
شنيدهايم كه در زندانهاي پيش از انقلاب، از اوايل دههي پنجاه وقتي نسل جديد مبارزان وارد زندان شدند باسوادتر بودند و در بحث و مناظرههاي داخلي زندان برخي سياسيون سابق – كه ميدانيد چه كساني بودهاند- جلوي جوانترها كم آوردند و بعد يواش يواش بحث نجس و پاك بودن رقيب مطرح شد و حسابها را جدا كردند. اختلافهاي داخل زندان بعدها تبديل شد به كينههاي بيپايان و بالاخره به جنايتهايي انجاميد كه فراموش نشدني است. زنداني سابق كه «شايد» مقاومت هم كرده بود قبلاً ؛ شد شكنجهگر جديد! آنهم شكنجهگر كسي كه سابقاً با او همسلول بود. آن اختلافها را كه نتوانسته بود با حرف و گفتوگو و بحث حل كند و شكست خورده بود؛ اينبار خواست كه با شلاق و درفش حل كند و منطق خودش را از «كف پا» وارد كند. و جالب آنكه چون هميشه در بحث كردن كم آورده بود، همين برايش عقدهاي بود كه هرجا مينشست ادعا ميكرد كه با بحث كردن زندانيان را متقاعد كرده است. آنقدر اين حرف را تكرار كردهاند كه بعيد ميدانم كسي نشنيده باشد. چنان با «آب و تاب» از مناظرهي خودشان در زندان با مخالفان و متقاعد كردن آنها حرف ميزنند كه شنونده با خود ميگويد اينها يا ديوانهاند يا از «بيسواد»يشان است كه ميگويند در زندان بحث كردهاند و زنداني را متقاعد كردهاند! چون اگر كمترين سوادي داشت ميفهميد كه اولين پيششرط مناظره و بحث «شرايط برابر» است و زنداني و زندانبان هرگز در شرايط برابر نيستند و اصولاً در چنان وضعي حرف از مناظره و بحث، حماقت كامل است و باز نشانهي بيسوادي! و اين كابوس برايشان تمام نميشود! بهتر نيست كمي كتاب بخوانيد؟!ديروز وقتي نوشتهي منسوب به حجاريان را ديدم خندهام گرفت از اين عقدهي بيسوادي! حجاريان شاخص انديشهورزي رفورميستهاي ايران در اين سالها بوده است. مردي ميانهرو؛ باهوش و پيچيده. خلاصهي اتهامش اين بود كه علوم غربي خوانده و تحت تأثير آموزههاي ماكس وبر بوده! و مهمتر از آن اينكه « در اين انتخابات با ارائه تحليل هاي ناصواب مرتكب خطاهاي سهمگين شده»! اين نوآوري و شكوفايي را توجه كنيد: « ارائه تحليلهاي ناصواب» جرم حجاريان است و بايد از آن تبري جويد! چيزي برايتان آشنا نيست؟ انديشيدن و تحليل كردن بطور «رسمي»جرم شده است امروز!نشنيدهام كه در اين سالهاي بعد از ترور، حجاريان چيزي نوشته باشد. اصولاً هر وقت قرار بود از حجاريان چيزي منتشر شود دوستانش در كنارش مينشستند و او حرف ميزد و بعد حروفچيني ميشد و دوباره خوانده ميشد و چند بار رفت و برگشت ميكرد تا متني كه حجاريان را راضي كند تهيه ميشد. چندباري اينكار را كردهام. يكي دوبار براي مصاحبه و يكبار هم در ارديبهشت 1383، براي يك مقاله كه ميخواست در مراسم بزرگداشت بازرگان خوانده شود. چند باري گفت و اصلاح شد و نهايتاً با عنوان « بازرگان مشروطه خواه تمام عيار» خوانده شد. اصولاً حجاريان در اين سالها نمينوشت و نميتوانست بنويسد و اينكه در زندان به نوشتن هم مشغول شده نشان از تحولات اساسي در اوست! لابد هدف اين بوده كه «اعتماد» مردم بدست آيد! والبته نيازي هم به اين دستخط نبود. مگر نه اينكه خودش آنجا نشسته بود وچشمهايش كه مينگريست؟حجاريان را كه ترور كردند آن «نشريهي كثيف» بلافاصله صميمي شد و نوشت «بالاخره نوبت به سعيد رسيد!» و چه ستايشها كرد و البته نمايندهي مقامات هم رفتند به عيادت تن حجاريان در بيمارستان. بدشانسيشان اين بود كه كار حجاريان تمام نشد. اكنون او را در دادگاه محاكمه ميكنند به جرم تحليلهايي كه كرده! شگفت زده شدم از اين نمايش مضحك. بازهم بيسوادها در زندان مباحثه كردهاند و دانشمندي را به اشتباهاتش متوجه نمودهاند.چند سال پيش وقتي متهمان ترور حجاريان در دادگاه آمدند بر روي سرشان گل ميريختند و صلوات ميفرستادند. حجاريان از حق شخصي خودش گذشت چرا كه آنها را «آلت»فعل ميدانست. آن تروريست هم بعد از مدتي آزاد شد و شنيديم كه بر سردر خانهاش پرچم زده بودند ذوالفقار علي! ميدانم كه باز هم آقا سعيد از حق شخصياش ميگذرد و ميبخشد. ستمگران اما بدانند كه اين ستمها فراموش نخواهد شد.يكبار حجاريان در جايي نوشته بود:« البته من در جواني گاهي بيتعهد عملكردهام و رجماًبالغيب، سنگي هم با اميد صيدي به گنجشكي پراندهام. از خدا ميخواهم براي اين قبيل كارها مرا ببخشايد.» آن نوشته همچنان در گوش من است. اين روزها و سالها در تاريخ يك چشم برهم زدن هم نيست. نشنيدهاي كه خداوند آن زمان را نزديك ميداند؟ «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» و در جايي ديگر از نزديك بودن روز حسابرسي سخن ميگويد؟ «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ»
منبع: زمستان

شنيدهام كه در اين سالهاي بعد از ترور، حجاريان چيزي نوشته باشد. اصولاً هر وقت قرار بود از حجاريان چيزي منتشر شود دوستانش در كنارش مينشستند و او حرف ميزد و بعد حروفچيني ميشد و دوباره خوانده ميشد و چند بار رفت و برگشت ميكرد تا متني كه حجاريان را راضي كند تهيه ميشد.