Monday, August 17, 2009

انتقاد رضا کيانيان از مميزي فرهنگي؛


اکران فيلم ها ديگر در آرزو هم نمي گنجد
رضا کيانيان بازيگر تئاتر و سينما از شرايط حاکم بر سينما و به طور کلي فرهنگ کشور انتقاد کرد. او که سال گذشته و در آستانه روز ملي سينما اکران فيلم هايي چون «خاک آشنا» و «صد سال به اين سال ها» را از جمله آرزوهاي خود برشمرده بود، در گفت وگويي همزمان با اکران «خاک آشنا» گفت؛ «در شرايطي که ما داريم اکران فيلمي که پروانه ساخت دارد، جزء آرزوهاست.» او ادامه داد؛ «آرزوهاي بزرگ باعث افسرده شدن مي شود، اما آرزوهاي کوچک چون به دست آوردني است، آدم را خوشحال مي کند. اکران شدن فيلم ديگر در آرزو نمي گنجد. فيلمي که شوراي پروانه ساخت اجازه ساختش را داده، آرزو مي کنيم شوراي پروانه نمايش هم اجازه اکرانش را بدهد اما سال گذشته پروانه نمايش دو فيلم «خاک آشنا» و «صد سال به اين سال ها» را نداده بودند و حالا «خاک آشنا» با 9 دقيقه سانسور اکران شده است.» رضا کيانيان با اظهار تاسف از حذف برخي از قسمت هاي اين فيلم ادامه داد؛ «وقتي براي اولين بار اين فيلم را روي پرده ديدم خيلي حالم بد شد. اين هم براي خودش نسخه جديدي است، اما ديگر فيلم قبلي نيست و نمي دانيم تماشاگر چگونه بايد صحنه هاي حذف شده را در ذهنش تصور کند. اما از آنجا که ما انسان هايي هستيم که تخيل مان خيلي رشد کرده به تماشاگر هم مي گوييم تو هم تخيلت را به کار بينداز. نمي خواهند تماشاگر تنبل باشد. البته يکي از روزنامه ها چند روز قبل تمام حذفيات فيلم را توضيح داده بود. در برخي از سايت ها هم اين حذفيات وجود دارد اما همگان امکان دسترسي به اين رسانه ها را ندارند.» رضا کيانيان با اشاره به نسخه فعلي به نمايش درآمده از «خاک آشنا» گفت؛ «در نسخه اکران شده فعلي ديگر دوست نويسنده يي وجود ندارد. گفتند کسي که مي خواهد بميرد چرا بايد باشد. در اين نسخه، تماشاگر مي بيند مام نامدار گريه مي کند و فضا سنگين مي شود و دليل اين گريستن را نمي داند. سال گذشته اکران اين فيلم 50 درصد آرزوي من بود که 9 دقيقه آن حذف شده و 50 درصد ديگرش که به نمايش «صد سال به اين سال ها» برمي گردد، همچنان باقي است و اصولاً مدت ها است کسي درباره اين فيلم چيزي نمي گويد.»او که اخيراً «خاک آشنا» را همراه با تماشاگران ديده است، در مورد واکنش تماشاگران درباره اين فيلم گفت؛ «سعي کردم زود از سينما فرار کنم. قبل از اکران نسخه کامل فيلم را در قالب دي وي دي ديده بودم، اما روي پرده همين نسخه کوتاه شده را ديدم. چون اولين بار بود که فيلم را مي ديدم و کوتاه هم شده بود، زود فرار کردم.» کيانيان درباره آسيب هايي که بر اثر اعمال مميزي بر کار بازيگري وارد مي شود، نيز گفت؛ «مميزي به تمام آثار هنري ما و حتي به معماري ما لطمه مي زند.» او ادامه داد؛ «اما بازيگر در مقابل مميزي دو واکنش مي تواند داشته باشد؛ يا اينکه بر اثر دلگيري ديگر بازي نکند، يا اينکه بازي کند و اميدوار باشد اين معضل روزي برطرف شود.» اين بازيگر سينما سپس درباره پيامدهاي مميزي و پديده خودسانسوري توضيح داد؛ «بسازبفروشي نوعي خودسانسوري به همراه دارد، خودسانسوري هم تنها يک بيماري نيست، بلکه سودي هم به همراه دارد. فرد خودش را سانسور مي کند تا سود کند. وقتي اين روند ادامه پيدا کند آن فرد ديگر رشد نمي کند. در هر دوره تاريخي بدون در نظر گرفتن شرايط اجتماعي، تنها چيزي که از آن دوره مي ماند، هنر است. حتي علم هم نمي ماند چون علم هم مدام خود را نقض مي کند. اما يک اثر هنري هرگز کهنه نمي شود و از بين نمي رود و اين چنين است که هنرمند بايد در هر شرايطي کار خود را به شکلي عميق انجام دهد و آن را در ذهن خود تئوريزه کند. اين باعث رشد و بقاي آثار هنري مي شود، اما کسي که خودسانسوري مي کند، در انديشه گذران امور امروز است و فراموش نکنيم، بسياري از خلاقيت ها زاده سانسور هستند.»

0 نظرات:

Post a Comment