نتظارات ما از یک زندانی در نظام جمهوری اسلامی چیست؟ آیا فکر می کنیم او باید زیر ضربات کابل سرود یار دبستانی را بخواند؟صرف اینکه یک نفر بخاطر اعتقاداتش در جمهوری اسلامی بزندان بیفتد دلیل بر قهرمان بودن او است. همینکه او با تفکراتش حکومت را وادار به دستگیری و زندانی کردنش نموده برای قهرمانی او کافی است. آنها برای همیشه قهرمانان جاویدان ما هستند.
قانون اساسی جمهوری اسلای ایران:اصل ۳۷ - اصل برائتاصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردداصل ۳۸ - منع شکنجههرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.اصل ۳۹هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعیدشده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات استما باید به این قهرمانانمان این حق را بدهیم که برای اعترافات تلویزیونی جلوی دوربین صدا و سیما قرار بگیرند. قهرمانان ما و خانواده هایشان باید برای پخش اعترافات تلویزیونی افتخار کنند، ننگ اینکار برای نظام باقی می ماند. اینکه یک زندانی را برای اعترافات وادار به حضور جلوی دوربین کنند محکمترین و قاطع ترین سند شکنجه و آزار جسمی و روحی وی است.
به اعتراف كشاندن متهمان بعد از مدتي با روي كار آمدن استالين آغاز شد وتا مرگ او ادامه يافت. متهمان در برابر چشم هزاران شركتكننده در دادگاه حاضرميشدند و به جرايمي چون خيانت به انقلاب و تلاش براي قتل استالين و ساير رهبرانشوروي و تلاش براي تسليم شوروي به آلمان نازي اعتراف ميكردند. محاكمه طبق معمول بافرياد دادستان كه «بكشيد اين سگهاي هار را» به پايان ميرسيد و متهمان به اعداممحكوم و بلافاصله تيرباران ميشدند.زندانیان از بدو دستگیری مورد وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفته و در سلولهای انفرادی قبر مانند و بدون پنجره ای که معمولاً هفتاد سانت عرض و 2 متر طول دارد و لامپی قوی 24 ساعته در آن روشن است نگهداری می شوند. دو پتوی مندرس و لباس زندان تنها دارایی زندانی در سلول انفرادی است. زندانی زمان را از دست داده و تشخیص شب و روز را ندارد و هر دقیقه برایش ساعتها طول می کشد. بیخبری مطلق سبب می گردد که اخبار جعلی بازجوها تنها منبع خبرش باشد. بازجوها برای زندانیان مهمتر با کمک کیهان حتی روزنامه ساختگی با اخبار جعلی چاپ کرده و از آن برای شکستن زندانی استفاده می کنند. فیلم های مخفیانه ای از حضور همسر و مادرش در دادسرا و گریه ها و التماسهای آنها برایش پخش می کنند. همیشه دو تیم بازجویی وجود دارد، تیمی که نعره می کشد و کتک و شلاق می زند و تیمی که مهربان و دلسوز و بظاهر منطقی است. هدف سوق دادن زندانی به سمت تیم بازجوی مهربان است و این هدف براحتی حاصل می شود. همه داستانهایی که در مورد مقاومت افراد زیر کابل گفته شده دروغ محض و فهرمان سازی کذب است. کسی توان تحمل شلاق را ندارد و زیر ضربات وحشیانه کابل هر چه بازجو بخواهد می گوید. در بیشتر اوقات به زندانی می گویند که بخاطر سرسختی او مجبور شده اند همسرش را هم بیاورند و همزمان در اطاق مجاور کابل خواهد خورد، برای اینکار از زندانیان زنی که دارند استفاده می کنند و زندانی زیر ضربات کابل و توامان با فریادهای خودش فریادهای زنی را می شنود که زیر کابل در حال ضجه زدن است، تشخیص اینکه فریادها صدای همسر خودش است زیر شوک ضربات پی در پی کابل محال است. جسم زندانی کابل می خورد و روح او نیز بخاطر احساس گناهکاری نسبت به همسر تازیانه می خورد.
مطالعات روانشناسي انجام شده بر روي كساني كه تحت بازجويي اجباري يا مغزشويي قرار گرفتهاند نشان ميدهد كه گرچه در مراحل اوليه بازجويي فرد ميكوشد در برابر فشار مقاومت كند ولي در مراحل بعدي او به وضعيت كودكانهيي برگشت کرده و رفتارهاي جديدي از شخص سر ميزند. اين رفتارهاي جديد بر اساس نمونه شخصيت مقتدر موجود در آن وضعيت يعني بازجو شكل ميگيرند. «ويليام سارجنت» معتقد است كه نتايج اين بازجوييهاي بيرحمانه وحشتناک است. (ويليام سارجنت در کتاب شستوشوی مغزی)بیخوابی دادن، اخبار دروغ در مورد خانواده، شکنجه های سیاه و سفید آرام آرام زندانی را از شخصیت واقعی جدا و او را تبدیل به فرد جدیدی می کند. او اینک شخص جدیدی است که آمادگی دارد با له کردن خود و نجات خانواده و دوستانش وجدان خود را آسوده نماید. اعترافات در دو بخش اخذ می شود، اعترافات اخلاقی و اعترافات سیاسی. اعترافات اخلاقی برای این است که اگر فرد بعد از زندان لب به بازگو کردن شکنجه ها نمود آنرا پخش کنند. اعترافات سیاسی هم برای پخش به صدا و سیما فرستاده می شود.اعترافات سیاسی استانداردهای مشخصی دارد، فرد اعتراف می کند که فریب خورده و دارای افکار انحرافی و تحت تاثیر عوامل بیگانه بوده است. در برخی سفرهای خارجی ناآگاهانه در دام سرویسهای جاسوسی خارجی افتاده و با آنها همکاری نموده است. در دوران مسئولیتش تلاش نموده با دادن اطلاعات کاذب ذهن مسئولین را مشوش نماید و سرانجام با تعلیم و راهنمایی و بودجه خارجی اغتشاشات را سازماندهی نموده است. وی خود را منحرف و گناهکار دانسته و از ملت و رهبر و ... عذرخواهی نموده و طلب بخشش می کند. وی از رفتار بسیار خوب مسئولین و بازجویان تشکر و همه شایعات مبنی بر بدرفتاری با وی را تکذیب می نماید. وی اعتراف می کند که غافل و ناآگاه بوده و بر ضد مردمش و با همکاری دشمن قصد براندازی نظام را داشته و جوانان را با دروغهایش تحریک می کرده است. اعتراف کننده از سایرین هم می خواهد که دشمن را رها و به آغوش پر مهر جمهوری اسلامی برگردند.بلافاصله بعد از اعترافات، رسانه های حکومت و همه بلندگوها در مجلس و نمازهای جمعه و پادگانها و ادارات با شدت هر چه تمامتر این اعترافات را محور قرار داده و جنبش مردمی را جیره خوار اجانب و وابسته به بیگانگان معرفی و از مسئولین تقاضای اشد مجازات برای متهمین کرده و از بازجویان گمنام نیز تقدیر و تشکر نموده و رهبری را درود بی پایان می فرستند که با هوشیاری خود اینبار نیز خطر را دفع و نظام را نجات دادند.
تحليلگران غربي تا مدتها در پي كشف راز اين معما بودند. آنان فرضيههايي نظير تزريق داروهاي مخصوص و هيپنوتيزم را مطرح ميساختند. اما پس از كنگرهي بيستم حزب كمونيست شوروي كه زبانها اندكي باز شد، مشخص شد روش اعترافگيري سادهتر از اين حرفها بوده است. بازجوييهاي 48 ساعته، پاسخگويي ايستاده بدون حق نشستن و خوابيدن، گرسنگي مداوم، محروميت از داروهاي ضروري، تهديد خانواده و مخصوصاً كودكان، متهم را به جايي ميرساند كه مرگ را به عنوان تنها راه نجات آرزو ميكرد و چون ميدانست اعتراف برابر است با محاكمهو اعدام فوري و پايان عذاب، مشتاقانه به استقبال آن ميرفت. اينگونه بود كه اعتراف نزد جهانيان بياعتبار گشت و انسانهاي بيدار، گفتههاي اعترافگونهي هيچ متهمي را باور نكردند مگر روزي كه در دادگاهي منصف و عادل، آزادانه از خود در برابر «قانون» دفاع كند و به خطاي خويش اعتراف نمايد.تیم بازجویان اشخاص مهم زیر نظر مستقیم رهبر فعالیت و مرحله به مرحله بوی گزارش داده و برای ادامه کار رهنمود می گیرند. بحق خامنه ای اگر هیچ هنری نداشته باشد حداقل در اینکار یعنی هدایت شکنجه زندانیان و اعتراف گیری در دنیا نفر اول است.ولی اینبار این بازی سربازجوی کبیر، جناب خامنه ای یک بازی باخت باخت است. وزیر اطلاعات و همه مدیران وزارت اطلاعات وی را از پخش اعترافات بر حذر داشتند و آنرا بمثابه بنزینی دانستند که بر روی آتش خشم مردم ریخته شود. سربازجوی کبیر در مقابل حکم به عزل وزیر اطلاعات و تصفیه گسترده سربازان گمنامش داد. اعترافات بفرموده «آقا» باید پخش شود.مردم ایران حتی یک کلمه از اعترافات اجباری را باور نکرده و فقط نفرین بر نظام حاکم فرستاده و خشمشان برای ریشه کن کردن این ظالمین بیشتر خواهد شد.پیشاپیش به خانواده های اسیران جنبش سبز اعلام نمائیم که این اعترافات اجباری را محکوم و آنرا نشانه وجود شکنجه و ظلم دانسته و این اسیران همیشه قهرمانان عزیز قلبهای ما خواهند بود.
** ** **
در تمدن کهن، بنیاد حکومت ها بر عدل و داد بوده است. چناچه می دانیم نخستین سلسلهپادشاهی ایران پیشدادیان بوده اند. یعنی پیش و قبل از هر کار و تصمیمی، رعایتعدالت و داد. بعد از ان سلسله ی هخامنشیان تشکیل می شود. در ادب پارسی بسیار مشاهدهشده که حرف “ق” به حرف “خ” تبدیل می شود. بر این مبنا هخامنشیان، حق منشیان بودهاند. اعتبار تمدن کهن بر آن است که نخستین امپراطور گیتی یعنی کوروش بزرگ، روش حق ومنش عدل را پیشه کرده اند.
Saturday, August 1, 2009
اعترافات استاندارد تلویزیونی
فرستاده شده توسط
ندای آزادی ایران
2:11 AM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 نظرات:
Post a Comment