میشنوم که برخی از اساتید - بیشتر بدنه مدیریتی - به شامی با میزبانی احمدینژاد دعوت شدهاند. در این آشفته بازار و در این وضع دانشگاهها و با این همه عدم مقبولیت این دعوت هم از آن کارهایی است که جای سوال دارد. اینکه احمدینژاد برخی از اساتید را دعوت کرده باشد چیز جدیدی نیست، اما اینکه در این موقعیت قرار باشد چنین دعوتهایی صورت بگیرد جای چند نکته را باقی میگذارد.
آقای احمدینژاد به شدت دنبال مقبولیت و کسب مشروعیت است. بزرگترین مشکلی که با آن دست به گریبان است طرد شدن نخبهها از اطرافش است. در واقع احمدینژاد تنها با تعداد محدودی باقی مانده، که هر روز یا مشکل در مدرکشان پیش میآید و یا مقاله تقلبی شان از یک نشریهای چیزی علم میشود. نخبگان دور آقای احمدینژاد شدهاند از جنس خودش. این روزها حتی اساتیدی که بر حسب مصالح حزبی و گروهی هم به احمدینژاد رای دادهاند، یا سکوت میکنند و یا نقدهای سنگینی به او دارند. نقدهایی که هرکدام از یک موضعی متفاوت است اما نتیجهاش شده عدم مقبولیت و مشروعیت در برابر نخبگان.
فضای دانشگاهی آنقدر سنگین است که آقای احمدینژاد خودش توانایی حضور در این فضا را ندارد و مجبور است دستچین شده عدهای را به حضور بپذیرد! این چند وقت که در دانشکده با اساتید گفتگو میکنم و نظراتشان را درباره وقایع بعد از انتخابات و شخص این آقا میشنوم گاهی تعجب و گاهی حیرت میکنم. از کسانی نقدهایی میشنوم که ظاهرا تنها برای شاد نشدن جناح مقابل نقدهایشان را مطرح نکرده یا نمیکنند. عدهای هنوز بازی و دعوا را دعوای روز ۲۳ خرداد میدانند و برای حضور و ارزیابی در فضای اجتماعی ترجیح میدهند دو ماه بعد از ان روز را نبینند. اتفاقاتی که کاملا جناح بندیهای داخلی را تغییر داد و بازی را از بازی انتخابات به جای دیگری منتقل کرد. بازیای که در نهایت همه نخبگان را - حتی اساتید ساکت جامعهشناسی - مجبور به اعلام موضع و انتخاب مسیر خواهد کرد.
اما آنچه قصدم از نوشتن بود چند کلامی است با معدود اساتیدی که دعوتهایی از جمله دعوت شام گفته شده را میپذیرند؛ اساتید محترم خودشان از فضای فعلی جامعه و دانشگاه آگاهند. اما بد نیست بدانند که ایشان قرار است در جمعی حاضر باشند که مشروعیت بخش جایگاه میزبان شوند. این مشروعیت بخشی یا به جایگاه و یا به عملکرد احمدینژاد باعث عدم مقبولیت و مشروعیت میهمانان نیز خواهد شد. لذا پیشنهاد میکنم با توجه به اوضاع امروز یا صلاح را در عدم حضور بدانند و یا اگر حاضر میشوند مشفقانه و دلسوزانه تحلیلی دقیق از شرایط روز عرضه دهند.
اگر قرار است که نمک گیر ایشان باشند حداقل حرفشان را و صدای دانشگاه را به گوش ایشان برسانند. حداقل بگویند از خشونتهایی که بیدرایتی ایشان عاملش بود. از کوی دانشگاه و اتفاقاتی که بر دانشجویان گذشته بگویند. از زیرزمین وزارت کشور و تخلفاتی از این دست که در کمیته پیگیری حوادث در دانشگاه هم تایید شده بگویند. از دانشجویان زندانی و از بیبصیرتی درحذف گروه مذهبی و داخل نظام یک نسل بگویند. از پیامدهای دخالت سپاه در دانشگاه و تحریک بسیج برای مقابله با هر شیوهای که مختار است، بگویند. از دستگیریها و بازداشتها و التهابآفرینیهایی که آرامش لازم برای ایجاد فضای علمی را به مخاطره میاندازد، بگویند.
از عدم شفافیت در سیاستها با توجه به شرایط هستهای و سیاست خارجه اخیر بگویند. از رایجشدن فرهنگ جدید و لمپنیسم سیاسی بگویند. از زیانهای بلند مدت تحریک و آشوب علیرغم سودهای کوتاه مدتی که بردهاند بگویند. از توسعه، از پیشرفت، از امنیت، از تعادل و از هزار و یک چیزی بگویند که کشورمان بدان نیازمند است. اساتید گرامی اگر قرار است داغ این حضور نمایشی را بر پیشانی داشته باشند، بدون تعارف تمام تحلیلهایشان را بگویند. حتی اگر بر بینتیجه بودن آن اذعان میکنند، حداقل حجت شرعی خود را به انجام رساندهاند.
کلیه اساتید و نخبگان - خصوصا آنانکه در بدنه حاکمیت جایگاهی دارند - امروز بیش از پیش مسئولند و برای سکوت امروزشان باید پاسخگو باشند.
برگرفته از: وبلاگ بر ساحل سلامت
Tuesday, October 6, 2009
وقتی نمیتوانند به دانشگاه بیایند، باید که دانشگاه را به شام دعوت کنند!
فرستاده شده توسط
ندای آزادی ایران
10:32 PM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 نظرات:
Post a Comment