قابل‌توجهي از دوستان مهندس موسوي در دفتر او جمع شده بودند و به او اصرار مي‌كردند به خيابان نرود، زيرا با توجه به اطلاعيه‌اي كه از سوي آقاي بهزاديان منتشر شده است تنها تعداد كمي از كساني كه از لغو تظاهرات بي‌اطلاعند خواهند آمد و قاعدتا براي زهر چشم گرفتن از ديگران، اين عده به‌شدت سركوب مي‌شوند و جان هركسي كه به ميانشان برود هم در معرض خطر قرار مي‌گيرد. اتفاقا آن روز تنها استدلال مهندس موسوي براي حضوردر خيابان اين بود كه در چنين شرايطي نمي‌تواند مردم را تنها بگذارد، شايد حضورش هزينه سركوب را بالا ببرد و از شدت آن كم كند. عليرغم تمامي اين پيش‌بيني‌ها آن جمعيت عظيم در صحنه حاضر شد. واقعيت‌ اينهاست.
واقعيت اين است كه اگر موسوي نبود اتفاقي كه اينك پس از سه ماه در ابعادي محدود رخ داده و آقاي دكتر احمد توكلي اين همه از آن نگران است، همان روز اول روي مي‌داد. اين موسوي بود كه اجازه نداد مردم در دام تبليغات كساني بيفتند كه مي‌خواستند اسلام را به خطاهاي «متوليان امور» متهم كنند. اين او بود كه جوانان را با منطق انقلاب آشنا كرد و به آنان نشان داد همچنان مي‌توانند با تكيه بر ميراث پدران شهيدشان حقوق مسلم خود را با كمترين هزينه استيفا كنند.
در روز قدس شعارهايي داده شده و اينك مهندس ميرحسين موسوي و حجت‌الاسلام و المسلمين خاتمي از سوي آقاي توكلي به اين خاطر مورد مواخذه قرار دارند. آيا اين مواخذه به حق است؟
اولا گزارش‌هايي كه ما از افراد حاضر در صحنه به دست آورده‌ايم نشان مي‌دهد شعارهايي كه آقاي توكلي در نامه خود آورده‌ و صدا و سيما با آب و تاب رويش كار كرده شعارهاي اصلي راهپيمايان نبوده است. ثانيا همان عده قليل هم از روي عصبانيت و نه به عنوان يك سياست راهبردي اين شعارها را سر مي‌دادند.
أيا صدا و سيما انبوه سبزها را نديد؟ به راستي اگر ادعاي صدا و سيما درست باشد و اين تعداد از مردم ما هوادار اسرائيل باشند ديگر چه چيز از نظام باقي مي‌ماند؟!
اگر جواني عصباني شود و بر روي ديواري شعار ..... بنويسد وظيفه شهرداري چيست؟ آيا بايد آن‌ را پاك كند يا از آن عكس بگيرد و در صفحه اول روزنامه به چاپ برساند؟ هيچ معلوم هست كه صدا و سيما چه كار دارد مي‌كند؟ ديگر لازم نيست تا فردا صبركنيد؛ «متوليان امور» حرمت شكني از استثنائات را از ديروز شروع كرده‌اند.
حتي براي نظام‌هايي كه در بحران به سر نمي‌برند عاقلانه است همواره به روزي كه اعتماد مردم را از دست بدهند بينديشند. اگر واقعا آن جمعيت عظيم چنين شعارهايي را با اعصاب آرام و به عنوان يك تصميم سر داده بود تكليف چه بود؟ از موسوي كه او را با اين الفاظ مورد خطاب و مواخذه قرار مي‌دهيد انتظار داريد در كدام فضا و با كدام رسانه از بروز چنين شرايطي پيشگيري كند. آيا اين او بود كه مردم را به سوي شبكه‌هاي ماهواره‌اي بيگانه گسيل كرد يا دوستان شما بودند؟
آقاي توكلي! انصاف بدهيد. وجدانتان را قاضي كنيد و در خلوتي صادقانه و مسئولانه با خود اين پرسش را پاسخ بدهيد كه به راستي چه كسي بايد از راه خطايي كه رفته است باز گردد؟

0 نظرات:

Post a Comment