به عنوان تنها امامجمعه عادل و مردمی تهران، از حق خود و حق میلیونها ایرانی نگذرید
سخنی با آیتالله هاشمی رفسنجانی
نزدیک به یک ماه از نمازجمعه سبز 26 تیر ماه به امامت آیتالله هاشمی رفسنجانی و حماسهای که مردم شریف و مؤمن ایران آفریدند، سپری شده و اکنون در آستانه نمازجمعه دیگری قرار گرفتهایم؛ نمازجمعهای که قرار بود بار دیگر شورآفرین باشد و سبز شود، اما سران کودتا از خوف تکرار حماسهی قبلی، نخواستند و نگذاشتند. با این حال شکی نداریم که باز هم نمازجمعههای سبزی در پیش خواهیم داشت.
این جمعه بنا به سنت و روال معمولی که همیشه وجود داشته است، نوبت مجددا به آیتالله هاشمی رفسنجانی رسیده بود تا خطبههای نمازجمعه را ایراد کند. سبزها نیز مشتاق شنیدن صدای کسی بودند که بعد از سالها، حرف دل ملت را از پشت تریبون نمازجمعه و به عنوان خطیب این نماز سیاسی- عبادی گفت. هاشمی در آن خطبههای تاریخی بعد از ۳۰ سال در کنار مردم قرار گرفت و آبرو و شرف ملت را به شهوت قدرت نفروخت. بیش از سه میلیون نفر در آن نماز شرکت کردند و صف به صف و دوشادوش یکدیگر، فارغ از هر تفاوت مرام و مسلکی، نماز گزاردند.
از آن نماز تاریخی، چنان ترس و هراسی در دل کودتاچیان افتاد که این بار با فشارها و تهدیدهای خود، هاشمی را وادار به عقبنشینی از حق و سهم خود به عنوان خطیب نمازجمعه تهران کردند. بدین ترتیب کمتر از ۲۴ ساعت بعد از اعلام حضور قطعی آیت الله هاشمی در نمازجمعه این هفته و جزم شدن عزم سبزها برای آفریدن حماسهای دیگر بود که کودتاچیان با فشارهای مضاعف، ایشان را وادار به انصراف از حضور در نمازجمعه این هفته کردند.
اما آنچه در این میان بیش از هر چیز در این بین اهمیت دارد، این است که آنچه «انصراف» آیتالله هاشمی رفسنجانی از حضور در نمازجمعه و در جایگاه خطیب جمعه نامیده میشود، دیگر فقط انصراف از یک حق و سهم فردی نیست، بلکه ضایع کردن حق یک جماعت میلیونی است که بار پیش با حضور خود نشان دادند نمازجمعههای یکشکل بعد از انقلاب بازتابدهنده حضور جامعه متکثر ایرانی نیست. همانانی که به بدکیشان متحجر اثبات کردند فقط خودشان نیستند که نماز میخوانند و ایران پر است از ایرانیانی که خدا را جور دیگری میپرستند و با ظاهری غیر از ظاهر برافروختهی آنان به نماز میایستند.
بعد از آن نماز تاریخی و با مشاهدهی فشارهای کودتاچیان برای حذف آیتالله هاشمی از نمازجمعه این هفته، طرح سخنی صریح و بیپرده و دغدغهای جدی را با جناب آقای هاشمی را لازم دیدیم:
آقای هاشمی!
شما بار گذشته با سخنان خود اثبات کردید که برای حق پایمال شده ملت ارزش قائلید و نگران سرنوشت ایران و انقلابید. شما گفتید که آنچه پس از انتخابات در خیابانهای ایران اتفاق افتاد، حق ملت نبود و انتخاباتی که میشد مایهی سرافرازی نظام باشد، موجب سرافکندگی آن شد. شما بودید که با حقطلبی و شجاعت خواستید به وضعیت بازداشتشدگان رسیدگی و مقدمات آزادی آنان حتیالامکان فراهم شود. البته شما تنها نبودید. سه میلیون ایرانی هم با شما همصدا شده بودند؛ سه میلیون ایرانی که خیلیهایشان برای اولین بار بود در نمازجمعه، این فریضه زیبا و روحبخش دینی که سالها بود توسط یک جناح و اقلیتی محدود به گروگان گرفته شده بود، شرکت میکردند و این افتخاری بزرگ بود در پروندهی سی سال تلاش شما در راه آبادانی و سرافرازی میهن. حضور شما باعث شد بزرگوارانی چون میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی هم بعد از سالها در نمازجمعه حضور پیدا کنند و دوشادوش حامیان خود نمازی سبز بگزارند. آن نماز صدای اعتراضی بود که به برکت حضور شما در صحن دانشگاه تهران که روزی میدان شجاعتها و جاننثاریها و حقطلبیهای دانشجویان مبارز بود، طنینانداز شد.
و اما امروز؛
جناب آقای هاشمی!
بعد از آن نمازجمعه و همقدم شدن با ملت، ظاهرا تهدیدهای جدید کودتاچیان بالا گرفته و شما نیز از موضعی دلسوزانه، از حق خود گذشتهاید تا به کسی آسیب نبیند. اما آقای هاشمی! تهدیدهای عوامل کودتا هرچه باشد، تن دادن به فشارهای کسانی که سعی در حذف صدا و حضور جنابعالی در جایگاه خطیب جمعه تهران را دارند، فقط گذشتن از سهم و حق خودتان نخواهد بود! بدانید که هرگونه کوتاه آمدنی در این زمینه از سوی شما، اگرچه در نیت شما شکی نیست، ولی نتیجهی عملیاش تن دادن به ضایع شدن حق ملتی است که چشم امیدشان این روزها به کسانی چون شماست که هنوز در حاکمیت سهمی دارید.
سبزهای ایران از کوتاه آمدن شما برای حضور در نماز جمعه این هفته بوی خطر میشنوند و احساس میکنند روندی که با آن تهدید مردمستیزانه و این پذیرش دلسوزانه آغاز شده، چه بسا زمینه را برای حذفهای بعدی و خشونتهای بیشتر علیه مردم فراهم کند. ما وظیفه خود دانستیم که این دغدغه مهم را با شما در میان بگذاریم و اعلام کنیم که باز هم منتظر حضور شما در نمازجمعه خواهیم ماند. میلیونها ایرانی هستند که از بین امامان جمعه فعلی تهران، تنها حاضرند پشت سر شما نماز بخوانند و در صورتی که شما بیایید، آنها هم مشتاقانه پا به صحنه میگذارند.
و اما اینکه گفته شده نگران ایجاد درگیریهای احتمالی هستید و به همین دلیل هم این هفته نخواهید آمد؛ البته بر فرض صحت این ادعا.
جناب آقای هاشمی!
این ملت، این بار برای زنده ماندنش خون داده است؛ نه یک شهید، نه دو شهید که دهها و شاید صدها شهیدی که جنازههای بسیاری از آنان هنوز مفقود است. داغ دل مادران این شهدا هنوز تازه است. چشمان بسیاری هنوز به راه است و صدها نفر از یاران امام و جوانان پاک این دیار هنوز دربندند. چطور نگران درگیریهای احتمالی هستید، وقتی که منتخب واقعی این ملت در انتخابات یعنی آقای میرحسین موسوی به صراحت از آمادگی خود برای هزینه دادن سخن گفته و بیشک بسیاری از مردم نیز با او همفکرند؟ این مردم نشان دادهاند که باکی از فداکاری کردن، به خاطر افکار سبز خویش به زندان رفتن و چشم به راه ماندن و داغ دیدن ندارند. چطور پا پس میکشید، وقتی همه این جماعت سوگوار و داغدیده و درعین حال مبارز و مقاوم، چشم به حضور و صدای شما دوختهاند؟
حضرت آقای هاشمی!
این مردم، این جوانان، این جماعت سبزپوش دیگر باکی از باتوم و گاز اشکآور و شکنجه و سیلی ندارند. این مردم مدتهاست به صحنه آمدهاند، بیهیچ باکی از درگیریهای احتمالی و قطعی؛ و بدانید در صحنه خواهند ماند، اگر رهبرانشان نیز در صحنه باشند. نگذارید این صدای حقطلبی که بعد از سالها دوباره جان گرفته است، با کنار کشیدن شما یا به میان آمدن ملاحظاتی که رهبران کودتا ایجاد میکنند، به محاق برود. آنها ممکن است باز هم، دفعهی دیگر به بهانهای دیگر، مانع حضور شما شوند. خواست ما تنها یک چیز است: نپذیرید.
آقای هاشمی! این فقط حق شما نیست که به عنوان خطیب در نمازجمعه حاضر شوید. این حق میلیونها ایرانی است که نمایندهای، خطیبی و صدایی از آن تریبون داشته باشند که از دردها و رنجها و آرمانها و انتظاراتشان سخن بگوید. پس منتظر حضور بعدی شما در نمازجمعه تهران میمانیم تا بار دیگر ببینیم که از تریبون نمازجمعه، از حقوق ملت سخن گفته میشود و دست و دل کودتاچیان به لرزه میافتد.
Monday, September 28, 2009
سخنی با آیتالله هاشمی رفسنجانی
فرستاده شده توسط
ندای آزادی ایران
5:34 AM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 نظرات:
Post a Comment