شاعر سبز
ندا آمد که ما فریاد گردیم
ندا هم رفت که ما آزاد گردیم
به دنبال نگاهش وقت رفتن
همه ساله گِرد خرداد گردیم
خوش آن جایی که تو پا گرفتی
خوش آن خاکی تو در آن جا گرفتی
فقط با مادرت یک جمله گویم
تو در قلب یک ملت جا گرفتی
هر آنکس گردش چشم تو را دید
یقیناً آن شب و با گریه خوابید
چه بی رحمانه دستی که
گلی را از گلستان وطن چید
منبع: http://www.rahesabz.net

فوق العاده بود
آره اینو راست میگی
منم که اون موقع چشمای ندا رو دیدم
باور کن
باورکن که واقعا اشک تو چشام جمع شد
آپم
و منتظر