وحدت و تفاهم با چه كسانی و بر چه مبنایی و بر چه محوری؟ با كسانی كه با ادعاهای دروغین و مشمئزكننده خود، حیثیت ملی ما را در دنیا لكهدار، دوستانمان را نگران و دشمنانمان را شاد كردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه جوانان پاكدل و سلیمالنفس این كشور را فریب دادند و با بیانیههای مبتنی بر دروغ و توهم خود، احساسات پاك آنها را به تنفر و عصیان آوردند؟
سایت پرچم متن نامه محرمانه سرگشاده جمعیت ایثارگران به هاشمی را منتشر كرد:
در ابتدای این نامه محرمانه آمده است: " اعضای شورای مركزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی كه جزئی از خانواده بزرگ ایثارگران میباشند طی چند دیدار با جنابعالی طی 12 سال گذشته به عنوان بخش كوچكی از امت بزرگ اسلام، هیچ مطالبه و انتظاری جز پیمودن راه امام(ره) و تأكید بر ارزشهای انقلاب اسلامی نداشته و از سر صدق و خیرخواهی اگر مسائلی پیرامون اطرافیان و بستگان شما بود و یا هر موضوع دیگری كه به حیثیت شما مربوط میشد هر چند تلخ، ولی صادقانه مطرح كرد زیرا بر این باور بود كه آسیب به حیثیت شما آسیب به نظام است. آغاز این راه (10 سال پیش) اوج انتقادات جریان دوم خرداد مدعی اصلاحطلبی و روزنامه سلام و… نسبت به شما بود و در آن زمان سخنی از احمدینژاد نبود.
در دیدارهای مختلف نسبت به رفتار جریانات انحرافی و افراطی دومخرداد خصوصاً پس از داستان عالیجناب سرخپوش و خاكستری و مسائل مربوط به انتخابات مجلس ششم، مطالبی را از روی خیرخواهی منعكس كردیم ولی متأسفانه هیچگاه شاهد اقدام مثبتی كه بیانگر مهار، كنترل و یا اصلاح باشد نبودیم.
در این نامه با اشاره به مطالبی كه درباره نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در تاسیس و حمایت از حزب كارگزاران منتشر شده آمده است: "هاشمی پس از جنگ چقدر در شكلگیری جریان كارگزاران سازندگی كه به اعتراف دبیركل آن، تفكر لیبرال سرمایهداری و حاكمیت تكنوكراتها را در پی داشت، نقش ایفا كرد؟ یا ایشان نسبت به دائمیكردن پُست ریاستجمهوری كه در سالهای 1375 و 1376 مطرح شد و انتخابات مردم را اساساً بیرنگ میكرد چرا سكوت كرد و یا چه نقشی داشت؟ در دوره مدیریت اجرائی، وی چقدر ارزشهای دینی، سادهزیستی، مبارزه با ویژهخواری و به طوركلی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض تقویت گردید؟
به یاد دارید كه در انتخابات مجلس ششم، همانهایی كه با حمایت هاشمی بر كرسی قدرت اجرایی كشور و منابع اقتصادی و نفتی مسلط شدند، با یار دیرینه امام چه كردند؟ آنها همینهایی نیستند كه امروز به دروغ خود را دوستدار هاشمی نشان میدهند؟
این تشكل اصولگرا در بخشی هایی از این نامه از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پرسیده است: "بازخوانی مواضع مورد تأكید شما در خطبههای نمازجمعه قبل از انتخابات و نامه 19 خرداد شما به رهبر معظمانقلاب در درك بهتر نقش شما كمك میكند...سخنان تحریكآمیز صبیه شما در جمع آشوبگران چطور؟ تحركات ناصواب آقازاده تان را چطور توجیه كنیم؟
افكار عمومی سوال میكند در فتنه اخیر، ایشان از یك سو در متن جریان دومخرداد و در جلسات سران آنها حضور دارند و از سوی دیگر با حاكمیت مراوده؛ چرا به جای اینكه قانونشكنان را دعوت به تمكین از قانون كنند، به مجریان قانون توصیه میكردند كه به مطالبات فراقانونی آنها پاسخ گویند؟ ایشان كه با آن همه سابقه كار اجرایی میدانند كه تقلب گسترده آن هم در حد 11 میلیون رأی در نظام اجرایی و نظارتی انتخابات ریاستجمهوری در ایران امكان ندارد، چرا از ساز و كاری كه بر اساس آن خودشان بارها منتخب مردم شدند دفاع نكردند؟
اكنون كه گردوغبار و دود و آتش فتنهها فرو نشسته و كودتاگران دروغگو از موفقیت فتنه خود مأیوس شدهاند و طشت رسوایی دروغگوییهای آنها پیدرپی از پشتبام به زمین میافتد، بحث از تفاهم و وحدت جز در مسیر تنزیه و تطهیر سران آشوب است؟ وحدت و تفاهم با چه كسانی و بر چه مبنایی و بر چه محوری؟ با كسانی كه با ادعاهای دروغین و مشمئزكننده خود، حیثیت ملی ما را در دنیا لكهدار، دوستانمان را نگران و دشمنانمان را شاد كردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه جوانان پاكدل و سلیمالنفس این كشور را فریب دادند و با بیانیههای مبتنی بر دروغ و توهم خود، احساسات پاك آنها را به تنفر و عصیان آوردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه جمهوریت نظام را بر نتافتند و پشتوانه 85 درصدی رأی مردم از نظام كه بیانگر اعتماد عمیق مردم به نظام بود را خدشهدار كردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه با رفتار و گفتار خود برای طرفهای مذاكره هستهای، فرصت و امكان تحمیل فشار بیشتر بر كشورمان فراهم آوردند؟!
از سویی میشنویم كه شما در جلسات خصوصی از مواضع حكیمانه رهبرمعظمانقلاب حمایت میكنید و مشروعیت نظام را به تبعیت از ولایت میدانید و از سوی دیگر برداشت افكار عمومی از مواضع علنی و عمومی شما در نقطه مقابل آن قرار دارد؛ این دوگانگی را چگونه تحلیل كنیم؟
در پایان این نامه پیشنهاداتی به رئیس مجلس خبرگان برای برون رفت از اوضاع فعلی داده شده است كه مهم ترین آنها چنین است: "دوباره هاشمی انقلاب، به مواضع اصولی خود برگشته و با شجاعت تمام، مواضع ساختارشكنانه قانونستیزان و دیكتاتورهایی را كه مقابل رأی مردم ایستادند را به نقد اساسی بكشاند و منافع ملی را در تمكین همگان به رأی مردم اعلان و شرایط خدمتگزاری هر چه بیشتر را برای دولت دهم سرعت بخشید.
هر طرحی برای تفاهم و وحدت بعضی خواص، بر پایه ولایتمداری و تبعیت از قانون قابل شكلگیری است.
از موضع آزادیخواهی و داوطلبانه، خواستار رسیدگی به اتهامات وابستگان و نزدیكان خود در تمام زمینهها شوید تا در دادگاهی عادلانه رسیدگی شود؛ البته اخباری در این خصوص از ناحیه شما دریافت كردیم كه مقدمه بسیار خوبی است. بدیهی است اگر در دادگاه عادلانه ثابت شود كه به فرزندان و بستگان شما نیز ظلمی شده باید جانب مظلوم رعایت شود.
سایت پرچم متن نامه محرمانه سرگشاده جمعیت ایثارگران به هاشمی را منتشر كرد:
در ابتدای این نامه محرمانه آمده است: " اعضای شورای مركزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی كه جزئی از خانواده بزرگ ایثارگران میباشند طی چند دیدار با جنابعالی طی 12 سال گذشته به عنوان بخش كوچكی از امت بزرگ اسلام، هیچ مطالبه و انتظاری جز پیمودن راه امام(ره) و تأكید بر ارزشهای انقلاب اسلامی نداشته و از سر صدق و خیرخواهی اگر مسائلی پیرامون اطرافیان و بستگان شما بود و یا هر موضوع دیگری كه به حیثیت شما مربوط میشد هر چند تلخ، ولی صادقانه مطرح كرد زیرا بر این باور بود كه آسیب به حیثیت شما آسیب به نظام است. آغاز این راه (10 سال پیش) اوج انتقادات جریان دوم خرداد مدعی اصلاحطلبی و روزنامه سلام و… نسبت به شما بود و در آن زمان سخنی از احمدینژاد نبود.
در دیدارهای مختلف نسبت به رفتار جریانات انحرافی و افراطی دومخرداد خصوصاً پس از داستان عالیجناب سرخپوش و خاكستری و مسائل مربوط به انتخابات مجلس ششم، مطالبی را از روی خیرخواهی منعكس كردیم ولی متأسفانه هیچگاه شاهد اقدام مثبتی كه بیانگر مهار، كنترل و یا اصلاح باشد نبودیم.
در این نامه با اشاره به مطالبی كه درباره نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی در تاسیس و حمایت از حزب كارگزاران منتشر شده آمده است: "هاشمی پس از جنگ چقدر در شكلگیری جریان كارگزاران سازندگی كه به اعتراف دبیركل آن، تفكر لیبرال سرمایهداری و حاكمیت تكنوكراتها را در پی داشت، نقش ایفا كرد؟ یا ایشان نسبت به دائمیكردن پُست ریاستجمهوری كه در سالهای 1375 و 1376 مطرح شد و انتخابات مردم را اساساً بیرنگ میكرد چرا سكوت كرد و یا چه نقشی داشت؟ در دوره مدیریت اجرائی، وی چقدر ارزشهای دینی، سادهزیستی، مبارزه با ویژهخواری و به طوركلی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض تقویت گردید؟
به یاد دارید كه در انتخابات مجلس ششم، همانهایی كه با حمایت هاشمی بر كرسی قدرت اجرایی كشور و منابع اقتصادی و نفتی مسلط شدند، با یار دیرینه امام چه كردند؟ آنها همینهایی نیستند كه امروز به دروغ خود را دوستدار هاشمی نشان میدهند؟
این تشكل اصولگرا در بخشی هایی از این نامه از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پرسیده است: "بازخوانی مواضع مورد تأكید شما در خطبههای نمازجمعه قبل از انتخابات و نامه 19 خرداد شما به رهبر معظمانقلاب در درك بهتر نقش شما كمك میكند...سخنان تحریكآمیز صبیه شما در جمع آشوبگران چطور؟ تحركات ناصواب آقازاده تان را چطور توجیه كنیم؟
افكار عمومی سوال میكند در فتنه اخیر، ایشان از یك سو در متن جریان دومخرداد و در جلسات سران آنها حضور دارند و از سوی دیگر با حاكمیت مراوده؛ چرا به جای اینكه قانونشكنان را دعوت به تمكین از قانون كنند، به مجریان قانون توصیه میكردند كه به مطالبات فراقانونی آنها پاسخ گویند؟ ایشان كه با آن همه سابقه كار اجرایی میدانند كه تقلب گسترده آن هم در حد 11 میلیون رأی در نظام اجرایی و نظارتی انتخابات ریاستجمهوری در ایران امكان ندارد، چرا از ساز و كاری كه بر اساس آن خودشان بارها منتخب مردم شدند دفاع نكردند؟
اكنون كه گردوغبار و دود و آتش فتنهها فرو نشسته و كودتاگران دروغگو از موفقیت فتنه خود مأیوس شدهاند و طشت رسوایی دروغگوییهای آنها پیدرپی از پشتبام به زمین میافتد، بحث از تفاهم و وحدت جز در مسیر تنزیه و تطهیر سران آشوب است؟ وحدت و تفاهم با چه كسانی و بر چه مبنایی و بر چه محوری؟ با كسانی كه با ادعاهای دروغین و مشمئزكننده خود، حیثیت ملی ما را در دنیا لكهدار، دوستانمان را نگران و دشمنانمان را شاد كردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه جوانان پاكدل و سلیمالنفس این كشور را فریب دادند و با بیانیههای مبتنی بر دروغ و توهم خود، احساسات پاك آنها را به تنفر و عصیان آوردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه جمهوریت نظام را بر نتافتند و پشتوانه 85 درصدی رأی مردم از نظام كه بیانگر اعتماد عمیق مردم به نظام بود را خدشهدار كردند؟ وحدت و تفاهم با كسانی كه با رفتار و گفتار خود برای طرفهای مذاكره هستهای، فرصت و امكان تحمیل فشار بیشتر بر كشورمان فراهم آوردند؟!
از سویی میشنویم كه شما در جلسات خصوصی از مواضع حكیمانه رهبرمعظمانقلاب حمایت میكنید و مشروعیت نظام را به تبعیت از ولایت میدانید و از سوی دیگر برداشت افكار عمومی از مواضع علنی و عمومی شما در نقطه مقابل آن قرار دارد؛ این دوگانگی را چگونه تحلیل كنیم؟
در پایان این نامه پیشنهاداتی به رئیس مجلس خبرگان برای برون رفت از اوضاع فعلی داده شده است كه مهم ترین آنها چنین است: "دوباره هاشمی انقلاب، به مواضع اصولی خود برگشته و با شجاعت تمام، مواضع ساختارشكنانه قانونستیزان و دیكتاتورهایی را كه مقابل رأی مردم ایستادند را به نقد اساسی بكشاند و منافع ملی را در تمكین همگان به رأی مردم اعلان و شرایط خدمتگزاری هر چه بیشتر را برای دولت دهم سرعت بخشید.
هر طرحی برای تفاهم و وحدت بعضی خواص، بر پایه ولایتمداری و تبعیت از قانون قابل شكلگیری است.
از موضع آزادیخواهی و داوطلبانه، خواستار رسیدگی به اتهامات وابستگان و نزدیكان خود در تمام زمینهها شوید تا در دادگاهی عادلانه رسیدگی شود؛ البته اخباری در این خصوص از ناحیه شما دریافت كردیم كه مقدمه بسیار خوبی است. بدیهی است اگر در دادگاه عادلانه ثابت شود كه به فرزندان و بستگان شما نیز ظلمی شده باید جانب مظلوم رعایت شود.

0 نظرات:
Post a Comment