Thursday, August 27, 2009

از شعارهای اسلامی بپرهیز یم - مسجد سنگر اهریمن است

فریاد الله اکبر، دمیدن در نفیر اهریمن است. الله اکبر شعار از گورگریختگانی است که بر تن انسان تازیانه می زنند. الله اکبر عربده ی جنایت کاران خونریز مسلمانی است که انسان را به جرم عشق در چاله دفن می کنند و سنگ بر سرش می کوبند. الله اکبر زوزه ی توحش مسلمانانی است که با شمشیر و کارد و دشنه و قمه سر انسان را از تنش جدا می کنند و بر زمین می افکنند.و همچنین است دعوت مردم به ادامه اعتراضات و تجمع خود در مساجد و نماز جمعه که به روشنی در مغایرت با حرکتی مدنی است و تخطی از اهداف مدرن و سکولار جنبش ملت ایران بشمار می رود.مسجد منبر اهریمن است. مسجد لانه دینکاران و اسلام فروشانی است که به کمین انسان و آزادی نشسته اند. به کمین زن نشسته اند. مسجد کنام درندگانی است که جهت قتل و کشتار آزاداندیشان و خردگرایان، مجلس شور و دسیسه و توطئه گرفته اند. مسجد انجمن مؤمنان و متدینان متجاوزی است که از انسان و آزادی و عشق نفرت دارند. مسجد مرکز توسعه و اشاعه خرافه و بی خبری و ناآگاهی و تحمیق انسان هاست. مسجد بنا و بنیاد استحمار و تثبیت جهل و حاکمیت نظام بهره کشی انسان از انسان است. مسجد سنگر اهریمن در برابر زندگی، در برابر انسان و آزادی و شادی است. مسجد مکان تولید رعب و ارهاب و انذار و ترور و محل خشکاندن بنیاد خرد و اندیشهء آدمی و خشکاندن ریشه زندگی است

.... ، ...

- - -

نظام تجاوزالهی و حکومت ترس و ترور اسلامی، به هیچ وجه پدیده ای زمانمند و منحصر و محدود به مقطع تاریخی ِ سه دههء اخیر نبوده و نیست، بلکه تنها و فقط تنها سیستمی بوده است که بیشتر در سایه و گاه بر آفتاب، به مدتی افزون بر هزارسال بر جامعه، سیاست، فرهنگ، اقتصاد و در همهء حوزه ها و عرصه ها و ساحت های زیست انسان ایرانی حاکم و مسلط و چیره بوده و تمامی پندار و گفتار و کردار تباه و روزگار تیرهء مردمان ایرانزمین را قلم و رقم می زده است.شوربختانه آخوندها و آیت الله ها و علمای اسلام، طی قرن ها منبر رفتن و موعظه و روضه خوانی و مداحی، طی صدها سال یاوه گویی و مهمل بافی ِ پیوسته و بی امان، با بار و حجم عظیمی از تفسیر و تفسیر، با خروارها حدیث و روایت، ذهن و روان ایرانی را در زیر کوهی از مدفوعات خود مچاله و خورد و خمیر ساخته و گوش های ما را بطور جدی فاسد کرده اند. به گونه ای که نه فقط اندیشه های روشنگر و هشداردهندهء متفکرانی مانند آخوندزاده و آقاخان کرمانی و کسروی و امثال ایشان را دربارهء ماهیت ضد حقوق بشر و آزادی ستیز اسلام و آخوند، هرگز به گوشمان فرو نرفت. نه تنها در سی سال پیش از این هشدارهای میهن پرستان و دلسوزانی همچون دکتر بختیار و دکتر مصطفی رحیمی در مورد خطر نعلین و عمامه را به گوش نگرفتیم، که امروز نیز حاصل تلاش فکری و روشنگری های فیلسوفان و اندیشمندان و پژوهشگرانی همچون دکتر منوچهر جمالی و دکتر آرامش دوستدار و دکتر اسماعیل نوری علا و صدها روشنگر بزرگ ایرانی که ماهیت و گوهر و اساس اهریمنی و نامردمی و ایران ستیز و زن آزار و اندیشه سوز و ضد علم و آزادی و آگاهی و اختیار، که در تمامی آموزه ها و احکام و شریعت اسلام مخمر است و نقش مخرب مافیای روحانیت و مرجعیت شیعه را بر آفتاب نهاده است را، به گوش نمی سپاریم.آیت الله های اشغالگر و عقب مانده و عنکبوتی، پس از سی سال همکاری و همراهی و توجیه و مشروعیت بخشی و مشارکت در جنایت ها و دزدی های جمهوری اسلامی، اکنون که پایه ها و ستون های دکان جهل و خرافهء هزاروچهارصد سالهء خویش را بر آب می بینند، با توسل به مظلومیت فروشی ِ شناخته شدهءِ مذهب شیعه، خود را سرکوب شده و خسارت دیدهء بخشی از رژیم اسلامی جلوه می دهند و پابرهنه به میان رستاخیز ملت ایران دویده اند تا دکان تاریخی ِ خویش را از ورشکستگی حتمی نجات دهند.

... ، ...

- - -

گزیده از سایت جناب سیامک مهر ( گزارش به خاک ایران ): http://www.khakeiran.blogspot.com/

منبع: http://ahriman-azadi.blogspot.com/

1 نظرات:

Post a Comment