اول مهرماه ۱۳۸۸، محمود احمدینژاد، علیرغم مخالفت و اعتراضهای فراوان ایرانیان در سراسر جهان، به همراه هیأت همراهش، در سازمان ملل حاضر و سخنرانی کرد.مهندس عزتالله سحابی، چهرهی سرشناس ملی مذهبی و عضو دولت موقت بعد از انقلاب دربارهی این حضور و سخنرانی، با رادیو زمانه گفتگو کرده است:
سازمان ملل را نشان ندادند که آیا کسی نشسته بود یا بلند شدند و جلسه را ترک کردند.
آنچه که ما دیدیم، بیش از سه چهارم سالن خالی بود و حتی هیأت لبنانی نیز سالن را ترک کردند.
بله؛ ما قبلاً شنیده بودیم که هیأت کانادایی اعلام کرده بود سالن را ترک میکند.
به هر صورت، اشتباه ایشان و حامیانش این است که اگر بالاخره میخواهند در فضای جهانی موجود، حقوق یا ادعاهای خود را پیش ببرند، باید با منطق و زبان دیپلماتیک بینالمللی صحبت کنند.
نمیشود بر ضد جمعی که به حق یا ناحق قدرتی دارد یا ایدئولوژیای دارد، حرف زد و در عین حال از آنها چیزی خواست.
به نظر من، سخنرانی آقای احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل برای مصرف داخلی بود. چرا که میدانست در دنیای امروز، حتی به قول شما لبنان هم که خیلی از اینها بهرهمند است، نمیتواند چنین سخنانی را بپذیرد.
برخورد ایشان در این مجمع بسیار اشتباه و نامبارک بود و واجد هیچگونه منفعتی دربارهی ایران، فلسطین و ... نخواهد بود.
آقای احمدینژاد در عین حال در صحبتهایی که در این سفر داشته است، بارها ذکر کرد که آقای اوباما میتواند ایران را دوست خود بداند. در این زمینه، تحلیلهایی است که معتقد است ایشان این بار خیلی ملایمتر از دفعات پیش با غرب و آمریکا برخورد کرده است. شما نشانههایی از چنین ملایمتی میبینید؟
بله، در ارتباط با بستهی پیشنهادی ایران به کشورهای ۵+۱ هم، گرچه متن مشروح آن را ما در اینجا ندیدیم، ولی آن گونه که آقای دکتر باقری، معاون دبیر شورای امنیت ملی در یک بحث تفصیلی در تلویزیون ایران توضیح میداد، مضمون بستهی پیشنهادی این است که ایران به کشورهای جهان و مخصوصاً آمریکا، گفته است: «شما از ما اعتمادسازی میخواهید؛ ما هم از شما اعتماد سازی میخواهیم.»
این نکته را دولتمردان ایران قبلاً نیز بارها گفتهاند و مفهوم آن، این است که دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهد آمریکا تضمین بدهد که در فکر براندازی دولت ایران نیست و بقای جمهوری اسلامی را تضمین میکند.
با توجه به این که این بحث تازگی ندارد، مقصود خاصی در این صحبت بود؟
حرف آقای باقری این بود که ما این اطمینان را که بمب اتمی نخواهیم ساخت، به شما میدهیم؛ ولی شما باید به ما تضمین بدهید که کاری به بقای نظام جمهوری اسلامی ندارید.
یعنی اینکه دست ما را باز بگذارید که در داخل کشورمان هر بلایی که میخواهیم سر مردم بیاوریم، بیاوریم. این مضمون بستهای است که به کشورهای گروه ۵+۱ ارائه دادهاند.
برداشت من از سخنان آقای احمدینژاد این است که پیام ایشان در نیویورک، هم به آمریکا و هم به کشورهای هماهنگ با آمریکا این بوده که شما به ما تضمین بدهید که کاری به بقای نظام جمهوری اسلامی ندارید؛ ما هم به شما هر تضمینی که بخواهید، میدهیم.
شما شخصاً نکتهی متفاوت دیگری در سخنرانی آقای احمدینژاد نسبت به صحبتهای گذشتهی ایشان دیدید؟
به نظر من، نکتهی اصلی این است که ستیزهگری نکرده و نگفته ما لج میکنیم و غنیسازی را ادامه میدهیم. صریحاً نگفته؛ اما تلویحاً گفته که حاضرند خیال غرب را راحت کنند که به اسراییل کاری ندارند.
چنانچه، معاون اصلی و مشاور و راهنمای اصلی ایشان، آقای مشایی هم یک بار گفته است: ما با ملت اسراییل دوست هستیم. آقای مشایی نیز در کابینهی آقای احمدینژاد، گرچه رسماً سمت معاون اولی را ندارد، ولی کارگردان اصلی است و آقای احمدینژاد همهی سیاستهایش را با آقای مشایی هماهنگ میکند.
عزتالله سحابی، از چهرههای شاخص ملی مذهبی
منظور شما این است که مخالفت آنها با اسراییل، مخالفتی جدی نیست؟
بله؛ حرفهایی هم که راجع به انکار هولوکاست وغیره میزنند، فقط سیاستهای درگیری و خصومت بوده است؛ نه برای اجرا. اجرا نخواهند کرد و دنبال آن نیز نیستند و آخرش هم کنار خواهند آمد.
به نظر شما، با این که آقای احمدینژاد آشکارا برخورد ملایمتری از دفعات پیش داشت، چرا سران همهی کشورها، حتی بیشتر کشورهای عربی هم سالن را ترک کردند؟
آنها دارند جدی بودن خود را در مخالفت با نظامی که آقای احمدینژاد رییس آن است، اعلام میکنند. رفتار آنها، اعتراض علیه نه تنها آقای احمدینژاد، بلکه حامی اصلی ایشان، آقای خامنهای، کل نظام و همچنین با رفتارهایی است که امروزه در داخل کشور پیش گرفتهاند.
از سوی دیگر، ایرانیها نیز در همه جای دنیا بسیج شدند که بگویند آقای احمدینژاد نمایندهی ملت ایران نیست.
مجموعهی این حوادث میتواند در رفتار آمریکا و غرب با ایران، تأثیر جدیدی بگذارد؟
برداشت من از برخوردهای برخی سخنگویان در یکی دو هفتهی اخیر، این بود که آنها همه در صدد توجیه این مسأله بودند که دولت آمریکا میخواهد با ایران روابطی داشته باشد؛ چرا که منافع تجاری و منطقهای دارد.
بنابراین دولت آمریکا هم مایل است با ایران روابطی داشته باشد. لذا تصور من این است که این آقایان هم آنقدر هوش داشتهاند که تمایل درونی آمریکا را کشف کنند و بر این اساس، برخورد نرمتری از خود نشان میدهند.
آیا همین موضعگیری، در مورد اروپاییها نیز صادق است؟ با توجه به این که تا کنون رفتار یکسانی با آمریکا (حتی روز پنجشنبه، هنگام ترک سالن) بروز دادند.
بعد از انتخابات خرداد ۸۸، موضع اروپاییها، به خصوص فرانسه، انگلیس و آلمان، از موضع آمریکا تندتر بوده است. چنانچه خانم هیلاری کلینتون هم گفته است، آمریکا با سیاست نرم و آرام یا محتاطانه پیش میرود. به تصور من، موضع آمریکا با موضع اروپا اندک تفاوتی دارد.
در سخنرانی آقای احمدینژاد، در مورد سیستم اقتصادی جهان ابراز نگرانی شده و از سیستم سرمایهداری و سوسیالیسم (تحت عنوان مارکسیسم) نیز انتقاد شده است. به نظر شما، کدام الگوی اقتصادی مورد نظر ایشان است؟
هیچکس نمیداند! خود همین رژیم ما، رژیمی که تحت سرپرستی آقای احمدینژاد است، نوعی سرمایهداری است؛ منتها سرمایهداری انحصاری است.
منظورم از انحصاری این است که به افراد و طبقات خاصی تعلق دارد. دست همهی بخش خصوصی ایران باز نیست که در این نظام جایگاهی پیدا کنند و امنیت سرمایهگذاری داشته باشند. فقط افراد خاصی که از مقامات و مسئولین نظام یا وابستگان حزبی و گروهی آنان بودهاند، دارند کاملا رژیم سرمایهداری را اجرا میکنند.
بنابراین آقای احمدینژاد چه انتقادی به سیستم سرمایهداری دارد؟ اصلاً ایشان از ابتدای حیات سیاسیاش، از بعد از انقلاب اسلامی تا کنون، همیشه ضد نظام سوسیالیستی، کمونیستی و شوروی بوده است.
الان کمی با روسیه نزدیک شدهاند؛ وگرنه گرایش اینها به سوسیالیسم نیست و ذاتاً به سرمایهداری، منتها سرمایهداری انحصاری است.
سازمان ملل را نشان ندادند که آیا کسی نشسته بود یا بلند شدند و جلسه را ترک کردند.
آنچه که ما دیدیم، بیش از سه چهارم سالن خالی بود و حتی هیأت لبنانی نیز سالن را ترک کردند.
بله؛ ما قبلاً شنیده بودیم که هیأت کانادایی اعلام کرده بود سالن را ترک میکند.
به هر صورت، اشتباه ایشان و حامیانش این است که اگر بالاخره میخواهند در فضای جهانی موجود، حقوق یا ادعاهای خود را پیش ببرند، باید با منطق و زبان دیپلماتیک بینالمللی صحبت کنند.
نمیشود بر ضد جمعی که به حق یا ناحق قدرتی دارد یا ایدئولوژیای دارد، حرف زد و در عین حال از آنها چیزی خواست.
به نظر من، سخنرانی آقای احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل برای مصرف داخلی بود. چرا که میدانست در دنیای امروز، حتی به قول شما لبنان هم که خیلی از اینها بهرهمند است، نمیتواند چنین سخنانی را بپذیرد.
برخورد ایشان در این مجمع بسیار اشتباه و نامبارک بود و واجد هیچگونه منفعتی دربارهی ایران، فلسطین و ... نخواهد بود.
آقای احمدینژاد در عین حال در صحبتهایی که در این سفر داشته است، بارها ذکر کرد که آقای اوباما میتواند ایران را دوست خود بداند. در این زمینه، تحلیلهایی است که معتقد است ایشان این بار خیلی ملایمتر از دفعات پیش با غرب و آمریکا برخورد کرده است. شما نشانههایی از چنین ملایمتی میبینید؟
بله، در ارتباط با بستهی پیشنهادی ایران به کشورهای ۵+۱ هم، گرچه متن مشروح آن را ما در اینجا ندیدیم، ولی آن گونه که آقای دکتر باقری، معاون دبیر شورای امنیت ملی در یک بحث تفصیلی در تلویزیون ایران توضیح میداد، مضمون بستهی پیشنهادی این است که ایران به کشورهای جهان و مخصوصاً آمریکا، گفته است: «شما از ما اعتمادسازی میخواهید؛ ما هم از شما اعتماد سازی میخواهیم.»
این نکته را دولتمردان ایران قبلاً نیز بارها گفتهاند و مفهوم آن، این است که دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهد آمریکا تضمین بدهد که در فکر براندازی دولت ایران نیست و بقای جمهوری اسلامی را تضمین میکند.
با توجه به این که این بحث تازگی ندارد، مقصود خاصی در این صحبت بود؟
حرف آقای باقری این بود که ما این اطمینان را که بمب اتمی نخواهیم ساخت، به شما میدهیم؛ ولی شما باید به ما تضمین بدهید که کاری به بقای نظام جمهوری اسلامی ندارید.
یعنی اینکه دست ما را باز بگذارید که در داخل کشورمان هر بلایی که میخواهیم سر مردم بیاوریم، بیاوریم. این مضمون بستهای است که به کشورهای گروه ۵+۱ ارائه دادهاند.
برداشت من از سخنان آقای احمدینژاد این است که پیام ایشان در نیویورک، هم به آمریکا و هم به کشورهای هماهنگ با آمریکا این بوده که شما به ما تضمین بدهید که کاری به بقای نظام جمهوری اسلامی ندارید؛ ما هم به شما هر تضمینی که بخواهید، میدهیم.
شما شخصاً نکتهی متفاوت دیگری در سخنرانی آقای احمدینژاد نسبت به صحبتهای گذشتهی ایشان دیدید؟
به نظر من، نکتهی اصلی این است که ستیزهگری نکرده و نگفته ما لج میکنیم و غنیسازی را ادامه میدهیم. صریحاً نگفته؛ اما تلویحاً گفته که حاضرند خیال غرب را راحت کنند که به اسراییل کاری ندارند.
چنانچه، معاون اصلی و مشاور و راهنمای اصلی ایشان، آقای مشایی هم یک بار گفته است: ما با ملت اسراییل دوست هستیم. آقای مشایی نیز در کابینهی آقای احمدینژاد، گرچه رسماً سمت معاون اولی را ندارد، ولی کارگردان اصلی است و آقای احمدینژاد همهی سیاستهایش را با آقای مشایی هماهنگ میکند.
عزتالله سحابی، از چهرههای شاخص ملی مذهبی
منظور شما این است که مخالفت آنها با اسراییل، مخالفتی جدی نیست؟
بله؛ حرفهایی هم که راجع به انکار هولوکاست وغیره میزنند، فقط سیاستهای درگیری و خصومت بوده است؛ نه برای اجرا. اجرا نخواهند کرد و دنبال آن نیز نیستند و آخرش هم کنار خواهند آمد.
به نظر شما، با این که آقای احمدینژاد آشکارا برخورد ملایمتری از دفعات پیش داشت، چرا سران همهی کشورها، حتی بیشتر کشورهای عربی هم سالن را ترک کردند؟
آنها دارند جدی بودن خود را در مخالفت با نظامی که آقای احمدینژاد رییس آن است، اعلام میکنند. رفتار آنها، اعتراض علیه نه تنها آقای احمدینژاد، بلکه حامی اصلی ایشان، آقای خامنهای، کل نظام و همچنین با رفتارهایی است که امروزه در داخل کشور پیش گرفتهاند.
از سوی دیگر، ایرانیها نیز در همه جای دنیا بسیج شدند که بگویند آقای احمدینژاد نمایندهی ملت ایران نیست.
مجموعهی این حوادث میتواند در رفتار آمریکا و غرب با ایران، تأثیر جدیدی بگذارد؟
برداشت من از برخوردهای برخی سخنگویان در یکی دو هفتهی اخیر، این بود که آنها همه در صدد توجیه این مسأله بودند که دولت آمریکا میخواهد با ایران روابطی داشته باشد؛ چرا که منافع تجاری و منطقهای دارد.
بنابراین دولت آمریکا هم مایل است با ایران روابطی داشته باشد. لذا تصور من این است که این آقایان هم آنقدر هوش داشتهاند که تمایل درونی آمریکا را کشف کنند و بر این اساس، برخورد نرمتری از خود نشان میدهند.
آیا همین موضعگیری، در مورد اروپاییها نیز صادق است؟ با توجه به این که تا کنون رفتار یکسانی با آمریکا (حتی روز پنجشنبه، هنگام ترک سالن) بروز دادند.
بعد از انتخابات خرداد ۸۸، موضع اروپاییها، به خصوص فرانسه، انگلیس و آلمان، از موضع آمریکا تندتر بوده است. چنانچه خانم هیلاری کلینتون هم گفته است، آمریکا با سیاست نرم و آرام یا محتاطانه پیش میرود. به تصور من، موضع آمریکا با موضع اروپا اندک تفاوتی دارد.
در سخنرانی آقای احمدینژاد، در مورد سیستم اقتصادی جهان ابراز نگرانی شده و از سیستم سرمایهداری و سوسیالیسم (تحت عنوان مارکسیسم) نیز انتقاد شده است. به نظر شما، کدام الگوی اقتصادی مورد نظر ایشان است؟
هیچکس نمیداند! خود همین رژیم ما، رژیمی که تحت سرپرستی آقای احمدینژاد است، نوعی سرمایهداری است؛ منتها سرمایهداری انحصاری است.
منظورم از انحصاری این است که به افراد و طبقات خاصی تعلق دارد. دست همهی بخش خصوصی ایران باز نیست که در این نظام جایگاهی پیدا کنند و امنیت سرمایهگذاری داشته باشند. فقط افراد خاصی که از مقامات و مسئولین نظام یا وابستگان حزبی و گروهی آنان بودهاند، دارند کاملا رژیم سرمایهداری را اجرا میکنند.
بنابراین آقای احمدینژاد چه انتقادی به سیستم سرمایهداری دارد؟ اصلاً ایشان از ابتدای حیات سیاسیاش، از بعد از انقلاب اسلامی تا کنون، همیشه ضد نظام سوسیالیستی، کمونیستی و شوروی بوده است.
الان کمی با روسیه نزدیک شدهاند؛ وگرنه گرایش اینها به سوسیالیسم نیست و ذاتاً به سرمایهداری، منتها سرمایهداری انحصاری است.

0 نظرات:
Post a Comment