نقل قول ابل تأمل یک وبلاگنویس از یک معلم در آمریکا
ایران امروز، نماد حقطلبی و ایستادگی در جهان
ایران امروز، نماد حقطلبی و ایستادگی در جهان
یک وبلاگنویس ایرانی به نوشتهی کوتاهی از دبیر یک دبیرستان در نیویورک اشاره کرده که نشان میدهد حتی دانشآموزان آمریکایی هم این روزها ایران را نماد ایستادگی و مبارزه علیه ظلم میدانند. این مطلب را بخوانید:
هافينگتون پست يکی از پرطرفدارترين سايت-وبلاگ های ليبرال در امريکاست که به اخبار جالب و بااهميت از سايتهای ديگر لينک میدهد و بسياری از سياستمداران و وبلاگ نويسان مشهور ليبرال در آن قلم می زنند. همانطور که يک مسلمان روزی پنج بار روی به قبله میکند و نماز میگذارد، يک ليبرال امريکايي نيز روزی چند بار به اين وبسايت سری میزند. در جريان انتخابات ايران، اخبار مربوط به ايران تا دو هفته در صدر اخبار هافينگتون پست بود، صفحهای که در آن نيکو پيتنی به طور لحظه به لحظه اخبار ايران را به روز می کرد- و هنوز هم اين کار را می کند گرچه وبلاگ زندهی او ديگر در صدر اخبار اين سايت نيست. کار او از آن جهت بسيار مهم بود که اخبار نيمه رسمی و ويدئوهای آماتوری که کمتر در رسانههای متداول امکان طرح میيافتند را نيز به وبلاگش اضافه میکرد و از اين رو اگر کسی اخبار وبلاگ او را به دقت دنبال میکرد، از تمامی آنچه در فضای سايتهای خبری و وبلاگهای ايرانی میگذشت، با تقريب خوبی باخبر میشد.
امروز پس از مرور اخبار در اين وبلاگ هوس کردم سری هم به نظرات کاربران بزنم و ببينم امريکاييها در مورد ايران و آنچه در آن میگذرد، چگونه میانديشند و چه میگويند که نظر زير توجهم را جلب کرد؛ عين نظر و ترجمهی آن را در اينجا میآورم:
I teach at a NYC high school, and recently one student stood up to our very intimidating principal, (something that almost never happens). When he did not get permission for what he intended another student said “Let’s go Iranian on him.” By that he meant organize a protest. And so now they “IRAN” anything they want to change. So it has become a verb now and to “Iran” the situation is to stand up to authority, well at least here in this corner of the universe. And it is a huge bonus for me because I cannot usually get them to even pay attention to another part of the world.Point being, even these students who get very small amounts of news equate “Iranian” with bravery and I completely agree, and wish I had that kind of intestinal fortitude.You have our greatest admiration and respect!
من دبير يکی از دبيرستان های نيويورک هستم، چند روز پيش يکی از دانش آموزان دبيرستان ما در اقدامی نادر بر سر موضوعی رودروی مدير ترسناک مدرسه ايستاد و وقتی نتوانست به خواسته اش برسد، يکی ديگر از دانش آموزان به او گفت «بيا به روش ايرانيها با او برخورد کنيم.» و منظورش اين بود که بيا در مقابلش اعتراضی را سازماندهی کنيم. به همين سياق الان آنها هر چيزی را که قصد تغييرش را دارند «ايران»ش می کنند و کلمة «ايران کردن»- دست کم در اين گوشه از جهان- به معنی« ايستادگی در برابر قدرت» به عنوان يک فعل درآمده است. اين تحول برای من- به عنوان يک دبير- بسيار مثبت و اميدوارکننده است چرا که به سختی می توانم دانش آموزانم را وادار کنم که به آنچه در جاهای ديگر دنيا اتفاق می افتد توجّه کنند.نکته اينجاست که حتّی اين دانش آموزان که به خيلی کم اخبار را دنبال می کنند کلمة «ايرانی» را مترادف با شجاعت می دانند و من هم شخصاً با آنان موافقم و آرزو داشتم که از اين ميزان پايمردی برخوردار بودم و نهايت تحسين و احترام خود را نسبت به مردم ايران ابراز می کنم.
کودتای انتخاباتی عليرغم هزينههای بسياری که داشت و تلخیهايي که به بار آورد، دستکم اين حسن را داشت که از مردم ايران اعادهی حيثيت کرد و حسابشان را از حساب احمدینژاد و حاميانش جدا کرد و مهمتر از همه نشان داد که اسلام به معنی بنيادگرايي نيست و میتوان مسلمان بود، نماز خواند و اللّه اکبر گفت، ولی همچنان در پی دموکراسی و حقوق بشر بود.
منبع: hajiakbari.wordpress.com

0 نظرات:
Post a Comment