Monday, November 2, 2009

جمهوری ايرانی همان جمهوری اسلامی است

مهدی معتمدی مهر
"از جمله شعارهای مطرح شده در فضای اعتراضات خيابانی پس از اعلام نتايج دهمين دوره‌‌ی انتخابات رياست جمهوری ايران طرح مساله‌‌ی " جمهوری ايرانی" است كه به ويژه از سوی برخی نيروهای اصلاح‌طلب مورد ايراد قرار گرفته و به عنوان يك مطالبه‌ی خارج از ساختار باورهای دينی و نظام سياسی كنونی و موجد تفرقه و تشتت در جنبش مورد ارزيابی قرار گرفته است. نويسنده‌‌ی اين سطور بنا بر دلايل زير به گونه‌ای ديگر باور دارد:"
جنبش سبز، حركتی اجتماعی و البته واجد مطالبات سیاسی است كه به طور مشخص پس از انتخابات اخیر و در پرتو سازوكار انتخابات به عنوان اصلیترین روش و امكان ایجاد تغییرات مطرح شد. به عبارت دیگر شركت بیش از هشتاد درصدی مردم در این انتخابات و حتی مشاركت بخش عمده‌ای از تحریمیها و كسانی كه پیش از این نظام جمهوری اسلامی ایران را غیرقابل اصلاح معرفی میكردند، حكایت از رویكردی دیگرگونه به مسیر تحولات ایران دارد و گویای تاییدی گسترده در تداوم مبارزات اصلاح‌طلبانه تلقی میشود.
باید توجه داشت كه طیف‌های گوناگون مردم با این درك به صحنه‌ی انتخابات وارده شده و به یكی از كاندیداهای اصلاح‌طلب رای دادند كه وحدت حول محور مطالبات حداقلی را تنها راه موثر و ممكن برای ایجاد تغییرات مطلوب و بنیادین به منظور پیشبرد فرآیند دمكراسی در ایران میدانستند. مجرد شركت درانتخابات نشان میدهد كه جنبش اصلاح‌طلبی در ایران به دنبال تغییر در ساختارهای حقوقی نیست بلکه خواهان تغییر در ساختار حقیقی قدرت سیاسی، یعنی تغییر حاكمان و وادار ساختن ایشان به حرکت در چارچوب قانون است. در شرایط كنونی به نظر میرسد كه تغییر رییس دولت با توسل به شیوه‌های مبارزات مدنی و قانونی، نخستین گام و تنها هدف عینی و پیش روی معترضان بوده و پیش‌نیازی اساسی برای تامین حقوق و آزادیهای بنیادین و قانونی ملت و به عنوان حد مشترك و خواسته‌ی حداقلی جنبش قلمداد میشود. بنابراین طرح هرگونه مطالبه‌ی خارج از ظرفیت‌های قانونی و ساختار نظام سیاسی كنونی اساساً با استراتژی، ماهیت و فلسفه‌‌ی وجودی این جنبش در تعارض خواهد بود.
"جمهوری ایرانی" در قامت یك شعار مستقل طرح نشده و بلكه بخشی از خواست سه‌گانه‌ی " آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی " بوده است. دو جزء " آزادی و استقلال " در انقلاب 1357 و در شعار آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی وجود و سابقه داشت. به عبارت دیگر، همین امر یكی از دلایلی است كه نشان میدهد جنبش سبز، در امتداد مطالبات تاریخی مردم و توقعات برآورده نشده‌ی انقلاب اسلامی و احساس عمومی مبتنی بر انحراف حاكمیت از مسیر ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب 1357 تحقق یافته است. مردم ایران، امروز همانند سی سال پیش مهم‌ترین دغدغه‌ی خود را آزادی و حق حیات سیاسی میداند و باور دارد كه در فقدان آزادی و عدم رعایت حقوق بنیادین ملت، استقلال مملكت در معرض مخاطره‌‌‌ی جدی قرار گرفته است.
مردم امروزه به جد باور دارند كه سیاست خارجی دولت نهم به بعد و گسترش روابط بین‌المللی دولت احمدینژاد به ویژه با كشورهایی مانند روسیه، چین و حتی ونزوئلا و سوریه با حفظ جایگاه حاكمیت و منافع ملی ایرانیان مطابقت ندارد و از همین رو " مرگ بر روسیه " نیز به عنوان یكی از شعارهای جدی در رابطه با آرمان استقلال مطرح میشود. اشاره به یكی دیگر از شعارها میتواند برای تبیین این موضوع موثر باشد. بخش‌هایی از مردم شعار " نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران " را در راه‌پیماییهای اعتراضی بر زبان آورده‌اند.
سوابق تاریخی حمایت ملت ایران از مبارزات حق‌طلبانه‌ی ملت فلسطین و لبنان و حتی بررسی اجمالی روحیات و عواطف ایرانیان در سراسر جهان هیچ‌گونه تردیدی باقی نمیگذارد كه مردم ایران هرگز نسبت به جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین و لبنان بیتفاوت نبوده‌اند و همواره در هر فرصتی انزجار خود را از عملكرد رژیم اسراییل به مثابه‌ی جنایت علیه بشریت اعلام داشته‌اند، اما كم‌كاری دولت‌های پس از انقلاب در رفع كمبودهای داخلی و بازسازی كشور به ویژه خرابیهای ناشی از جنگ و یا زلزله‌‌ی بم به رغم گذشت چندین سال از وقوع این حوادث و یا ناكارآمدی دولت در رفع یا كاهش بحران بیكاری و تورم و مسكن و نظایر آن، از یك سو این شایبه را ایجاد میكند كه كمك‌های مالی و نظامی غیر شفاف و نامشخص دولت ایران، از خزانه‌ی ملت و در حجمی پرداخت میشود كه موثر در نارساییهای اقتصادی جاری كشور است و از سوی دیگر، نوع رابطه‌ای كه دولت ایران به ویژه در سالیان اخیر با گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله و در تقابل آشكار با سایر گروه‌ها مانند فتح برقرار كرده، متاسفانه قادر به اقناع اذهان عمومی جامعه نسبت به تطابق این سیاست‌ها و مناسبات با مبانی عقلانیت سیاسی و منافع ملی ایران نبوده است.
نه " جمهوری اسلامی " و نه " جمهوری ایرانی "، یك مدل حقوقی جهانی شناخته شده و كلاسیك تلقی نمیشوند و بلكه هر دو واجد مفاهیمی فرهنگی و ارزشی بوده و در چارچوب یك خواست واكنشی قابل ارزیابی هستند. اسلامیت و ایرانیت، دو ركن بنیادین و غیرقابل حذف فرهنگ ملی ما محسوب میشوند. در دوران پهلوی مردم با یك استبداد غیردینی روبرو بودند كه باورهای دینی ایشان را نادیده میگرفت و از این رو خواهان جمهوری اسلامی شدند. توجه به این مساله ضرورت دارد كه جمله‌ی مشهور " جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد " در مقام معرفی نوع نظام سیاسی كشور به بعد از پیروزی انقلاب تعلق دارد و حال آن كه مردم در طی دوران مبارزه نیز شعار جمهوری اسلامی را مطرح میساختند.
بدیهی است كه در آن دوران هیچ تصویری از نوع حكومت روحانیون كه پس از انقلاب در ایران مستقر شد در ذهن و خواست مردم مطرح نبود. پس از انقلاب و به ویژه از دولت نهم به بعد، با دامن زدن بر برخی خرافات و تظاهرات مذهبی و قدرت گرفتن نوعی بنیادگرایی افراطی شیعی و اصطلاحاً استقرار حزب پادگانی در دولت، موجی از حملات گسترده‌تر نسبت به گذشته به ركن ایرانیت فرهنگ ملی ما آغاز شد. در دولت آقای احمدینژاد، بدون هیچ تعارفی با تشبث به ابزارهای شبه مذهبی و سوءبرداشت از مفاهیمی مانند ظهور امام زمان (ع) پشت جانماز خالی سنگر گرفته، دریای مازندران را به روس‌ها میبخشند و پاسارگاد را به آب میبندند و آشكارا به تخریب نمادها و میراث تاریخی این مملكت مانند سی و سه پل، میدان نقش جهان و تخریب جنگل‌ها میپردازند،
از این رو طرح شعار جمهوری ایرانی، نشان از اعتراضی فراگیر به حاكمیتی دارد كه سلب آزادیها و حقوق بنیادین ملت و همچنین نقض استقلال و حقوق و منافع و میراث ملی را سرلوحه‌ی برنامه‌های خویش قرار داده است. ملت ایران، رعایت آزادی، حاكمیت قانون و حقوق انسانی را نیز از جمله مطالبات و میراث تاریخی و ملی خود بر میشمارد. این ملت داعیه‌ی آن را دارد كه نخستین منشور حقوق انسانی را تدوین كرده است و از این رو تخریب مزار كوروش را به منزله‌‌ی اماره‌ای بر نفی مطلق حقوق بشر ارزیابی میكند.
تاریخ این مملكت گواه آن است كه در هزار و چهار صد سال گذشته، هرگز مقابله با اسلام و ارزش‌های مذهبی، خواست فراگیر ملت ایران نبوده و این مردم در هیچ جنبش غیر دینی حضور چشم‌گیر نداشته‌اند و حتی در مواقعی كه برخی حكومت‌ها به باورهای مذهبی مردم آسیب رسانده و یا كم‌عنایتی روا داشته‌اند با رویارویی و مقاومت آنان روبرو شده‌اند. مثل‌ها، ادبیات و اسطوره‌های این سرزمین حكایت از تعادلی پایدار و ریشه‌هایی مشترك از دو ركن اسلامیت و ایرانیت در فرهنگ ایرانی دارد. به نحوی كه بسیاری از سنن ملی مانند سیاووش‌خوانی و مراسم عاشورایی مشابهت‌های فراوان و غیرقابل تفكیكی یافته‌اند. ملتی با بافت جمعیتی 97% مسلمان هرگز نمیتواند نسبت به باورهای دینی خود بیتفاوت باشد و یا بدون تاثیرگرفتن از عقاید خود در صحنه‌ی اجتماع و سیاست حضور یابد. از همین رو در ایران، اسلامیت فرع بر جمهوریت تلقی میشود. مادام كه این رابطه و تعادل برقرار باشد، دین نفی نمیشود.
بدین جهت نویسنده‌ی این سطور باور دارد كه هدف از طرح شعار جمهوری ایرانی، به اسثننای معدودی که اغراض خاصی دارند، نشان‌دهنده‌ی یك خواست ساختارشكنانه و نفی ارزش‌های اسلامی نیست. بلكه باید آن را اعتراضی به شیوه‌ی عملكرد و تلقی حاكمان در نفی ارزش‌های ایرانی، منافع ملی و حق حاكمیت ملت ارزیابی كرد. در واقع مردم ایران بنا بر تربیت و فرهنگ خویش نفی هر یك از این دو جزء را نفی دیگری نیز میانگارد. بر اساس چنین دریافتی، میتوان ادعا كرد كه جمهوری ایرانی همان جمهوری اسلامی است كه خواست‌هایی نظیر آزادی، استقلال، عدالت، پیشرفت، حاكمیت قانون و عنایت به منافع ملی را در بر میگیرد.
تجربه‌ی وقایع یك صد سال اخیر حكایت از آن دارد كه مطالبات جنبش سبز، چنان‌چه فراتر از ظرفیت‌ها و روش‌های مبارزاتی قانونی ( در چارچوب قانون اساسی )، علنی و مسالمت‌جویانه پیگیری و مطرح شوند، هرگز نمیتوانند به تغییرات تدریجی مطلوب و پایدار در عرصه‌ی پیشبرد فرآیند دمكراسی در ایران بدل شوند. شاید امروزه برخی افراد بیاندیشند كه اصلاح‌طلبی، صرفا شیوه و شكل مبارزه است و محتوای آن آزادیخواهی و یا عدالت‌جویی و نظایر آن است كه تقدم دارد.
اما تجربه‌ی تاریخی ما و جهان نیز نشان میدهد كه انتخاب شكل و شیوه در تعیین محتوا بسیار اهمیت دارد. بنابراین چنان‌چه هدف از طرح شعار جمهوری ایرانی نفی جمهوری اسلامی و به عبارت دیگر ساختارشكنی باشد، ضمن آن كه زمینه‌های تفرقه در جنبش و عبور از مطالبات حداقلی فراهم خواهد شد، خواستی غیرواقع‌بینانه و نامفید به جامعه تحمیل شده است.
امروزه باید توجه داشت كه شعار جمهوری ایرانی اگرچه ممكن است در پرتو برخی تاملات ناشی از ناكارآمدی سازوكار ولایت مطلقه‌‌ی فقیه و مناقشاتی كه این بحث حتی در لایه‌های گوناگون حاكمیت برانگیخته است، از سوی مردم مطرح شود، اما طرح عمومی این شعار از سوی مردم را هرگز نباید به ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران و با نیت نفی ارزش‌ها و باورهای اسلامی تعبیركرد و بلكه به نظر میرسد كه با عنایت بدین حقیقت كه جمهوری اسلامی نباید مترادف با حكومت روحانیون دانسته شود، گروهی از مردم به ابراز این شعار پرداخته‌اند، علیالخصوص كه بنا بر اندیشه‌‌ی رهبر فقید انقلاب، جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه نیز امكان‌پذیر است و این ادعا با امضاء و تایید ایشان بر پیش‌نویس قانون اساسی اول - تدوین شده توسط دولت موقت - كه در آن اثری از ولایت فقیه نبود، و اصرار رهبر انقلاب بر كفایت آن سند برای ارایه در رفراندوم قابل اثبات است.
دشمنان جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب دو دسته بوده‌اند: نخست، گروه‌هایی كه با اصل جمهوریت مخالف بودند. آنان خود مشتمل بر دو دسته بودند، نخست: سلطنت‌طلبان، در هر لباس و كسوت كه مطرح میساختند، زنبورها و مورچه‌ها شاه دارند، ما چگونه نداشته باشیم و دسته‌ی دیگر اسلام‌گراهای قشری كه بحث
" حكومت اسلامی " را مطرح كرده و از این رو با طرح جمهوریت مخالف بودند. اما کسانی هم بودند و هستند که با قید " اسلامی " در جمهوری اسلامی مخالفند. این گروه غیردین‌دارانی هستند كه از همان زمان سازگاری دین و حكومت جمهور مردم را ناممكن میدانستد و با اسلام مخالف بودند. البته این گروه یعنی لاییك‌ها هرگز به این پرسش، پاسخ ندادند كه در كشوری كه 97% جمعیت آن مسلمان بوده و باورهای اسلامی ریشه و اصالت دارند، چگونه ممكن است دمكراسی بدون توجه به عقاید و باورهای اکثریت مردم پدید آید؟ مگر آن‌که گفته شود، دموکراسی خوب است به شرطی که دین مداران ( اكثریت ) در آن دخالت نکنند؟!
با توجه به جایگاه رهبر فقید انقلاب و تاكید خاصی كه ایشان در آن زمان بر جمهوری اسلامی داشتند، طرفداران نظریه‌ی حكومت اسلامی در آن برهه‌ی زمانی فاقد امكان و قدرت مناسب جهت طرح و القای نظر خود شدند. در حال حاضر نیز، اگرچه طرح شعار جمهوری ایرانی میتواند از سوی هر دو طیف مخالفان كلاسیك این نظام مطرح شود. ا
ما از یك سو سلطنت‌طلب‌ها و لاییك‌ها در طی این سالیان توفیق و اقبال چندانی در عرصه‌ی عمومی نیافته‌اند كه بخواهند مطالبات و منویات خویش را به نحوی جدی و فراگیر در جنبش سبز جاری سازند و از سوی دیگر، قدرت‌گیری روزافزون مدافعان حكومت اسلامی در دولت آقای احمدینژاد میتواند امكان و احتمال طرح چنین تقابلی را از سوی این طیف بیشتر تقویت كند. اما در هر صورت، تجربه‌‌ی عینی وقایع پس از خرداد 1376 نیز اثبات میكند كه دو جریانی كه در خارج و یا داخل كشور، نظام جمهوری اسلامی را غیرقابل اصلاح و یا بینیاز از اصلاحات معرفی میكردند، همواره مانند دو لبه‌ی قیچی در راستای یك هدف مشترك عمل كرده‌اند.
عصاره و ماهیت مشی و مواضع كیهان لندن و كیهان تهران به رغم مسایل و مصادیق روبنایی در هدف مخالفت با اصلاحات نوعی تعامل كم‌نظیر را نشان میدهد. از این رو ارزیابی مستمر شعارها و حتی طراحی مداوم این خواست‌ها از جمله اموری هستند كه باید مورد بررسی و ارزیابی فعالان سیاسی و مدیریت جنبش قرار گیرد تا به ابزاری توامان برای مخالفان تاریخی جمهوریت و اسلامیت بدل نشود و مردم نیز باید با هوشیاری و برخورداری از آگاهی و تجربه‌های تاریخی به ابراز مطالبات خویش توجه كنند.
بنابراین، ضمن آن كه نویسنده‌ی این سطور شعار جمهوری ایرانی را یك شعار براندازانه نمیداند و خود را همراه و هم‌هدف با آحاد مردمی میبیند كه آن را ابراز میدارند، توجه بدین نكته را نیز ضروری میداند كه شعارهای صرفاً واكنشی و كلی كه در راستای تبیین خواست‌های ایجابی ما نقش مفیدی ایفا نمیكنند، میتوانند و می‌بایستی مورد تجدیدنظر قرار گیرند تا از پیامدهای احتمالی آینده پیشگیری شود.

کودتاچیان به خفت بار ترین وضع تسلیم جنبش سبز شدند

ساعتی پیش خبرگزاری فارس خبری را منتشر کرد که اوج بیچارگی و درماندگی کودتاچیان در برابر موج عظیم و مهار نشدنی حرکت مردم را نشان میدهد . کودتاچیان امروز با این کار یکی از بزرگ ترین اشتباهات تاکتیکی خود را مرتکب شدند . این اشتباه نشان از ضعف عمیق تحلیلگران حکومت در تحلیل وضعیت دارد . از زمان آغاز جنبش سبز تا به اکنون هیچگاه حاکم مستبد به این وضوح تسلیم شدن خودش را فریاد نزده بود . خبرگزاری فارس طی خبری که امروز مخابره کرد تشکیل یک جنبش جدید را اعلام کرد . نام این جنبش ، جنبش سبز علوی است و قرار است در حمایت از حکومت از این پس با لباس و نمادهای سبز در همه راهپیمایی ها شرکت کند . تحلیلگر حکومت گمان کرده با این کار نماد سبز را حکومتی می کند و این نماد را از دست مردم در می آورد و مردم کم کم از رنگ سبز به دلیل حکومتی بودن بدشان می آید و بی خیال این رنگ می شوند . غافل از اینکه این حرکت صد در صد به نفع جنبش سبز است ، اول اینکه ترس مردمی که بخاطر برخوردها از نماد سبز استفاده نمی کردند از بین می رود و مردم با قاطعیت بیشتری حتی در روزهای عادی دستبند سبز به دست در خیابان ها می چرخند و ثانیا همه مردم چه مخالف و چه موافق حکومت به وضوح صدای اعلام بیچارگی حکومت را می شنوند و برای حضور در میدان صد چندان روحیه می گیرند . واقعا اگر حکومت رسما میخواست اعلام بیچارگی کند چه راهی بهتر از این وجود داشت ؟ حکومت رسما امروز گفت که چون با رنگ و روی خودش اقلیت بودنش به چشم می آید مجبور است به رنگ اکثریت سبز پوش در بیاید تا قلت هوادارانش را در برابر کثرت مخالفین بپوشاند . باید به پیش واز این کار کودتاچیان رفت . باید گفت اندک هوادارنت را سیزده آبان با رنگ سبز به میدان بیار . بگذار ما صد چندان از رنگ سبز بسیجی ها روحیه بگیریم . هر بسیجی با دست بند و پیراهن سبز در سیزده آبان به مخالفین حاضر در صحنه صد چندان روحیه می دهد زیرا یا انکه سبز پوشیده از ماست و به ما پیوسته و یا مخالفیست که تسلیم عظمت ما شده و با رنگ سبزش در برابر ما سر تسلیم فرو اورده است . باور کنید هیچ چیز نمیتوانست به طرح ماندن در خیابان در 13 آبان به اندازه این کار خبرگزاری فارس کمک کند . امیدوارم کاری که شروع کردند را نیمه کاره رها نکنند . خبر را به نقل از خبرگزاری فارس بخوانید تا در ادامه همین تاپیک در مورد اینکه این حرکت حکومت تا چه اندازه می تواند به نفع جنبش سبز باشد صحبت کنیم . / اوس پیمان

"جنبش سبز علوي " اعلام موجوديت كرد

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808100183

به گزارش خبرگزاري فارس، در اطلاعيه اين جنبش با اشاره به جايگاه رنگ سبز در ساختار تاريخي و ديني تشيع، از برخي سوء استفاده ها و مصادره اين نماد توسط گروه هاي سياسي انتقاد كرده و به مناسبت نزديكي به ايام پربركت عيد غدير، از عموم مردم متدين خواسته است تا با استفاده از اين رنگ، اجازه سوء استفاده و مصادره اين نماد مذهبي توسط گروه هاي سياسي را بگيرند.

متن كامل اطلاعيه منتشر شده از سوي اين جنبش به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

"الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبه كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في‌السماء

توتي اكلها كل حين باذن ربها و يضرب‌الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون

و مثل كلمة خبيثه كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار

يثبت‌الله الذين امنوا بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و في‌الاخره و يضل‌الله الظالمين و يفعل‌الله ما يشاء‌ "

سوره مباركه ابراهيم آيات 27-24

مردم متدين علوي و فاطمي ايران اسلامي دل و جان سرزمين ولايت مدار ايران اسلامي، قرن‌هاي متمادي است كه به نور ايمان و دلدادگي به مكتب سبز علوي و سرخ حسيني روشن و منور است. افتخار ايرانيان غيور و با شرف، پذيرايي جانانه از آيين جاودانه و راهگشاي اسلام عزيز و آغوش گشودن صميمانه به معرفت ناب و بي‌پيرايه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام بوده است. چنانچه جاي جاي اين خطه نوراني و سبز، مزين به قدوم فرزندان و سلاله پاك نبوي و علوي بوده و پناهگاه جاودانه سادات و فرزندان منزه و آراسته علوي و فاطمي بوده است. در طول اين ساليان مملو از شور و دلدادگي، رنگ غيرت آفرين ، دشمن ستيز و مظلوم نواز "سبز " به عنوان نمادي از مكتب پرتوافكن تشيع و شاخصي در تكريم و تعظيم مكتب آزاده پرور حضرت علي بن ابيطالب عليه و علي ابناءه المعصومين افضل صلوات المصلين در ميان مردم مشهور بوده است. هنوز پيشگامي روحانيت و سادات جليل القدر شيعه علوي در روند پيروزي و راهبري انقلاب شكوهمند اسلامي از اذهان محو نشده است. اقتداي مردم ولايت مدار ايران به زعامت مرجع عاليقدر و ولي فقيه زمان حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس الله نفسه الزكيه) و تبعيت بي‌پيرايه آنان از سيد و سلاله پاك زهراي مرضيه، فرزانه دوران، حكيم صبور و فقيه بصير زمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (ادام الله ظله العالي) نمونه‌اي از پيشتازي سبز علوي و ولايت مداري سادات علوي ميان امت و امام در سه دهه اخير بوده است. چنانچه آذين بستن پيشاني رزمندگان علوي به سربندهاي سبز "يا زهرا "، "يا حسين شهيد "، "ياعلي‌بن ابيطالب "، " يا قمر بني هاشم " در دوران دفاع مقدس ملت ايران و عطر دل‌انگيز پارچه‌هاي متبرك سبز ضريح علي بن موسي الرضا (ع) در سجاده‌هاي عبادت زلال بندگان خالص پروردگار، خود حكايت ازدر هم آميختگي رنگ و محتواي سبز در سلوك معرفتي غيور مردان اين سرزمين دارد.

امت علوي و ولايي ايران

همانگونه كه مستحضريد چندي است به مدد برخي فعاليت‌هاي سياسي و حزبي خاص كه مع‌الاسف مورد تعرض و بهره‌برداري دشمنان اين مرز و بوم علوي و مهدوي نيز قرار گرفته است، رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب درآمده است. متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتك حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، ‌به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده‌ از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازي‌هاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليت‌هاي خويش لكه‌دار ساخته‌اند. از اين رو است كه حركت مكتبي و مردمي "جنبش سبز علوي " در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت كرده و در اولين بيانيه خويش با تبريك حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسي‌الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مي‌نمايد كه به مناسبت در پيش بودن ايام مبارك عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاكبر، روز اكمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي ‌الموحدين امير المومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات وفرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب (ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرك، رنگ مقدس "سبز " را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.

در اين زمينه ستاد "جنبش سبز علوي " از عموم امت ايران مي‌خواهد كه:

1- "جنبش سبز علوي " كه متشكل از سادات، معتقدين و دل سوختگان مكتب تعالي بخش تشيع ناب علوي است از عموم محبين و معتقدين به ولايت اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب عليه الاسلام مي‌خواهد كه با تمسك به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوي صلي الله عليه و آله و سلم از اين پس و به خصوص در مراسم مذهبي در پيش رو همچون عيدين سعيدين قربان و غدير خم و نيز محرم و صفر سالار شهيدان كربلا حضرت ابي‌عبدالله الحسين عليه‌ السلام با تظاهر و بر تن كردن لباس‌ها، شال‌ها و پرچم‌‌هاي مزين به اين نماد مقدس سبز در مجامع عمومي و مذهبي همچون مساجد، تكايا، حسينيه‌ها، مدارس، ‌دانشگاه‌ها، خيابانها، حوزه‌هاي علميه، مجامع كارگري و كشاورزي، صنعتي و تجاري، بازار، جشن‌ها و ميهماني‌ها و محيط فعاليت‌ ورزشي، پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگي و صفاي خويش، ولايت مداري، فراگيري و دلبستگي به مكتب سبز علوي خويش را به نمايش گذارند.

2- از عموم هم ميهنان عزيز درخواست داريم كه در ايام متبرك پيش رو به خصوص عيد بزرگ سادات علوي - عيد غدير خم - با آويختن پرچم سبز رنگ و مزين به نام مطهر ائمه طاهرين عليهم السلام بر سر در منازل ، مغازه‌‌ها و محيط‌‌هاي در اختيار خود، افتخار خويش در زنده نگاه داشتن نمادهاي مذهبي و محترم و نيز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهاي ديني و مكتبي در بازي‌هاي سياسي و حزبي را اعلام نمايند.

3- استفاده گسترده از رنگ سبز مي‌تواند در قالب‌هاي گوناگون همچون چراغاني با نور افشان‌هاي سبز، نصب تابلوها و تراكت‌هاي مزين به اين رنگ و عكس گنبد مطهر پيامبر اعظم (ص) و ائمه‌ هدي عليهم السلام در تمامي نقاط شهرها، روستاها و حتي محيط‌هاي تفريحي سالم صورت گيرد.

4- همچنين به رسم احترام و ادب و تعظيم اين ايام بزرگ، سادات جليل القدر علوي مي‌توانند هديه‌هايي شامل شال و سربند سبز و يا ساير اقلام سبز رنگ به ميهمانان عاليقدر خويش اهدا نمايند.

5- ستاد "جنبش سبز علوي " از تمامي دل‌ سوختگان و پيروان و رهروان مكتب امير‌المومنين (ع) درخواست مي‌نمايد كه براي ثبت اين حركت مردمي و فراگير با صرف بخشي از دارايي خود در خريد اقلام تبليغاتي سبز رنگ در جمع محبين اهليت عليهم السلام در هر هيئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهاي كشور، زكات مال خويش را پرداخته و به پيشبرد اين جنبش مكتبي ياري رسانند.

6- همچنين ستاد خودجوش و مردمي "جنبش سبز علوي " از عموم مراجع معظم تقليد و روحانيت معظم، نخبگان، اساتيد حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشكاران، هنرمندان، كسبه، كارگران، كشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجويان، دانش‌آموزان و ساير اقشار و صنوف كشور مي‌خواهد كه ضمن ترويج هرگونه ايده سبز علوي به فراگير سازي اين جنبش علوي و الهي در هر كوي و برزن كشوراهتمام ورزيده و با تشكيل ستادهاي خودجوش مردمي رسالت الهي و مكتبي خويش در تبليغ درست مكتب نوراني بخش اسلام و تشيع را اجرايي نمايند.

7- منازل، مساجد، اتومبيل‌ها، ميادين عمومي و ورزشي، بيمارستان‌ها، مراكز بهزيستي و حمايتي و ... مي‌توانند ضمن شادي آفريني در دل محبين اهل بيت عصمت و طهارت و ابوالائمه امير المومنين علي(ع) به ترويج روح عدالت گستري، ظلم ستيزي، ولايت مداري و ستيزي علوي اهتمام ورزند.

8- ستاد "جنبش سبز علوي " همچنين با اعلام تاسيس پايگاه اطلاع رساني "جنبش سبز علوي " به نشاني اينترنتي http://www.jsanews.irاز تمامي فعالين مكتبي و ولايي محيط‌هاي اينترنتي و مجازي درخواست مي‌كند با انتشار ايده‌هاي سبز اين جنبش و هر آنچه در اين مسير به اذهان خويش خطور مي‌كند به تعميق بخشي پايه‌هاي فكري سادات و معتقدين جنبش سبز علوي كمك و ياري رسانند.

9- حضور دسته جمعي مردم با رنگ سبز در خيابان‌ها، ميادين و جشن‌هاي اعياد پيش رو به عنوان سمبلي از شروع حركت "جنبش سبز علوي " به شمار رفته و حركت اين جنبش به مدد الهي در محرم و صفر و ما بعد آن نيز ادامه خواهد يافت.

10- "جنش سبز علوي " معتقد است مكتب 1400 ساله تشيع به مثابه كلمه طيبه و شجره سبز و بارور طوبي ريشه درمحكمات و سر بر آسمان دارد و با دست‌اندازي بيگانگان كه به مثابه شجره پليد و خبيثي‌اند كه نه ريشه‌اي دارند و نه بر و ثمري ، اندك تزلزلي در ادامه مسير سبز علوي ملت ايران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد يافت و خداوند بر هر امري قادر و توانا است. والسلام علي من اتبع الهدي ستاد جنبش سبز علوي

13 آبان، نماد مبارزه با استبداد و استکبار

رحیم همتی
"اما در نزدیکی 13 آبان 88 دستگاه اجرایی کشور برای برقراری رابطه آمریکا با ذوق زدگی تمام در حال اقدام است و باید بدانیم که جریان دانشجویی در سال 58 به دلیل احساس خطر نسبت به وقایع تاریخی مانند کودتای 28 مرداد اقدام به تسخیر سفارت آمریکا کرد و در سال 76 وارد فاز اصلاحات شد. در سال 88 متهم به انقلاب مخملی است و به همین جهت نباید دور از انتظار باشد که 13 آبان به نماد آزادی همان مبارزانی تبدیل گردد که امروز به خاطر دفاع از قانون اساسی و حقوق ملت ایران دربندند."
درتاریخ ایران قبل از انقلاب هرچه به گذشته رجوع می کنیم ملت در یوغ استبداد و نفوذ بیگانگان بوده است. با عبور اروپا از قرون وسطی و وارد شدن آن در انقلاب صنعتی‌، کشورهای در حال توسعه شان برای کسب مواد اولیه صنعت و به دست آوردن ثروت‌، دست به سوی کشورهای فقیر که دارای منابع زیر زمینی و روزمینی بودند دراز کردند زیرا این کشورها خود عاجز از بهره وری و بهره بردای از منابع خود بودند و این عجز و ناتوانی در نتیجه استبداد حکام کشورها و علی الخصوص ایران بود.
از دوران صفویه به تدریج کشورهای اروپایی چشم به سوی منابع ایرانی دوخته و کم کم به نوعی چترشان را بر آسمان ایران گستراندند که در دوره قاجاریه تداوم داشت و همین تداوم باعث عجز حکومت در مقابل بیگانگان و قبایل تجریه طلب شد. عجز و ناتوانی شاهان قاجاری باعث شد که قسمت هایی از ایران در قالب عهدنامه های گوناگون جدا شده و حاکمان نیز توان مقابله با این نابسامانیها را نداشت همین نابسامانیها باعث واکنش مردمی شد که در رفت و آمد به اروپا شاهد پیشرفت و ترقی آنها بودند و از طرفی تحصیلکرده های فرنگ برگشته نیز نابسامانیها را می دیدند و و جود رهبرانی اصلاح طلب از جمله امیر کبیر و قائم مقام فراهانی و تنی چند از اندیشمندان و روحانیون حق طلب در مقابل این نابسامانیها سر تعظیم فرو نیاوردند که اعتراضات و اتحاد این نیروها باعث پیدایش انقلاب مشروطه شد.
پیدایش انقلاب مشروطه برای عدالت و دموکراسی و مبارزه با استبداد و مداخله بیگانگان بود اما عدم استراتژی مناسب رهبران برای جامعه ایرانی باعث گسست در بین نیروهای مبارز گردید که در نتیجه به برگشت دوباره استبداد انجامید و این استبداد و دیکتاتوری تا سال 57 ادامه داشت هر چند در دوره هایی فضای باز و آزاد به وجود آمد و نهضت ملی به عنوان یک نهضت آزادی خواهی و اصلاح طلب به عرصه آمده. اما در این زمان نیز عدم بینش و استراتژی احزاب و گروهها و تمایل رهبرانی به سوی حکومت باعث شکست این نهضت آزادی خواهی گردید.
مردم مبارز ایران که این بار آگاه شده بودند و نسبت به حضور و مداخله بیگانگان و استبداد داخلی حساس شده و در نتیجه این مبارزات به انقلاب سال 57 انجامید. با پیروزی انقلاب و انتخاب دولت موقت و در پیش گرفتن مشی مسالمت جویانه دولت موقت در مقابل غرب ، دانشجویان و مبارزان انقلابی جوان به این سیاست دولت انتقاد داشتند. زیرا وحشت این بخش از مبارزان از این بود که مبادا کودتای 28 مرداد دوباره تکرار شود. در واقع 13 آبان مولود جریان دانشجویی روشنفکری بود که خود را پای بند به اسلام و ارزش های انقلاب می دانست و در هراس تکرار کودتای 28 مرداد بود.
واقعه 13 آبان 58 به نماد مبارزه با استکبار و در راس ان آمریکا انجامید که به تسخیر سفارت آمریکا منجر شد. رهبران و سران مبارزه با استکبار را کسانی برعهده داشتند که امروز در گوشه های زندان به سر می برند. اما در تقابل با 13 آبان جریانی شکل گرفت که در سال های بعد به اصل مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی به تقابل برخاست و باعث پیدایش جریان انقلاب فرهنگی گردیدند. باید بدانیم که رویداد 13 آبان 58، ماهیتی آزادی خواهی ، ضد استبدادی و ضد استکباری داشت که به خصوص امروز ضرورت دارد مورد تجزیه و تحلیل و شناخت قرار گیرد .
اما در نزدیکی 13 آبان 88 دستگاه اجرایی کشور برای برقراری رابطه آمریکا با ذوق زدگی تمام در حال اقدام است و باید بدانیم که جریان دانشجویی در سال 58 به دلیل احساس خطر نسبت به وقایع تاریخی مانند کودتای 28 مرداد اقدام به تسخیر سفارت آمریکا کرد و در سال 76 وارد فاز اصلاحات شد. در سال 88 متهم به انقلاب مخملی است و به همین جهت نباید دور از انتظار باشد که 13 آبان به نماد آزادی همان مبارزانی تبدیل گردد که امروز به خاطر دفاع از قانون اساسی و حقوق ملت ایران دربندند.

خبرهایی از اوین: وضعیت وخیم فریبا پژوه

انواده فریبا پژوه، روزنامه نگار که از 31 مردادماه در بازداشت به سر می برد، روز گذشته (یکشنبه) به صورت کابینی با او ملاقات کردند.
به گفته مادر این روزنامه نگار دربند، فریبا پژوه به علت ابتلا به سرماخوردگی شدید، اعتصاب غذای خود را شکسته است. خانواده این روزنامه نگار بیش از 10 روز است که از وضعیت او هیچ خبری نداشتند، بر همین اساس اطمینان از صحت اخباری که در هفته گذشته مبنی بر اعتصاب غذای او منتشر می شد، وجود نداشت.
مادر او میگوید: فریبا شبها اصلا نمی تواند بخوابد، از نظر روحی بسیار خسته و سردرگم است و روزی 7 تا 8 عدد قرص آرامبخش مصرف میکند.
به گفته مادر این روزنامه نگار، وضعیت جسمی او در مجموع بد نبوده، اما از درد شدید قفسه سینه رنج می برده است.نوروز به نقل از مادر فریبا پژوه گزارش می دهد: مدت ها است بازجو سراغی از فریبا نگرفته و او به حال خود رها شده است؛ این وضعیت بلاتکلیف به شدت او را آزار می دهد.
او همچنین می افزاید: ظاهرا بازجو و کلا وزارت اطلاعات مصمم هستند که او را در بازداشت نگه دارند و خواهان تمدید قرار بازداشت او هستند.
فریبا پژوه، روزنامه نگار در تارخ 31 مرداد در منزل پدرش بازداشت شد. او بیش از یکماه در سلول انفرادی محبوس بود.

بازداشت تعدادی از علمای برجسته اهل سنت

در پی احضار گسترده اخیر مدیران مدارس دینی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان از طرف دادگاه ویژه روحانیت مشهد، چند نفر از این علما بعد از حضور در جلسه دادگاه بازداشت شدند
در پی احضار گسترده اخیر مدیران مدارس دینی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان از طرف دادگاه ویژه روحانیت مشهد، چند نفر از این علما بعد از حضور در جلسه دادگاه بازداشت شدندبه گزارش هرانا به نقل از سنی آنلاین، در پی احضار گسترده اخیر مدیران مدارس دینی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان از طرف دادگاه ویژه روحانیت مشهد، چند نفر از این علما بعد از حضور در جلسه دادگاه بازداشت شدند.اسامی افرادی که تاکنون بازداشت شده اند ودر بلاتکلیفی بسر می برند عبارتند از:
۱ـ مولانا عثمان مدیر حوزه علمیه مدینة العلوم خاش و امام جمعه اهل سنت خاش.
۲ـ مولانا محمد اسماعیل زهی مدیر مدرسه اشاعة التوحید زاهدان.
۳ـ مولانا عبدالرشید شهنوازی ناظم مدرسه دینی دارالهدی اسماعیل آباد خاش.

Sunday, November 1, 2009

معاون اول احمدی نژاد ؛فاسد مالی در حد شهرام جزایری!

وقتی "پاکدستی" به یک "طنز" تبیدل می شود
معاون اول احمدی نژاد ؛فاسد مالی در حد شهرام جزایری!
کرمان نما:در حالی که محمود احمدی نژاد بارها ادعا کرده است که دولت وی یک دولت پاک دست است امروز الیاس نادران نماینده اصولگرای تهران با اشاره به معاون اول احمدی نژاد و در واكنش به این جمله كه دولت را تضعیف نكنید، فاش ساخت: كسی كه فساد مالی در حد شهرام جزایری دارد نمی تواند پرچمدار مبارزه با فساد مالی باشد. به گزارش واحد مركزی خبر ، نادران در حاشیه جلسه علنی امروز در جمع خبرنگاران، در پاسخ به سوالی مبنی براینكه آیا برخی نمایندگان و خود نادران علیه رحیمی به كمیسیون اصل نود مجلس شكایت كرده اند یا نه، با تایید این مطلب افزود: ما از مراجع قانونی مثل قوه قضاییه و مجلس پیگیر شكایت علیه رحیمی هستیم.
وی گفت: اسنادی را كه تا امروز درباره رحیمی به دستمان رسیده است به مراجع قانونی ارائه كرده ایم .
خبرنگاری از نادران پرسید: آیا شكایت رحیمی از شما به دستتان رسیده است؟ كه وی پاسخ داد: من شكایتی ندیده ایم ولی اگر ایشان شكایت كند استقبال می كنم و خوشحال می شوم ببینم چه مداركی از من دارد.
خبرنگار دیگری پرسید: آیا درست است كه عده ای قصد حكمیت بین شما و آقای رحیمی را دارند؟
نادران پاسخ داد: برخی دوستان در مجلس چنین قصدی دارند ولی من شرط كرده ام تنها در صورتی حاضر به پذیرش حكمیت هستم كه اولا بی طرف باشد، ثانیا همه به نتیجه آن پایبند باشند.
درحالی كه نادران با خبرنگاران صحبت می كرد فرهاد تجری نماینده قصر شیرین از كنار او رد شد و خطاب به وی گفت: دولت را تضعیف نكن! نادران كه این حرف را شنیده بود در پاسخ به او و در همان جمع خبرنگاران گفت: كسی كه فساد مالی در حد شهرام جزایری دارد نمی تواند پرچمدار مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد.

محاکمه میرحسین موسوی ، مهم ترین کار بر زمین مانده مملکت!

نمایندگان مردم ، وکلای آنها هستند و آینه تمام عیار خواست ها و مطالبات ملی و امروز ، در شرایطی که همه مشکلات مملکت حل شده و فقر و فساد و تبعیض نیز به موزه تاریخ رفته است ، تمام وجود مردم را این دغدغه پر کرده است که چرا موسوی هنوز آزاد است و مردم هر وقت در تاکسی و مترو و مهمانی ها و ادارات با همدیگر صحبت می کنند ، نه از بدبختی هایشان و از گرانی های جدید و سرگردانی هایشان در این اداره و آن سازمان ، که از میرحسین موسوی سخن می گویند و از تعلل نمایندگان در عدم پیگیری شکایت از او و مجازاتش!
عصرایران ؛ جعفر محمدی- آن طور که در خبرها آمده است، یکصد نماینده مجلس شورای اسلامی، با امضای شکایت نامه ای علیه میرحسین موسوی، از دادستانی کل کشور خواسته اند به جرایم او در خصوص حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند. دادستان کل نیز اخیرا وصول این شکواییه را تایید کرده است.
این شکایت نامه حاکی از آن است که نمایندگان مجلس تا چه اندازه در احقاق حقوق مردم مصمم هستند والا دلیلی نداشت که زمان ذی قیمت خود را مصروف پیگیری و شکایتی کنند که هیچ نفعی به حال شان ندارد.
وکلای مردم، آن طور که گفته اند، این شکایت را تا آخر پیش خواهند برد، البته آخرش چه خواهد شد؟ الله اعلم؛ ولی خیلی ها بدشان نمی آید که سرانجام میرحسین را جلوی ستادش دار بزنند و هکذا رییس اسبق مجلس ایران را!
ما نیز امیدواریم این اتفاق رخ دهد و مشکلات کشور به کلی حل شوند به جز چند مشکل فرعی و کوچک دیگر که آنها هم اهمیت چندانی ندارند و اساسا نیازی به ورود نمایندگان نیست.
مثلا چه نیازی هست نمایندگان مجلس کار به آن مهمی را رها کنند و در باره گران شدن نان یا افزایش 30 تا 60 درصدی لباس در آغاز فصل سرما یا صف های طولانی گاز و بنزین و مسایلی از این دست به خودشان زحمت بدهند؟!
یا اگر کارگران زیادی ماه هاست که حقوق نگرفته اند و خانواده هایشان در آستانه فروپاشی هستند و بعضی هایشان دست به خودکشی زده اند، باز مساله مهمی نیست. زندگی پستی و بلندی زیادی دارد و این هم یکی از آنها!
چندی پیش علی کردان، زیر یک نامه اداری را با این مضمون پاراف کرده بود که باید سگ های پول یاب تربیت کنیم.
این پاراف، جنجال برانگیز شد و وقتی خبرنگاری از وی علت این نوشته غیرمتعارف را پرسید، پاسخ داد: قرار بود چک حقوق مرا بدهند ولی خیلی طول کشید و من هم ناراحت شدم و آن مطلب را زیر نامه نوشتم.
واقعا در شرایطی که تعویق چند روزه حقوق کردان ، او را چنین آشفته می کند ، کارگران بیچاره ای که درآمدی جز حقوق ناچیز کارگری ندارند و ماه هاست که از آن هم محروم شده اند چه کاری باید بکنند؟!البته اینکه چه کاری باید بکنند، ربطی به حوزه مسوولیت نمایندگان مجلس ندارد، آنها فعلا مشغله های مهم تری دارند و تا میرحسین را به اوین نفرستند آرام نمی گیرند.
نمایندگان مجلس اگر شنیدند که فقر و بیکاری زنان را به فحشا و مردان را به دزدی و جوانان را به اعتیاد و ... کشانده است، اصلا دلگیر نشوند و مبادا از کار اصلی شان غافل بمانند.
آنها برای خروج هر روزه صاحبان اندیشه و علم از کشور نیز دل نگران نباشند. اتفاقا هر چقدر انسان های نخبه بیشتر از کشور خارج شدند، برای خیلی ها بهتر هم هست.
اگر شالیکاران شمالی، گندم کاران خراسانی، باغداران آذری، نخل داران جنوبی و... به واسطه واردات بی رویه، به دلیل نبودن صنایع تبدیلی و بسته بندی و به علت سوء مدیریت ها به خاک سیاه نشسته اند و اگر سیب دماوند در 80 کیلومتری تهران روی دست کشاورزان باد کرده و سیب های خارجی از آن سوی دنیا خود را به بازارهای میوه پایتخت رسانده اند، آقایان خم به ابرو نیاوردند و شکایت جدیدی علیه عاملان این وضعیت تنظیم نکنند.
نمایندگان، کار چندانی با شایسته سالاری در عزل و نصب ها هم نداشته باشند و اگر هم بخواهند وارد این قبیل مسایل شوند، بگردند و ببینند چه کسی با مدرک تحصیلی جعلی به مناصب عالی رسیده است تا برای او پیام تبریک بفرستند!
نمایندگان به این مسایل پیش پا افتاده که سن اعتیاد در کشور به دوره نوجوانی رسیده، ایدز بیداد می کند، زنان خیابانی همه جا پراکنده شده اند و کودکان کار، به جای درس خواندن در دبستان در چهاراه ها آدامس و گل و فال حافظ می فروشند نیز اصلا توجهی نداشته باشند تا مبادا از آن کار اصلی باز بمانند و مردم را از خود برنجانند.
لازم نیست نمایندگان مردم برای حل مشکل ترافیک هم کاری بکنند. مردم خودشان یکجوری با موضوع کنار می آیند. حتی اگر دولت به مصوبه نمایندگان برای اختصاص بودجه به مترو تره هم خرد نکرد، نمایندگان باز هم به رگ غیرت شان بر نخورد. فوقش مردم کمی بیشتر در ایستگاه های مترو منتظر قطار می مانند در داخل قطارها هم کمی صمیمی تر می نشینند و می ایستند!
نمایندگان حتی به خود این زحمت را هم ندهند که آمار اعلام شده توسط بانک مرکزی، سخنگوی دولت (نهم) و وزیر اقتصاد را درباره میزان درآمد نفتی در چهارسال گذشته با یکدیگر مقایسه کنند و از آقایان یک سوال کوچک بپرسند که ماجرای اختلاف های چند میلیارد و گاه چند ده میلیاردی در اعداد اعلامی چیست؟ (منظور از این اعداد دلار است. با ریال و تومان خودمان اشتباه نشود!)
نمایندگان مجلس بهتر است به کارهای مهم تری مانند پیگیری شکایت از موسوی بپردازند و کاری هم نداشته باشند که شرم آورترین وضعیت اینترنت در جهان متعلق به ایران است و حتی عراقی ها و افغانی ها هم به سرعت لاک پشتی اینترنت در ایران می خندند و مضحکه عام و خاص شده ایم.
نمایندگان مبادا از کارهای اصلی غفلت کنند و به مقولات حقیری مانند صنعت و معدن بپردازند و وقت خودشان را صرف حل مشکلات کارخانه های تعطیل و نیمه تعطیل و کارگران اخراج شده و ... کنند.نیازی هم نیست به جفای دیرین تحمیل خودروهای از رده خارج وطنی به ملت با قیمت چند برابری رسیدگی کند و داد مردم را بستانند.مرگ سالانه 25-6 هزار ایرانی در تصادفات رانندگی هم که یک موضوع تکراری است و نباید وقت مجلس را به تکرار مکررات هدر داد.
اگر نمایندگان می بینند که ساخت پروژه ای مانند اتوبان تهران- شمال پس از 40 سال همچنان لنگ لنگان ادامه دارد، وقتی می بینند که بعد از 30 سال هنوز پل میانگذر دریاچه ارومیه تکمیل نشده، اگر در سفرهای خارجی شان- که بیش باد- می بینند که فرودگاه بین المللی تهران بعد از 35 سال همچنان ناقص است، اگر در گذر از عباس آباد تهران، مصلای نیمه کاره ای را می بینند که 20 سال است در آن کارگران مشغول به کارند، اگر خبردار می شوند که تعلل های مسوولان در انجام پروژه های گازی باعث شده است قطری ها میلیاردها متر مکعب بیشتر از ما از میدان گازی مشترک برداشت کند و اگر... اصلا جوگیر نشوند و خدای نکرده از امور مهمی مانند شکایت از موسوی و تعریف کردن حماسه کفش زدن به کروبی غافل نشوند زیرا در غیر این صورت ملت آنها را نخواهند بخشید.
نمایندگان مردم ، وکلای آنها هستند و آینه تمام عیار خواست ها و مطالبات ملی و امروز ، در شرایطی که همه مشکلات مملکت حل شده و فقر و فساد و تبعیض نیز به موزه تاریخ رفته است ، تمام وجود مردم را این دغدغه پر کرده است که چرا موسوی هنوز آزاد است و مردم هر وقت در تاکسی و مترو و مهمانی ها و ادارات با همدیگر صحبت می کنند ، نه از بدبختی هایشان و از گرانی های جدید و سرگردانی هایشان در این اداره و آن سازمان ، که از میرحسین موسوی سخن می گویند و از تعلل نمایندگان در عدم پیگیری شکایت از او و مجازاتش!خداوند چنین امثال نمایندگانی را که چشم به دهان مردم دوخته اند تا مطالبات شان را برآورده کنند ، زیاد کند!و در پایان مزید اطلاع این نمایندگان روایتی از علی علیه السلام را ذکر می کنیم که فرمود: آفت حکومت ها 4 چیز است: 1-کنار گذاردن امور اصلی و مهم جامعه2- پرداختن به امور فرعی 3-...بقیه اش بماند برای وقتی که آقایان همین دو مورد را رعایت کردند!

احضار جمعی فعالان کمپین یک میلیون امضا


سارا مقدم

با نزدیک شدن 13 آبان و بالا گرفتن احتمال شرکت گسترده مردم در تظاهرات این روز، برخی از فعالان اجتماعی از جمله فعالان کمپین یک میلیون امضا، فعالان جنبش دانشجویی و همچنین فعالان نهادهای غیردولتی از سوی دادسرای انقلاب احضار شدند.
پنج تن ازفعالان کمپین یک میلیون امضا به صورت کتبی و بیش از پنج نفر دیگر به صورت تلفنی به دادسرای انقلاب احضار شده اند. این در حالی است که فعالان دانشجویی نیز در روزهای اخیز به بهانه های مختلفی تحت فشار یا تهدید قرار گرفته اند.
از میان احضار شدگان فعالانی مثل خدیجه مقدم، جلوه جواهری، کاوه مظفری، پریسا کاکایی و مریم مالک، اعضای کمپین یک میلیون امضا به صورت کتبی احضار شده اند. پیشتر نیز برای برخی از فعالان اجتماعی و فعالان نهادهای غیردولتی احضاریه ارسال شده بود. همچنین از آغاز مهرماه تاکنون تعداد زیادی از دانشجویان فعال، به بهانه های مختلف توسط نهادهای امنیتی ـ نظارتی دانشگاه ها از جمله کمیته انضباطی تذکر دریافت کرده و یا برای انجام ندادن "هرگونه فعالیت اجتماعی ـ سیاسی" تحت فشارومورد تهدید قرار گرفته اند.
در این احضاریه ها که تاریخ صدور آن 29 مردادماه است، "ارائه پاره ای از توضیحات" تنها علت احضار عنوان شده است. خدیجه مقدم از فعالان شناخته شده جنبش زنان که تاکنون بارها مورد بازجویی قرار گرفته و مدتی را نیز در زندان به سر برده، در باره این احضار، در گفت و گو با روز می گوید : من با احضاریه کتبی از سوی شعبه 30 دادگاه انقلاب همراه وکیلم خانم نسیم غنوی به دادگاه رفتم و عجیب اینکه متوجه شدم یکی از اتهام هایی که به من وارد شده بود بر هم زدن امنیت داخلی بود که در باره آن مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتم و در واقع مربوط بود به حضورم در تجمعی که به حمایت از مردم فلسطین و غزه مربوط می شد. من و وکیلم در قبال این اتهام دفاع کردیم. اما بعد از اینکه به خانه بر گشتم احضاریه کتبی شعبه 3 دادسرای انقلاب را دو نفر به منزلم آوردند؛ البته پیش از آن هم به صورت تلفنی از سوی این شعبه احضار شده بودم.
کاوه مظفری و جلوه جواهری نیز که هر دو فعال کمپین یک میلیون امضا هستند برای چندمین بار احضار شده اند. کاوه مظفری درباره چگونگی و زمان این بازداشتها و همینطور مدتی که او و همسرش در زندان گذرانده اند به سایت روز می گوید :جلوه تا به حال دوبار احضار و 5 مرتبه بازداشت شده است. یک بار در جریان 13 اسفند 1385 مقابل دادگاه انقلاب در دفاع از فعالان زنان متهم در تجمع 22 خرداد 1385 به همراه 32 فعال حقوق زنان دیگر به مدت 4 روز بازداشت شد. بار دوم در کارگاه آموزشی کمپین یک میلیون امضاء در خرم آباد به همراه 25 نفر دیگر به مدت یک روز بازداشت شد. بار سوم که ابتدا احضار و بعد بازداشت شد، مرتبط با فعالیت در سایت تغییر برای برابری بود که به اتهام تبلیغ علیه نظام به مدت 32 روز در بازداشت ماند (به همراه مریم حسین خواه که 45 روز در بازداشت بود)، و در نهایت در دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعلیقی به همراه مریم حسین خواه، پروین اردلان، و ناهید کشاورز محکوم شد. بار چهارم در 23 خرداد 87 در مقابل گالری ابریشم به همراه 8 فعال حقوق برابر دستگیر و به مدت یک روز بازداشت شد. در این پرونده، جلوه به اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد که هنوز در مرحله تجدید نظر است. بار پنجم روز 11 اردیبهشت 88 در خانه به اتهام فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء دستگیر و به مدت 35 روز بازداشت شد؛ و این بار احضار دوم جلوه است.
او ادامه می دهد:>من هم، تا به حال دو مرتبه بازداشت شدم. بار اول، در تاریخ 11 اردیبهشت 88 در پارک لاله به همراه حدود 70 نفر در روز کارگر، دستگیر و به مدت 54 روز بازداشت بودم که با وثیقه آزاد شدم؛ مرتبه بعد 18 تیر 88 بود که 43 روز بازداشت بودم و با کفالت آزاد شدم. و اکنون نیز برای بار اول احضار شده ام.
کاوه مظفری همچنین درباره اتهامات وارد شده به خود و همسرش در بازجویی ها و دادگاه های مختلف می گوید: موارد اتهامی جلوه تا به حال اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام (ماده 500 قانون مجازات اسلامی) و تبانی و اجتماع برای بر هم زدن نظم (ماده 610) بوده است. من هم، با همین موارد متهم شدم. البته اتهام های دیگری همچون تمرد از دستور پلیس، بر هم زدن نظم، و... هم بوده است. اما بیشتر بر دو ماده 500 و 610 تاکید شده است. البته، عضویت در کمپین را هم به عنوان جرم به جلوه ربط داده بودند که به ماده 610 تغییر کرد.

این فعال مدنی درباره احضار دسته جمعی فعالان زن می گوید : در یک نگاه خوشبینانه می توان گفت که این احضارها برای تهدید کردن و ترساندن است (به ویژه در آستانه 13 آبان)، اما چون دایره احضارها گسترده شده و اعضای کمپین یک میلیون امضاء را هدف قرار داده، می شود تصور کرد که یک نگاه امنیتی سعی دارد تا سناریویی تازه برای کمپین به طور خاص و جنبش زنان به طور عام طراحی کند، تا در شرایط سیاسی فعلی بتواند از چنین سناریویی بهره برداری کند. همچنین، می توان این طور برداشت کرد که با چنین برخوردی می خواهند در کوتاه مدت ترس ایجاد کنند و در بلند مدت پروژه به انفعال کشاندن جنبش زنان را شروع کنند. با این وجود، نمی دانم در شرایط متزلزل فعلی اصلاً روند اتفاقات مسیری خطی را طی می کند یا نه؟ به همین خاطر حدس زدن علت این احضارها هم ساده نیست.
اما یکی از فعالان جنبش زنان که تمایلی به گفتن نامش ندارد تعداد احضارها را بیش از این می داند و می گوید : بخشی از افرادی که ازسوی اطلاعات به آنها تلفن شده آدرسی برای ارسال نامه نداده اند و برخی نیز تمایلی به گفتن و خبری کردن احضارها ندارند؛ این اتفاق در بین فعالان جنبش دانشجویی نیز رخ داده است.
وی می افزاید: به نظر من فعالان کمپین به منظور ایجاد رعب و وحشت در آستانه اعتراضات 13 آبان به دادگاه احضار شده اند. متاسفانه مسئولان هنوز بر این باورند که با اتخاذ سیاستهای تهدید و اعراب می توانند گامی مثبت در جهت خاموش کردن اعتراضات عمومی بردارند. البته این سیاست بر این باور استوار است که فعالان اجتماعی رهبری اعتراضات مردمی را بر عهده دارند. مسئولان متاسفانه به این واقعیت پی نبرده اند که این اعتراضات نتیجه نارضایتی مردم است و اتفاقی خود جوش. بجای اینکه دائم فشار را بر فعالان شناخته شده از طریق احضار و بازداشت و تهدید افزایش دهند بهتر است که نارضایتی عمومی را جدی گرفته و اقداماتی سازنده در جهت بهبود فضای کشور، از جمله تضمین حقوق اولیه شهروندی و حقوق بشر و ایجاد فضایی که شهروندان ایرانی از حداقل های رفاه اجتماعی و اقتصادی برخوردار باشند، انجام دهند.
وی می افزاید: تا وقتی که مسئولان صادقانه برای رفع بی اعتمادی هایی که پس از انتخابات در بین مردم به وجود آمده اقدام نکنند، اعتراضات ادامه خواهد داشت .
وی درباره واکنش فعالان کمپین در ارتباط با احضارهای جدید می گوید : اقدام فعالان زن و به ویژه کمپین یک میلیون امضا، همواره قانونی بوده؛ همانطور که چندین عضو کمپین که با اتهام جمع آوری امضا یا عضویت در کمپین، بازداشت و دادگاهی شده بودند، توسط دادگاه تبرئه شدند.
از این رو باز هم فعالان کمپین اگر به صورت کتبی برایشان احضاریه فرستاده شود در دادگاه حاضر می شوند و از روش های قانونی خود برای احقاق حقوق اولیه زنان و تغییر قوانین تبعیض آمیز دفاع می کنند.

تجمع خانواده ها؛ طلب آزادی در بهارستان


فرشته قاضي

دو روز بعد از آزادی محمد قوچانی که با استقبال پرشور روزنامه نگاران و اصلاح طلبان و مردم آزادی خواه روبرو شد آزادی هنگامه شهیدی روزنامه نگار با تنی بیمار، دومین خبر خوش روزنامه نگاران بود اما خبرهائی که از بلاتکلیفی و وضعیت بد روحی و جسمی فریبا پژوه، ادامه بدرفتاری ها با عیسی سحرخیز و احمد زیدآبادی می رسد همزمان با انتشار کیفرخواست مضحک بهزاد نبوی و ابراهیم امینی فضای رسانه ها را بار به شدت مکدر کرده است.

"روز" در گفتگو با خانواده های این زندانیان، درد و رنج آنها را بازخوانی کرده است.
خانواده های زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که امروز ساعت 11 صبح در بهارستان تجمع خواهند کرد.در این بیانیه آمده است: اینک که هنوز همه وکلای تعینی موفق به دیدار با موکلینشان و قرائت پرونده های آنان نشده اند و نوعی بازدارندگی مرموز و غیرشفاف این حق قانونی و ابزار حقوقی را از بی گناهان دربند سلب نموده است و تأخیر در وعده آزادی عزیزانی که پیش تر ها خانواده هایشان منتظر رهایی شان بوده اند و این خلف وعده های مکرر موجب دست یازیدن به شیوه های نامتعارف چون اعتصاب غذا توسط آنان شده است، بر خود واجب می دانیم که بار دیگر با تجمعی آرام و این بار در مقابل خانه خودمان، خانه ملت که بیش از یکصد سال پیش پدران و مادرانمان برای مقابله با ظلم زورمداران، تمنای آن کردند و با پیروزی نهضت مشروطیت بدان دست یافتند، صدای اعتراضمان را به وضعیت موجود به نمایندگان مردم می رسانیم. با این امید که استقلال قوا بهانه ای برای عدم پاسخگویی مسئولین قوه قضائیه به سوالات پی در پی ما نباشد.
در ادامه این بیانیه تصریح شده است: ما آزادی فرزندانمان را می خواهیم. آزادی همسرانمان را. آزادی پدران و مادرانمان را. یک روز جدایی از آن ها حقی است که مسئولین نظام اسلامی از ما سلب کرده اند و ما این حق مسلم خود را تنها موکول به آخرت نمی کنیم که دین اسلام، دین خاتم، پاسخ گوی حق و نیاز امروز است و ما نیاز امروزمان را همین امروز مطالبه می کنیم.

هنگامه شهیدی آزاد و به بیمارستان منتقل شد
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر روز گذشته با قرار وثیقه 90 میلیون تومانی آزاد شد. حکم آزادی این روزنامه نگار که از 9 تیرماه در بازداشت به سر می برد توسط قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب صادر شده بود. خانم شهیدی که از 8 روز پیش و دراعتراض به وضعیت نامعلوم خود در اعتصاب غذا به سر می برد، پس از آزادی به بیمارستان منتقل شد. خواهر این روزنامه نگار به "روز" گفت: "بعد از آزادی هنگامه به خانه آمدیم اما به یکباره از حال رفت و به صورت اورژانس او را به بیمارستان منتقل کردیم".
خانم شهیدی که دچار ناراحتی قلبی است، صبح روز گذشته هم که به دادگاه منتقل شده بود در دادگاه از حال رفته و به بهداری زندان اوین منتقل شده بود.
محمد مصطفایی، وکیل این روزنامه نگار درباره پرونده موکلش به "روز" گفت که "شركت در اجتماعات غير قانوني، تباني به قصد بر هم زدن امنيت كشور، تبليغ عليه نظام، اخلال در نظم عمومي و اهانت به محمود احمدی نژاد" به عنوان اتهامات خانم شهیدی عنوان شده است.
به گفته این وکیل دادگستری، چهارشنبه، 13 آبان محاکمه هنگامه شهیدی، در شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.

بازجو و وزارت اطلاعات، مانع آزادی فریبا پژوه
فریبا پژوه، روزنامه نگار و وبلاگ نویس روز گذشته در زندان اوین با خانواده خود ملاقات کرد. این ملاقات به صورت کابینی بوده است.
مادر فریبا پژوه در گفتگو با "روز" وضع روحی و جسمی دخترش را نامساعد توصیف کرد و گفت: "وضع روحی فریبا اصلا خوب نیست؛ او به شدت عصبی و سردرگم است و شب ها نمی تواند بخوابد".
خانم پژوه با بیان اینکه دختر روزنامه نگارش هر روز 7-8 قرص آرام بخش مصرف می کند، افزود: "فریبا به دلیل سرماخوردگی، اعتصاب غذایش را شکسته است. او به شدت ضعیف شده و از یک سو مشکل گوارشی دارد و از سوی دیگردر ناحیه قفسه سینه درد دارد که دکتر زندان به او گفته منشا این درد عصبی است".
او همچنین خبر داد که بعد از انتقال هنگامه شهیدی به بند عمومی، فریبا با یک زندانی دیگر که اتهامش قاچاق مواد مخدر است در یک سلول نگهداری می شود.
به گفته خانم پژوه از 8 روز پیش بازجو، سراغ فریبا نمی آید. مادر فریبا پژوه خواستار روشن شدن هر چه زودتر وضعیت پرونده دخترش و آزادی او شد و گفت: " ما آزادی آقای قوچانی و خانم شهیدی و همچنین آقای الویری را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که این روند ادامه داشته باشد".
به گفته خانم پژوه بازجو و زارت اطلاعات مانع آزادی این روزنامه نگار هستند.
از سوی دیگر مینا جعفری، وکیل فریبا پژوه به "روز" گفت قرار بازداشت این روزنامه نگار تا دوماه دیگر تمدید شده است.
خانم جعفری افزود: "بعد از ابلاغ تمدید قرار بازداشت، فریبا به این مساله اعتراض کرده و بازپرس پرونده پذیرفته و قرار بازداشت برای تعیین تکلیف به شعبه 26 دادگاه انقلاب ارجاع شده است."

امیدی به آزادی سحرخیز نیست
خانواده عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی نیز روز گذشته با او ملاقات کردند. مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامه نگار به "روز" گفت که وضع روحی و جسمی پدرش خوب بوده است.
او افزود: "دادستان تهران هفته گذشته در زندان اوین با پدرم دیدار کرده و گفته بود که به زودی دادگاه پدرم برگزار می شود اما ما خبری از زمان دادگاه نداریم."
مهدی سحرخیز با بیان اینکه پدرش از آزادی آقایان الویری و قوچانی خبر داشت گفت: "مادرم درباره وقایع اخیر و بیانیه اخیر آقای موسوی و همچنین مراسم 13 آبان به پدرم خبر داده است."
به گفته فرزند آقای سحرخیز، این روزنامه نگار نسبت به وقایع آتی کشور خوش بین بوده و گفته است که حتما اتفاقات خوبی خواهد افتاد.
عیسی سحرخیز در عین حال از آزادی خود در آینده ای نزدیک ابراز ناامیدی کرده و همچون ملاقات های پیشین به خانواده اش گفته است که منتظر آزادی او نباشند.
مهدی سحرخیز همچنین خبر داد که مادرش قبل از ملاقات با آقای سحرخیز به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و با قاضی پرونده پدرش ملاقات کرده است.
او گفت: "قاضی حرف های امیدوار کننده ای نمی زند و فقط می گوید نتیجه پرونده برای ما ارسال نشده است. مادرم به این موضوع اعتراض کرده و گفته که 2 ماه است همین را می گویید که قاضی جواب داده است بعضی چیزها از دست من خارج است".
قاضی پرونده همچنین به همسر آقای سحرخیز گفته است که اگر خواهان ملاقات حضوری هستند باید به شخص دادستان تهران مراجعه کنند.

بی خبری مطلق از سردبیر سحام نیوز
هیچ خبری از وضعیت محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز که از 17 شهریور در بازداشت به سر می برد، نیست. این روزنامه نگار تا کنون فقط یک بار با مادرش تماس تلفنی داشته و اطلاعي از پرونده او و نيز وضعيت جسمي و روحي اش در دست نيست. مینا جعفری که به اتفاق ژینوس شریف رازی، وکالت آقای داوری را برعهده دارد به "روز" گفت که دیروز براي اعلام وكالت به دادگاه انقلاب مراجعه كردیم اما اطلاعات دقيقي از جمله شعبه، ‌شماره پرونده و اتهام اين عضو سازمان معلمان داده نشد و عملا امكان وكالت براي وكلاي وي وجود ندارد.

دادستان تهران، ‌مخالف قرار وثيقه براي صالح دلدم
مینا جعفری، درباره موکل دیگر خود، صالح دلدم نیز گفت که بازپرس شعبه دوم امنيت دادگاه انقلاب براي صالح دلدم، قرار وثيقه صادر کرده، اما دادستان تهران با اين قرار مخالفت كرده ومانع اجراي اين قرار و توديع وثيقه براي وي شده است.
وی با بیان اینکه میزان وثیقه صادر شده و همچنین اتهامات آقا دلدم به وکلای او اعلام نشده است گفت: "بر اساس گفته های موکلم تا کنون هیچ اتهامی به او تفهیم نشده است."
صالح دلدم، يكي از فعالان ستاد انتخاباتی مهدی كروبي در شرق تهران بود که نيمه شب 27 خرداد ماه بازداشت شد واز آن موقع در بند 209 به سر مي برد.

تهدید خانواده زیدآبادی به بازداشت
خانواده احمد زیدآبادی، روز گذشته پس از 50 روز موفق شدند با این روزنامه نگار در زندان اوین ملاقات کنند. مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی روحیه همسرش را "عالی" توصیف کرده و به سایت ادوارد نیوز گفته است: "آقای زیدآبادی مجددا تاکید کردند که از ابتدای بازداشت یعنی بیش از چهار ماه و نیم گذشته همواره در انفرادی بوده‌اند."
خانم محمدی خبر از تهدید های بازجوی همسرش هم داده و گفته: "به آقای زیدآبادی گفته‌اند اگر همسرت مصاحبه‌هایش را در مورد اتهامات و وضعیت تو ادامه دهد او را نیز بازداشت خواهیم کرد."
به گفته همسر احمد زیدآبادی، دادستان تهران همچنین به آقای زیدآبادی وعده داده است که به زودی وی را از سلول انفرادی خارج و به سلول‌های دو نفره منتقل می کنند.
از سوی دیگر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران خبر داد: پرونده احمد زیدآبادی با صدور كیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال شد.

اخلال در ترافیک، اتهام بهزاد نبوی!
وکیل بهزاد نبوی اعلام کرد این عضو شاخص سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، روز یکشنبه محاکمه شده و یکی از اتهام های او "اخلال در ترافیک روزهاى ۲۳ و ۲۵ خردادماه" است.
به گفته محمد صالح نیکبخت، "شرکت در راهپیمایى اعتراض‌آمیز به نتایج انتخابات در روزهاى ۲۳ و ۲۵ خردادماه، اخلال در ترافیک در روزهاى مذکور، تبلیغ علیه نظام و نگهدارى اسناد محرمانه" به عنوان اتهامات آقای نبوی اعلام شده است.
در کیفرخواست جلسه نخست دادگاه تنها جمله ای که از بهزاد نبوی آمده بود این بود که او حاضر نیست به میرحسین موسوی خیانت کند.
آقای نیکبخت به خبرگزاری های ایسنا و ایلنا گفته است: "در این مدت کوتاه نتوانستم تمام پرونده را قرائت کنم؛ از سوی دیگر بهزاد نبوی نیز آمادگی برای تقدیم دفاعیه را نداشت به همین دلیل از دادگاه تقاضای استمهال ۵ هفته‌ای برای برگزاری جلسه بعدی را کردیم که دادگاه با درخواست استمهال موافقت اما ۵ هفته فرصت را نپذیرفت."
به گفته این وکیل دادگستری، بهزاد نبوی از رئیس دادگاه خواسته با توجه به اینکه وی دو جلسه در دادگاه حاضر شده و علیه وی کیفرخواست مفصلی قرائت شده و در آن به نبوی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اتهاماتی وارد شده است، جلسه دادگاه‌اش به صورت علنی برگزار شود تا وی بتواند به این اتهامات پاسخ دهد و اتهاماتی که الزامات محرمانه دارد به صورت غیرعلنی برگزار شود که قرار شد دادگاه در مورد درخواست تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه یا کفالت و نیز برگزاری علنی یا غیرعلنی دادگاه بعدا اعلام نظر کند.
آقای نیکبخت گفته است که با توجه به بیمارى موکلش و توصیه پزشکان مبنى بر لزوم دورى او از محیط ‌هاى پر استرس، خواستار تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه یا وکالت و بدین ترتیب آزادى وى شده است.
بهزاد نبوی بعد از دادگاه مجددا به بیمارستان منتقل شده است.

کیفرخواست انفرادی و دادگاه غیر علنی برای ابراهیم امینی
وكيل مدافع ابراهيم اميني از صدور كيفر خواست انفرادي وي خبر داد. ابراهیم امینی عضو کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان و بازداشت شدگان پس از انتخابات است؛ این کمیته توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی ایجاد شده بود.او همچنین عضو حزب اعتماد ملی است. عباس شیری، وکیل آقای امینی دیروز به خبرگزاری فارس گفته است: طبق اطلاعاتي كه به صورت شفاهي كسب كرده‌ايم قرار اميني بازداشت نيست و تنها قرار 300 ميليون وثيقه يا كفالت براي وي در نظر گرفته شده كه به احتمال قوي اين قرار وثيقه است.
وكيل مدافع اميني در ادامه تصريح كرده: به احتمال زياد در هفته جاري دادگاه رسيدگي به اتهامات اميني برگزار خواهد شد و قطعا اين دادگاه غيرعلني خواهد بود.

هنگامه شهيدي آزاد شد

هنگامه شهيدي يكي از متهمان حوادث اخير روز يكشنبه از زندان اوين آزاد شد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران، رييس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران متهم را با پذيرش توديع وثيقه به مبلغ نود ميليون تومان از زندان آزاد كرد.
اولين جلسه دادگاه متهم روز يكشنبه در همين شعبه برگزار شد كه بعد از قرائت كيفرخواست دادستان، متهم براي دفاع از خود از دادگاه تقاضاي استمهال (مهلت) كه قاضي شعبه با تقاضاي متهم موافقت كرد.
جلسه بعدي رسيدگي به اتهامات متهم متعاقبا برگزار خواهد شد.