Monday, August 24, 2009

«جدائی دين از دولت»

من نمی دانم که نخستين بار چه کسی عبارت فرنگی ِ separation of church and state» » را، به غلط، بصورت «جدائی دين از دولت» ترجمه کرده و بابت اين ترجمهء غلط، در زمينهء فهم فارسی زبانان از تعريف «سکولاريسم»، هزار درد سر بوجود آورده است، چرا که نه church به معنای دين است و نهstate به معنای دولت. از church شروع کنم که در اين ترجمه به «دين» تعبير شده است. church به معنای کليسا است، يا کلی ترش که کنيم، به معنای «نيايشگاه» است و حکايت از وجود «نهاد اجتماعی سازمان يافته» ای می کند که دارای سه مشخصهء اصلی است:- نخست اصول عقايدی که گروهی از مردمان را (حتی در داخل يک دين معين) از بقيه جدا می کنند و به آنها هويتی خاص می بخشند (مثل شيعه در ميان اهل تسنن). از مجموعهء اين اصول با نام «مذهب» ياد می شود. مشخصهء دوم وجود سلسله مراتبی بيش و کم مشخص و ديوانسالارانه از کارکنانی است که نان خور اين نهادند (مثل کشيش ها و اسقف ها و حجت الاسلام ها و آيت الله ها و خاخام ها و مغان و موبدان).- و مشخصهء سوم هم وجود مجموعهء قوانينی مدون است که گفته می شود از جانب خدا به بشر ابلاغ شده و لذا دائمی و تغييرناپذير است و در اصطلاح به آن «شريعت» می گويند.
در جوامع ماقبل دوران مدرن اين نهاد نقش دو قوهء مقننه و قضائيه و نيز تشکيلات آموزش و پرورش جوامع را بازی می کرده است. سکولاريسم اما با تسلط آمرانهء يک «مذهب و شريعت» خاص بر زندگی عموم مردم مخالف بوده و توانسته است، در جوامع مدرن، دو قوهء مقننه و قضائيه و تشکيلات آموزش و پرورش عرفی را جانشين سازمان مذهبی کند. به اين ترتيب، روشن است که church را اگر در معنای اصطلاحی اش به «مسجد» يا «حوزهء علميه» ترجمه کنيم، بايد در کاربرد درست اش معادل «مذهب» بگيريم و نه «دين»

0 نظرات:

Post a Comment