در روزهای اخیر در وبلاگستان فارسی واکنش شدیدی به انتقاد دکتر مهدی خزعلی از شعار نه غزه نه لبنان صورت گرفته است. بسیاری به او تاخته اند که چرا چنین گفته است و خواستار تجدیدنظرش در این موضع شده اند.
البته این اظهر من الشمس است که هر کس می تواند هر نظری که خواست داشته باشد و صد البته هرکس هم که بخواهد می تواند با این نظر مخالفت کند. اما واکنش عجیب و غریب و چکشی بعضی از وبلاگ نویسان فارسی به مهدی خزعلی و داغ شدن این مواضع در بالاترین موجب تاسف و ناراحتی است.
سبزها نباید فکر کنند چون مظلومند لزوماً محقند. این از داغ های شومی است که حکومت های مستبد بر اندیشه ی مخالفان خویش می گذارند: فضای بسته و سرکوبگرانه به همان اندازه که موجب اتحاد مخالفان می شود می تواند یکدستی توام با عصبی شدن آنان را نیز به همراه داشته باشد. تالی فساد این یکدستی توام با عصبیت این است که مخالفان اولا هیچ انتقادی را برنتابند و در ثانی اگر به پیروزی برسند دست به انتقام گیری های گسترده و کور بزنند. عمده تندروی هایی که در ابتدای انقلاب صورت گرفت معلول فضای بسته ی رژیم پهلوی بود. امروز دوباره آن زخم سرباز کرده است و اگر دموکراسی خواهان به فکر علاج آن نباشند بازی را از پیش باخته اند.
جنبش سبز یک جنبش چریکی و سازمان یافته نیست که متعهدین به آن تحت امر مطلق یک مرکزیت قدر اقتدار باشند. ویژگی جنبش در آن است که همه به رغم اختلافات فراوانی که دارند خواهان ملی شدن قدرت سیاسی و رفع ابهام از نتایج انتخابات ۸۸ هستند. این اختلاف دیدگاه ها را باید ارج نهاد، ولو این که اختلاف در مقاطعی موجب بروز انتقادهای روشی به خود جنبش شود.
شاید کمتر کسی به این توجه داشته باشد که عمده عامل فروپاشی بلوک شرق در برابر بلوک غرب نه الغای مالکیت خصوصی و حذف رقابت که از میان بردن سنت خود انتقادی بود. هر چه قدر که لیبرال ها با بسط قرائت و خودانتقادی سعی در جبران نقاط ضعف خویش و جذب گستره ی بیشتری از تفکرات به خود بودند مارکسیست-لنینیست ها با برچسب زنی های فراوان هر روز اندیشه ای را از خود راندند.
حتی حکومت دینی نیز فی نفسه ناکارآمد و غیر اخلاقی نیست؛ خطری که همواره و در هر شرایطی حکومت دینی را تهدید می کند آن است که ارباب قدرت که همزمان ارباب دین هم هستند گمان کنند که در ساحت قدرت(چونان ساحت دین) به منبع لایزال وحی الهی متصلند و آنچه کشف کرده اند حقیقت تردیدناپذیر ازلی و ابدی است.
باید خودانتقادی را ترویج کرد و سبزها باید از کسی را که از آنها انتقاد می کند تمجید کنند.
مهدی خزعلی خودی است، با تعصب های جاهلی او را غیرخودی نکنیم.
البته این اظهر من الشمس است که هر کس می تواند هر نظری که خواست داشته باشد و صد البته هرکس هم که بخواهد می تواند با این نظر مخالفت کند. اما واکنش عجیب و غریب و چکشی بعضی از وبلاگ نویسان فارسی به مهدی خزعلی و داغ شدن این مواضع در بالاترین موجب تاسف و ناراحتی است.
سبزها نباید فکر کنند چون مظلومند لزوماً محقند. این از داغ های شومی است که حکومت های مستبد بر اندیشه ی مخالفان خویش می گذارند: فضای بسته و سرکوبگرانه به همان اندازه که موجب اتحاد مخالفان می شود می تواند یکدستی توام با عصبی شدن آنان را نیز به همراه داشته باشد. تالی فساد این یکدستی توام با عصبیت این است که مخالفان اولا هیچ انتقادی را برنتابند و در ثانی اگر به پیروزی برسند دست به انتقام گیری های گسترده و کور بزنند. عمده تندروی هایی که در ابتدای انقلاب صورت گرفت معلول فضای بسته ی رژیم پهلوی بود. امروز دوباره آن زخم سرباز کرده است و اگر دموکراسی خواهان به فکر علاج آن نباشند بازی را از پیش باخته اند.
جنبش سبز یک جنبش چریکی و سازمان یافته نیست که متعهدین به آن تحت امر مطلق یک مرکزیت قدر اقتدار باشند. ویژگی جنبش در آن است که همه به رغم اختلافات فراوانی که دارند خواهان ملی شدن قدرت سیاسی و رفع ابهام از نتایج انتخابات ۸۸ هستند. این اختلاف دیدگاه ها را باید ارج نهاد، ولو این که اختلاف در مقاطعی موجب بروز انتقادهای روشی به خود جنبش شود.
شاید کمتر کسی به این توجه داشته باشد که عمده عامل فروپاشی بلوک شرق در برابر بلوک غرب نه الغای مالکیت خصوصی و حذف رقابت که از میان بردن سنت خود انتقادی بود. هر چه قدر که لیبرال ها با بسط قرائت و خودانتقادی سعی در جبران نقاط ضعف خویش و جذب گستره ی بیشتری از تفکرات به خود بودند مارکسیست-لنینیست ها با برچسب زنی های فراوان هر روز اندیشه ای را از خود راندند.
حتی حکومت دینی نیز فی نفسه ناکارآمد و غیر اخلاقی نیست؛ خطری که همواره و در هر شرایطی حکومت دینی را تهدید می کند آن است که ارباب قدرت که همزمان ارباب دین هم هستند گمان کنند که در ساحت قدرت(چونان ساحت دین) به منبع لایزال وحی الهی متصلند و آنچه کشف کرده اند حقیقت تردیدناپذیر ازلی و ابدی است.
باید خودانتقادی را ترویج کرد و سبزها باید از کسی را که از آنها انتقاد می کند تمجید کنند.
مهدی خزعلی خودی است، با تعصب های جاهلی او را غیرخودی نکنیم.
منبع: بيگاه ها

0 نظرات:
Post a Comment