من بعد از ارتحال حضرت امام (ره) و آغاز دولت سازندگي به معاونت سياسي مركز تحقيقات استراتژيك برگزيده شدم. در آنجا بود كه فهميدم براي هدايت پروژه ها تجربه علمي سياسي كارساز نيست و لاجرم بايد آموزش دانشگاهي هم داشته باشم لذا فوق ليسانس و دكتراي خود را در علوم سياسي اخذ كردم و انبوه نظريات و ايدئولوژيهاي سياسي نادرست در ذهنم تلمبار شد، بدون آنكه بازنگري و نقد آنها را داشته باشم.
صبح امروز در چهارمین جلسه رسیدگی به اتهامات متهمان حوادث اخیر، برخی دیگر از متهمان در جایگاه قرار گرفته و به اعتراف و دفاع از خود پرداختند.
به گزارش «تابناک» پس از قرائت كیفرخواست مربوط به سعید حجاریان، وی از رئیس دادگاه خواست متن دفاعیه خود را كه از قبل آماده كرده بود، توسط سعید شریعتی در محضر دادگاه قرائت شود.
متن كامل دفاعیه سعید حجاریان بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیمریاست محترم دادگاه
در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و وقایع پس از آن متأسفانه حوادثی رخ دادكه قلب همه دلسوزان سرنوشت كشور را بدرد آورد. از شعارهای وهن آلود بگیر تا قانون شكنیهای آشكار و صدمه به اموال شخصی و عمومی و حتی قتل و جرح تا كنون در هیچ انتخاباتی سابقه نداشته و سایه كدورت خود را بر زلال چهل میلیون رأی مردم افكند و دشمنان این مرز و بوم را به طمع خام انداخت كه شاید بتوانند از این وضع گل آلود ماهی مراد را صید كنند.
* ابراز برائت و تنفر از ناامنیها
من به شخصه خود را از این همه جور و عدوان كه بر مردم و نظام اسلامی مان رفته بری میدارم و انزجار و تنفر خود را از كلیه تحركات كهامنیت كشور را به خطر انداخته ابراز میكنم. كشور عزیزمان ایران در منطقه پر تلاطمی قرار دارد و لااقل دو جنگ خانمان سوز در شرق و غرب كشورمان در جریان است. از سویی دیگر بسیاری از كشورها مدارج توسعه و پیشرفت را با شتاب طی میكنند و دریغ است ایران كه از نعمت امنیت در این منطقه آشوب زده برخوردار است، هم پای دیگران تعالی و ترقی نیابد.
دشمنان با تحریمها و تحریكهای متعدد تلاش دارند مانع این روند شوند، اما وظیفه ما حفظ وحدت و انسجام ملی است و باید هوشیارانه مانع رخنه در صفوف ملت شویم.
* باید انابه و طلب بخشش كنیم
هر یك از ما اگر پا را از یك انتخابات سالم فراتر گذاشته و نعمت امنیت را كه پشتوانه توسعه اقتصادی است متزلزل كنیم نزد وجدان خود و نسلهای آینده و از همه بالاتر پروردگار عالمیان باید انابه كنیم و طلب بخشایش نماییم.
* مرتكب خطاهای سهمگین شدهام. از خطاها اظهار تبرئه و ندامت میكنم
من هم در این انتخابات با ارایه تحلیلهای ناصواب مرتكب خطاهای سهمگین شدهام كه از آنها تبری میجویم چون قطعا مورد رضای محبوب عالمیان نیست و موجب ندامت است. من به خاطر این تحلیلهای ناصواب كه مبنای بسیاری از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزیز ایران عذر خواهی میكنم.
هرچه گفتیم غیر از صحبت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم، امیدوارم این سخنان كه از دل بر آمده بر دل بنشیند اما این كافی نیست و من در تعاملات تنهایی خود ریشهها و علل موضعگیریهای خود را واكاوی كردهام كه به طور اختصار به عرض میرسانم:
طی ده پانزده سال اخیر مقالاتی از من به چاپ رسیده كه حاوی بعضی از نظریات نامربوط به شرایط كشورمان بوده كه قصد دارم بعضی از مهم ترین آنها را درین مجال بشكافم و علت انحراف این مواضع را تشریح كنم.
* علوم انحرافی غرب در دانشگاههای ایران
یكی از مهمترین این نظرات انطباق شرایط كشورمان با تئوری ماكسوبر در باره ی سلطانیسم است كه معتقد است بر بسیاری از امپراتوریهای شرقی این شیوه از حكومت جاری بوده ویك حاكم پاتریمونیال تیولدار و تعدادی حامیان وی كه هر كدام خیل عظیمی از تحت الحمایگان را یدك میكشیدهاند، نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمین مستقر كرده بودند.قبل از اینكه به نقد این نظریه در خصوص انطباق آن با شرایط ایران بپردازم لازم میدانم نكاتی را متذكر شوم:
1- متأسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی به خصوص در رشتههای جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم و علیرغم گسترش مراكز آموزشی عالی و كثرت دانشجو در رشتههای علوم انسانی، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمههای اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته میشود.
2- حجم وسیعی كتاب بعد از انقلاب ترجمه شده كه بسیاری از آنها جنبه ایدئولوژیك دارند ودر كنه آنها میتوان ردپای مكاتب مختلف از ماركسیسم ارتدوكس تا نئولیبرالیسم را مشاهده كرد واین كتب (وباید اضافه كرد مجلات را) به وفور در دسترس مشتاقان است.
3- علاوه بر این فارغ التحصیلان علوم انسانی (به خصوص در دانشگاههای خارج ) كه به عنوان اعضاء هیأت علمی استخدام میشوند ناخود آگاه حامل آخرین دستاوردهای این علوم به ایران هستند وهم اكنون میتوان مشاهده كرد كه دیدگاههای پست استوراكتورالیسم، پست ماركسیسم، فمینیسم و انواع مكاتب غربی تحت عنوان علم ترویج میشوند.
* تئوریهای ماكس و بر منشأ انحراف و ناسازگار با شرایط ایران
عوامل مذكور بعلاوه شرایط خاص من وضعی را پدید آورد كه من هم بدون دیدگاه انتقادی بدام چاله این علوم انحرافی در غلطیدم؛ اما شرایط ویژه ای كه من را به این سمت سوق داد عبارتند از:
1- من بعد از ارتحال حضرت امام (ره) و آغاز دولت سازندگی به معاونت سیاسی مركز تحقیقات استراتژیك برگزیده شدم در آنجا بود كه فهمیدم برای هدایت پروژهها تجربه علمی سیاسی كارساز نیست و لاجرم باید آموزش دانشگاهی هم داشته باشم لذا فوق لیسانس ودكترای خود را در علوم سیاسی اخذ كردم و انبوه نظریات و ایدئولوژیهای سیاسی نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آنكه بازنگری و نقد آنها را داشته باشم.
2- با شروع موج اصلاحات و به خصوص تشكیل جبهه مشاركت كه به تئوری راهنمای عمل نیاز داشت طبعا از من توقع میرفت كه به عنوان نظریه پردار دست بكار شوم وتحلیلی علمی از شرایط جامعه، دولت و نیروهای سیاسی عرضه كنم تا راهنمای عمل حزبی قرار گیرد با مقدمات فوق اكنون میتوانم توضیح دهم كه چرا نظریه ماكسوبر نظریه پرداز آلمانی قرن گذشته كه مبنای تحلیلهای ما قرار گرفت هیچ ربطی به شرایط ایران ندارد.
4- ماكسوبر تجربیات خود را عمدتا از امپراتوری عثمانی، امپراتوری چین وامپرا طوری مغولهای هند گرفته بود ویك نظریه عمومی بنام پاتریمونیالیزم یا سلطانیزم وضع كرده بود وجه مشترك این كشورهای منطبق بر این نظریه به شرح زیر بود:
اولا) این كشورها به صورت امپراتوری و سلسلههای خاندانی بودند.
ثانیا) این امپراتوریها ماقبل مدرن بوده و هیچ قانونی حاكم بر آنها نبود و در رأس آنها حكام خود كامه جلوس كرده بودند.
ثالثا) حكومت در این كشورها از راه خون و وراثت مستقر میشد وبه اصطلاح نظامهای موروثی بودند.
رابعا) مردم به عنوان رعایا از كلیه حقوق شهروندی محروم بودند و همراه زمین خرید و فروش میشدند.
* نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان (عج) میگیرد
با این اوصاف انطباق نظریه ماكسوبر، بر شرایط كنونی ایران كاملا نابجا و بی ربط است چون:
اولا) جمهوری اسلامی ایران، نظامی مابعد انقلابی است كه مردمی رشید دارد تحت تربیت حضرت امام (ره) بخوبی به حقوق خود واقفند.
ثانیا) نظام ما دارای قانون اساسی مدونی است كه در آن حق حاكمیت ملی به رسمیت شناخته شده ومسئولان آن بطور مستقیم یا غیر مستقیم از سوی مردم انتخاب میشوند لذا مردم ما شهروندند نه رعیت.
ثالثا) حكومت در ایران موروثی نیست واز طریق خون منتقل نمیشود بلكه خبرگان مبعوث مردم هستند كه در هر زمان اعلم اعدل و اشجع مجتهدین را كه مدیر و مدبر وآگاه به مسائل زمان است انتخاب میكنند.
رابعا) مذهب غالب مردم ایران تشیع است ونظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسهامام زمان (عج) میگیرد وبدین لحاظ حكم ولی فقیه شعبه ای از ولایت رسول اكرم (ص) میباشد.
* نظریات ماكسوبر در ایران كنونی هیچ كاربردی ندارد
بنابراین، ملاحظه میشود كه نظریات ماكسوبر در ایران كنونی هیچ كاربردی ندارد و من از سر غفلت بدون نگاه انتقادی به این نظرات آنها را به شرایط كشورمان تعمین دادم.
ریاست محترم دادگاه
چنانچه ملاحظه فرمودید كار بسط نظریات نامنقّح و عدم تلاش برای یافتن تئوریهای بومی كه با شرایط ایران انطباق داشته باشد میتواند چه نتایج سهمگینی را به بار آورد كه این موضوع موجب عبرت جدّی برای تمام دوستان دانشگاهی وفعالان سیاسی است. وظیفه این عزیزان به عنوان نخبگان جامعه آن است كه حربه نقد را علیه همه كس به كار ببرند ولو بزرگترین اندیشمندان شناخته شده جهان باشند و بسیار با احتیاط و هوشمند به بومی كردن نظریات بپردازند به صرف اینكه فلان استاد ویا فلان كتاب مرجع، مطلبی را نقد كرده است بسنده نكنند و تا یقین پیدا نكردهاند از این نظریات در عمل استفاده نكنند.
* شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان آموزش عالی كشور همه در انحراف بیتقصیر نیستند
همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان آموزش عالی كشور همه در این انحراف بیتقصیر نیستند . با اینكه مكرراً هشدار داده شده كه علوم انسانی با علوم دقیقه تفاوت دارد و بسیاری از حربههای ایدئولوژیك در پوشش علوم انسانی عرضه میشوند متأسفانه شاهدیم بجای دقّت در كیفّیت این علوم هر ساله بر كمیت مراكز آموزشی عرضه كننده آن افزوده میشود، اوایل انقلاب شاید چهار پنج دانشگاه دولتی بیشتر نداشتیم كه تا حّداكثر در حد فوق لیسانس برای این علوم، دانشجویان محدودی تربیت میكردند امّا امروزه در هر شهری دانشگاه دولتی وآزاد و پیام نور وخصوصی تا مدارج بالا تربیت دانشجو مشغولند بدون آنكه به محتوای نادرست عرضه شده توجهّی كنند.
گرچه این نظریات در قالبهای تنگ علمی و شبه علمی بیان شده است اما به هنگام بسط وگسترش به خصوص در مرحله عملیاتی شدن ضایعات وصدمات فراوانی به بار میآورد كه یك نمونهاش را در تخریب وحدّت ملی در جریان انتخابات دهم دیدیم كه بهاموال عمومی وشخصی مردم خسارات فراوانی وارد شد و دهها كشته وزخمی بجا گذاشت و طمع بیگانگان را برانگیخت.
سیاسیون و فعالان سیاسی هم در این قضیه مسئولند این گروه هرچند در عرصه نظریه پردازی معمولا نقشی ندارند اما در جهت عملیاتی كردن و به اجرا درآوردن تئوریها نقشی بس مهم ایفا میكنند و سازمانهایی در جهت اهداف منبعث از تئوریها به وجود آورده راهبری میكند و این امر خطیری است. چه بسا یك لغزش از آن به اضعاف مضاعف در جامعه بازتاب یابد چون اینان مرجع سیاسی بخشهایی از مردم هستند و هرگونه تزلزل موضع آنان در سطوحی بازتاب مییابد.
همانگونه كه مراجع دینی لغزششان خطیر است و به قول معصوم (ع) «انكسار العالم كانكسار السفینه تغرق وتغرق» (شكستن دانشمند مانند شكستن كشتی است كه هم خودش غرق میشود وهم عده ای را غرق میكند) لذا سیاسیون باید متوجه تئوریهایی كه منشأ استراتژی عمل سیاسی آنهاست باشند.
اما عده ای از فعالان سیاسی عالما عامدا با توجه به پیامدهای یك نظریه آنرا در سطح دانشگاه احزاب و جامعه اشاعه میدهند كه اینجا بر مسئولان ذیربط است كه با پیگیری شواهد و قرائن ردپای این گونه افراد را پیگیری كنند و قانون را در مورد آنها اجرا نمایند.
مثلا در حوادث اخیر شعارهایی سر داده شد كه هر كس ذرهای عرق وطن پرستی ودغدغه وحدّت ملی و شرم از خون شهدا داشته باشد و نگران ترقی وتوسعه كشور باشد آنها را برنمیتابد و منزجر میشود.
معلوم است وقتی همه دلسوزان نظام از بعضی حركات وسخنان وشعارها مشمئز میشوند لابد محركین این ماجراها حركتی دشمن شاد كن انجام داده اند اگر نگوئیم خود از دشمن دستور گرفته اند.
* نتیجه گیری
حضرت امام (ره) به ما آموختند كه روی پای خود بایستیم
از مجموعه مباحث پیش گفته شده میتوان استنتاج كرد كه احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلّت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات آنان میشود وحضرت امام (ره) به ما آموختند كه روی پای خود بایستیم و مقهور شرق و غرب نشویم و رمز توفیق ما تا كنون همین بوده است.
البته ما در علوم تجربی و دقیقه این نكته را خوب یافته ایم و دانشمندان جوان، از زمان جنگ به این سو دستاوردهای چشمگیری داشته اند اما در زمینه علوم انسانی آنچنان كه باید و شاید فعالیتی نكردهایم ویكی از روزنهها و رخنههای فرهنگ وارداتی و حّتی ضربات دشمنان از این ناحیه بوده است كه به هر حال جزو آسیب پذیریهای نظام علمی كشور محسوب میشود. البته موضوع اگر فقط یك نقیصه علمی بود قابل تحمل مینمود اما خطر آنجاست كه نظریات علوم انسانی حاوی حربههای ایدئولوژیك هستند و قادرند به استراتژی و تاكتیك تبدیل شوند ودر مقابل ایدئولوژی رسمی كشور صف آرایی كنند و آن را به چالش بكشند.
زمانی ماركسیسم به عنوان آخرین دستاورد علمی مبارزه در مقابل اسلام صف كشیده بود و امروزه نئولیبرالیسم ندای پایان تاریخ را سر میدهد و خود را به عنوان برترین دستاورد در تاریخ بشریت قالب میكند اگر بناست ما در مقابل این مدعیان سرخم كنیم چه احتیاجی به انقلاب و مقاومت هشت ساله در مقابل دشمن بعثی بود.
در ضمن اگر قرار است نظرات امثال پارسونز، ماكسوبر یاهابرماس آثاری از خود بجا بگذارد كه در حوادث اخیر دیدیم كه هم امنیت ملی را به خطر انداخت و هم در اركان توسعه اقتصادی تزلزل ایجاد نمود قطعا باید تجدید نظری در راه طی شده انجام دهیم ونقاط اعوجاج و انحراف را شناسایی كنیم.
اگر این كارها صورت نگیرد با گردنههای صعب العبورتری روبرو وخدای ناكرده به فتنههایی دچار خواهیم شد كه گرد و غبار آن اندكی اهل بصیرت همه را كور خواهد كرد فتنههایی كه به تعبیر قرآن «و اتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منكم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب» (سوره انفال آیه 25) ویا به تعبیر دیگر «الفتنه اشد من القتل» (سوره بقره آیه 191).در اینجا لازم میدانم دونكته را در انتهای عرایضم به عنوان تكمله ذكر كنم.
* از حزب مشاركت كه منحرف شده استعفا میكنم
دوستان مطلعند كه من از ابتدای تاسیس حزب مشاركت عضو شورای مركزی آن بودهام ودر كنگره یازدهم این حزب نیز عضویت داشتهام وشاید یكی از مراجع فكری ونظریه پردازان این حزب به شمار بروم از آنجا كه نظرات و آرای من آثار خود را در مواضع حزب و به خصوص جزوه تأملات راهبردی (سیاسی - عقیدتی) بجای گذاشته و من در تاملات تنهایی خود آن را منافی ومغایر با مشی حضرت امام (ره) و قانون اساسی ومرامنامه حزب یافتهام و همین امر را موجب انحراف حزب به خصوص در ایام انتخابات اخیر میدانم استعفای خود را از حزب مشاركت اعلام داشته و دیگر حزب را جایگاه مناسبی برای خود نمیبینم.
* ملت ایران به خاطر انحرافات خسارت بار ما را ببخشد
و نكته دوم آنكه لازم میدانم التزام عملی خود را به قانون اساسی و فرمایشات مقام معظم رهبری اعلام كرده و اگر از سر تقصیر یا قصور به اركان نظام جسارتی روا داشتهام حلالیت بطلبم و بار دیگر از ملّت بزرگ ایران كه این انحرافات و شتباهات موجب وارد آمدن خسارات بزرگی به آنان گردید، بخواهم كه همه ی ما را به بزرگواری خود ببخشند و از اینكه ریاست محترم دادگاه به اینجانب فرصت دادند كه عرایضم را مطرح نمایم، تشّكر وافر دارم.
وآخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمين
سعيد حجاريان

0 نظرات:
Post a Comment