به راستی کیهان که در طول 12 سال گذشته، سایه به سایه خاتمی را تعقیب کرده، چرا آن زمانی که دیدار ادعایی خاتمی و سوروس انجام شد، دست به این افشاگری نزد ولی اکنون که نیاز است برچسب انقلاب مخملی به خاتمی بچسبد، ناگهان یادشان افتاده که دست خاتمی در دست صهیونیست بزرگی به نام سوروس بوده و لابد، خون های ریخته شده برای انتخابات نیز بر گردن خاتمی است!
عصرایران - سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران با جرج سوروس، ملاقات محرمانه داشته است. سوروس، از صهیونیست هایی است که پشتیبانی مالی و تدارکاتی انقلاب های رنگی در جهان را بر عهده دارد.
پس از آنکه جنبش سبز نیز در ایران مبادرت به کودتای رنگی کرد و انقلاب مخملین به راه انداخت، کاشف به عمل آمد که پدر معنوی انقلاب های رنگی پشت سر ماجرای ایران نیز بوده و چندی پیش هم با سید محمد خاتمی جلسه محرمانه ای داشته است.
بدین ترتیب کاملا مشخص است که آنچه بعد از انتخابات در ایران رخ داده، نه یک اعتراض درونی بلکه یک پروژه بیرونی بوده که در بیرون، افرادی مانند جرج سوروس و بنیاد "جامعه باز" وی هدایت آن را به عهده داشته اند و در درون نیز افراد خود فروخته ای مانند خاتمی آن را عملیاتی کرده اند.
آنچه خواندید، خلاصه ای است از تلاش رسانه های یک جریان خاص سیاسی و در راس آنها کیهان که در روزهای اخیر از هیچ تلاشی برای تخریب چهره های جناح مقابل و تبدیل فضای جامعه به "فضای اتهام" دریغ نمی کنند و ماجرای ملاقات سوروس و خاتمی نیز یکی از این مصداق های این روند نامبارک است.
کیهان و رسانه های اقماری اش مستند خود را برای اثبات اینکه "خاتمی خائن" با "سوروس صهیونیست" ملاقات داشته است را در دو چیز قرار داده اند: اول، اظهارات کیان تاجبخش در دادگاه که گفته بود خاتمی با سوروس دیدار داشته و دوم، خبری منتشره در برخی رسانه های غربی که طی آن ادعا شده بود که سوروس گفته با خاتمی دیدار کرده است.
پس از انتشار این اخبار که جزو تیترهای برتر کیهان دوستان قرار گرفت، سید محمد خاتمی، با انتشار جوابیه ای تصریح کرد که نه سوروس را می شناسد و نه تاکنون با وی دیداری داشته است.
با این حال جریانی که اصرار دارد بگوید "الا و بلا خاتمی و سوروس با هم دیدار کرده اند" کوتاه نیامد و حتی کیهان در توضیحی که بر جوابیه خاتمی نوشت، اعلام داشت که ترجیح می دهد اظهارات سوروس مبنی بر ملاقات را باور کند و نه توضیحات خاتمی درباره عدم ملاقات.البته متعاقب این اصرارها و انکارها، دفتر جرج سوروس نیز طی اطلاعیه ای رسما اعلام داشت که اخبار منتشره درباره ملاقات خاتمی و سوروس صحت نداشته و چنین دیداری هرگز رخ نداده است.
حال این سوال از برادران اصولگرا پرسیدن دارد که در قاموس اصولگرایی، آیا اظهارات منتسب به جرج سوروس صهیونیست آن هم در رسانه های غربی حجیت دارد یا سخنان یک مسلمان روحانی که 8 سال نیز با رای مردم و تنفیذ ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی رییس جمهور بوده و امام راحل (ره) نیز او را "فرزند فاضل" خطاب کرده است؟
آیا در شرایطی که رهبر معظم انقلاب تصریح می دارند اظهارات متهمان در دادگاه علیه افراد دیگر فاقد حجیت شرعی و وجاهت قانونی است، استناد به سخنان یک متهم (تاجبخش) علیه خاتمی در تریبون دادگاه، اصولگرایانه و مبتنی بر پیروی از ولایت فقیه است؟آیا این است معنای پیروی از ولایت فقیه ، آن هم از سوی کسانی که ادعای ولایتمداری آنها گوش زمین و زمان را کر کرده است؟!
به راستی کار جامعه ما به کجا کشیده است که مدعیان مسلمانی و ارزشگرایی صهیونیست ها را بر داخلی ها و نیروهای انقلاب اولویت می دهند؟
به راستی کیهان که در طول 12 سال گذشته، سایه به سایه خاتمی را تعقیب کرده، چرا آن زمانی که دیدار ادعایی خاتمی و سوروس انجام شد، دست به این افشاگری نزد ولی اکنون که نیاز است برچسب انقلاب مخملی به خاتمی بچسبد، ناگهان یادشان افتاده که دست خاتمی در دست صهیونیست بزرگی به نام سوروس بوده و لابد، خون های ریخته شده برای انتخابات نیز بر گردن خاتمی است!
ای کاش کمی هم تقوا و خدا ترسی در وجود سیاستمداران و ما رسانه نگاران وطنی باشد که جامعه افسرد از دست بی اخلاقی ها و بی بندوباری های سیاست و رسانه!
عصرایران - سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران با جرج سوروس، ملاقات محرمانه داشته است. سوروس، از صهیونیست هایی است که پشتیبانی مالی و تدارکاتی انقلاب های رنگی در جهان را بر عهده دارد.
پس از آنکه جنبش سبز نیز در ایران مبادرت به کودتای رنگی کرد و انقلاب مخملین به راه انداخت، کاشف به عمل آمد که پدر معنوی انقلاب های رنگی پشت سر ماجرای ایران نیز بوده و چندی پیش هم با سید محمد خاتمی جلسه محرمانه ای داشته است.
بدین ترتیب کاملا مشخص است که آنچه بعد از انتخابات در ایران رخ داده، نه یک اعتراض درونی بلکه یک پروژه بیرونی بوده که در بیرون، افرادی مانند جرج سوروس و بنیاد "جامعه باز" وی هدایت آن را به عهده داشته اند و در درون نیز افراد خود فروخته ای مانند خاتمی آن را عملیاتی کرده اند.
آنچه خواندید، خلاصه ای است از تلاش رسانه های یک جریان خاص سیاسی و در راس آنها کیهان که در روزهای اخیر از هیچ تلاشی برای تخریب چهره های جناح مقابل و تبدیل فضای جامعه به "فضای اتهام" دریغ نمی کنند و ماجرای ملاقات سوروس و خاتمی نیز یکی از این مصداق های این روند نامبارک است.
کیهان و رسانه های اقماری اش مستند خود را برای اثبات اینکه "خاتمی خائن" با "سوروس صهیونیست" ملاقات داشته است را در دو چیز قرار داده اند: اول، اظهارات کیان تاجبخش در دادگاه که گفته بود خاتمی با سوروس دیدار داشته و دوم، خبری منتشره در برخی رسانه های غربی که طی آن ادعا شده بود که سوروس گفته با خاتمی دیدار کرده است.
پس از انتشار این اخبار که جزو تیترهای برتر کیهان دوستان قرار گرفت، سید محمد خاتمی، با انتشار جوابیه ای تصریح کرد که نه سوروس را می شناسد و نه تاکنون با وی دیداری داشته است.
با این حال جریانی که اصرار دارد بگوید "الا و بلا خاتمی و سوروس با هم دیدار کرده اند" کوتاه نیامد و حتی کیهان در توضیحی که بر جوابیه خاتمی نوشت، اعلام داشت که ترجیح می دهد اظهارات سوروس مبنی بر ملاقات را باور کند و نه توضیحات خاتمی درباره عدم ملاقات.البته متعاقب این اصرارها و انکارها، دفتر جرج سوروس نیز طی اطلاعیه ای رسما اعلام داشت که اخبار منتشره درباره ملاقات خاتمی و سوروس صحت نداشته و چنین دیداری هرگز رخ نداده است.
حال این سوال از برادران اصولگرا پرسیدن دارد که در قاموس اصولگرایی، آیا اظهارات منتسب به جرج سوروس صهیونیست آن هم در رسانه های غربی حجیت دارد یا سخنان یک مسلمان روحانی که 8 سال نیز با رای مردم و تنفیذ ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی رییس جمهور بوده و امام راحل (ره) نیز او را "فرزند فاضل" خطاب کرده است؟
آیا در شرایطی که رهبر معظم انقلاب تصریح می دارند اظهارات متهمان در دادگاه علیه افراد دیگر فاقد حجیت شرعی و وجاهت قانونی است، استناد به سخنان یک متهم (تاجبخش) علیه خاتمی در تریبون دادگاه، اصولگرایانه و مبتنی بر پیروی از ولایت فقیه است؟آیا این است معنای پیروی از ولایت فقیه ، آن هم از سوی کسانی که ادعای ولایتمداری آنها گوش زمین و زمان را کر کرده است؟!
به راستی کار جامعه ما به کجا کشیده است که مدعیان مسلمانی و ارزشگرایی صهیونیست ها را بر داخلی ها و نیروهای انقلاب اولویت می دهند؟
به راستی کیهان که در طول 12 سال گذشته، سایه به سایه خاتمی را تعقیب کرده، چرا آن زمانی که دیدار ادعایی خاتمی و سوروس انجام شد، دست به این افشاگری نزد ولی اکنون که نیاز است برچسب انقلاب مخملی به خاتمی بچسبد، ناگهان یادشان افتاده که دست خاتمی در دست صهیونیست بزرگی به نام سوروس بوده و لابد، خون های ریخته شده برای انتخابات نیز بر گردن خاتمی است!
ای کاش کمی هم تقوا و خدا ترسی در وجود سیاستمداران و ما رسانه نگاران وطنی باشد که جامعه افسرد از دست بی اخلاقی ها و بی بندوباری های سیاست و رسانه!

0 نظرات:
Post a Comment