Friday, January 1, 2010

وای ازین قوم متحجر

وقتی استاد نخواد تو كلاس چشمهاش به دانشجوهای دختر بیفته


دوستان ،

قصیده زیبای زیر سروده استاد مسلم شعر و ادب پارسی معاصر ما ملک الشعرای بهار است .آنطور که معلوم است واقعا،این درد کهنه سالهای سال است که گریبان ملت ما را گرفته است .با هم بخوانیم و احسنتی بر روح سراینده اش نثار کنیم . . .

در محرّم ، ایرانیان خود را دگرگون مي كنند

از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند
گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت

گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند
گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا

جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند
وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك»

شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند

خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند
بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز

پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند
پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه

ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي

هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند
آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين

شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند
حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب،

مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند
گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان

درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند
ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان

روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد

خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند
سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند
خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان

بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟

تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند

وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند

کارنامه خشونت جمهوری اسلامی: ۲۲ خرداد تا ۶ دی ۱۳۸۸

حمله نیروهای لباس‌شخصی به یک معترض در برابر دانشگاه تهران

۱۳۸۸/۱۰/۱۱
پس از حوادث خونین عاشورا که آخرین آمار کشته‌شدگان آن، بر اساسا بولتن محرمانه ایرنا به نقل از وب‌سایت جرس ۳۷ نفر بوده است، فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که «دیگر دوره مدارا تمام شده است و هر کس در تظاهرات‌ غیرقانونی شرکت کند، با وی برخورد شدیدتری در مقایسه با گذشته خواهد شد». (الف، ۹ دی ۱۳۸۸)

نگاهی به کارنامه خشونت حکومت جمهوری اسلامی در دوره پس از انتخابات تصور مقامات جمهوری اسلامی را از «مدارا» روشن می‌کند. اگر خشونت‌های صورت گرفته مدارا تلقی شود، باید منتظر اعدام‌های دسته‌جمعی خیابانی، بار دیگر کشتار وسیع زندانیان، به تیر بستن هزاران معترض در خیابان، ترورهای گسترده فعالان سیاسی و بمب‌گذاری‌های دولتی در مراکز پرجمعیت برای متهم کردن مخالفان با هدف حفظ نظام و ولایت فقیه بود.

حجم کم‌سابقه خشونت‌ها

خشونت کم‌سابقه حکومت در برخورد با مخالفان خود در خیابان‌ها و بازداشتگاه‌های قانونی و غیرقانونی در ماه‌های اخیر تنها در دوره منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ و حوادث اوایل دهه شصت قابل مشاهده بود. حکومت در روزهایی که احساس کند کنترل اوضاع دارد از کف می‌رود دستور تیر مستقیم می‌دهد.

بازداشتی‌ها نیز بدون استثنا مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفته‌اند، از جوان بی‌نام و نشان بازداشت شده در خیابان به شکل تصادفی تا سخنگوی دولت خاتمی (نگاه کنید به عکس‌های اتومبیل رمضان‌زاده که بدون هیچ تلاشی برای پاک کردن آن با آثار خون در خودرو به خانواده او تحویل داده شده است: سایت امیرکبیر، ۷ مرداد ۱۳۸۸).

فهرست کوتاهی از این قساوت‌ها بدین قرارند:

* آویزان شدن از پا: این امر مشخصاً در مورد رامین آقازاده قهرمانی ذکر شده؛ وی ۱۵ روز بعد از این که با پای خود برای اثبات بی‌گناهی‌اش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد می‌شود و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده جان می‌بازد: سایت نوروز، شش مرداد ۱۳۸۸؛ افرادی دیگری نیز پس از آزادی جان سپرده‌اند: علیرضا داوودی در اصفهان، سایت رادیوزمانه، ۲۵ مرداد ۱۳۸۸؛ محمود رئيسی‌ نجفی بر اثر ضرب و شتم جان می‌بازد، سحام نیوز، ۱۱شهریور ۱۳۸۸

* محروم کردن افراد از آب تا حدی که زندانیان از کاسه‌ توالت و گودی کف زمین آب نوشیده‌اند، محروم کردن افراد از دستشویی تا حدی که افراد در کانتینرهای کوچک و سوله‌ها قضای حاجت کرده‌اند، تجاوز جنسی به جوانان (نوروز، ۸ شهریور ۱۳۸۸)؛ مورد ترانه‌ موسوی که از هاله‌ ابهام بیرون آمده است: نگاه کنید به نامه‌ کروبی در این مورد؛ گزارش ادرار کردن بر روی زندانیان، تجاوز مکرر، مالیدن مدفوع به صورت آنان، لخت کردن آنها در برابر هم و درخواست تجاوز به یکدیگر از سوی بازجویان از زبان رضای ۱۵ ساله، تایمز آن‌لاین؛ ۲۲ اوت ۲۰۰۹

* ریختن بنزین روي بدن زندانیان و ساعت‌ها نگاه داشتن آنها در هوای گرم تابستاني در زير آفتاب (بیانیه‌ حزب مشارکت، ۷ مرداد ۱۳۸۸)

* خرد کردن دندان‌های افراد، زدن افراد تا حد مرگ با باتون برقی، زنجیر و کابل به طور مکرر که به مرگ افراد نیز منجر شده است ( و بعد مرگ‌ها به بیماری مننژیت نسبت داده شده است)

* رها کردن زخمی‌ها به حال خود (سایت روز، ۸ تیر ۱۳۸۸)

* تجاوز با باتون و شيشه نوشابه و نیز تجاوز جنسی به برخی از بازداشت‌شدگان: يکی از اعضای کميته ويژه مجلس برای بررسی حوادث پس از انتخابات، پارلمان‌نيوز، ۴ شهریور ۱۳۸۸؛ گزارش یک فعال رسانه‌ای، نوروز، ۴ شهریور ۱۳۸۸؛ مصاحبه‌های ابراهیم شریفی و مریم صبری با رادیوفردا، اول مهر ۱۳۸۸)، شکستن صورت و انگشتان دست (امیرکبیر، ۴ شهریور ۱۳۸۸)

* پرتاب افراد از پشت بام و کشتن افراد به این طریق (پنج نفر به این طریق کشته شده‌اند که فیلم آن در یوتیوب موجود است) یا هل دادن افراد از طبقات به سمت پایین (یک دختر در دانشگاه همدان)

* کتک زدن وحشیانه‌ افراد برای گرفتن اقرار و اعلام معذرت‌خواهی از رهبری برای نگذاشتن صفت معظم در برابر مقام رهبری (مورد احمد زیدآبادی به نقل از همسرش؛ خبرنامه‌ گویا، اول مهر ۱۳۸۸)

* بردن افراد زندانی برای اعدام و ترساندن افراد تا حد مرگ (گزارش مریم صبری از دوران زندان وی، رادیوفردا، اول مهر ۱۳۸۸)

* شکستن دنده‌ افراد (مورد عیسی سحرخیز به نقل از خانواده‌ وی و برخی مقامات حکومتی که با وی دیدار داشته‌اند).

* ترور از پیش طراحی شده (تیراندازی به سوی خواهرزاده‌ میرحسین موسوی؛ عاشورای ۱۴۳۱)*

* رد شدن با اتومبیل از روی مردم در روز عاشورای ۱۴۳۱ که منجر به قتل چندین نفر شد. (فیلم آن در یوتیوب موجود است)

* شلیک به مردم با تفنگ ساچمه‌ای که گاه تا ۱۲۰ زخم در بدن ایجاد می‌کند.

این موارد به روشنی در گزارش برخی آزادشدگان و خانواده‌های مقتولین به چشم می‌خورد.

برخی از مقتولین با باتون ضربه‌ مغزی شده‌اند. (مورد حسین اکبری، خبرنامه‌ گویا، ۷ مرداد ۱۳۸۸؛ مورد علیرضا افتخاری، خبرنگار، سایت مردمک، ۸ مرداد ۱۳۸۸) در مواردی افراد پس از تیر خوردن مورد ضرب و شتم واقع شده‌اند، به گونه‌ای که علاوه بر تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر، آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر وجود داشته که داخل آن را با پنبه پر کرده بودند، بازویی که تیرخورده بوده، شکستگی کامل داشته و روی صورت هم بینی به نظر شکسته می‌نمود (مورد امیرحسین طوفان‌پور، گویانیوز، ۸ مرداد ۱۳۸۸). یکی از کشته‌شدگان در اصفهان (حسین اختر زند) از طبقه‌ سوم به پایین پرتاب شده بود (اخبار روز، ۷ مرداد ۱۳۸۸). یکی دیگر از کشته‌شدگان در نماز جمعه با ضربه‌ باتون دچار سکته‌ مغزی می‌شود (مورد مصطفی کیارستمی، نوروز، ۹ مرداد ۱۳۸۸). بسیاری نیز با گلوله‌ مستقیم بسیجیان و نیروهای لباس شخصی در خیابان کشته شده‌اند (مثل سجاد قائد رحمتی، داود صدری، اشکان سهرابی، ناصر امیرنژاد، ندا آقاسلطان، مهدی کرمی، یعقوب بروایه، مسعود هاشم‌زاده، میثم عبادی، بهزاد مهاجر: سایت رادیوفردا، ۱۱ تیر ۱۳۸۸؛ سایت نوروز، ۲۵ تیر ۱۳۸۸). افرادی نیز در درگیری‌های خیابانی به‌واسطه‌ ضربات باتون و کابل به قتل رسیدند (مثل حسین طهماسبی).

اگر خشونت‌های صورت گرفته مدارا تلقی شود، باید منتظر اعدام‌های دسته‌جمعی خیابانی، بار دیگر کشتار وسیع زندانیان، به تیر بستن هزاران معترض در خیابان، ترورهای گسترده فعالان سیاسی و بمب‌گذاری‌های دولتی در مراکز پرجمعیت برای متهم کردن مخالفان با هدف حفظ نظام و ولایت فقیه بود.
اعضای فعال ستادهای انتخاباتی تا ماه‌ها پس از انتخابات مورد بازداشت و ضرب و جرح و حتی قتل واقع شده‌اند. امیر اسلامیان، عضو ستاد کروبی در یاسوج، حدود شش ماه پس از انتخابات کشته شد و جسد این جوان در اواسط آذر ۱۳۸۸ در حوالی روستای محل سکونت خود روستای «چراخ وال» واقع در شهرستان بوکان پیدا شد. (جرس، ۱۳ آذر ۱۳۸۸)

بنا به گزارش خانواده‌ها، به زندانیان مجروح تیر خلاص زده شده است. برادر کیانوش آسا وضعیت برادرش را این گونه توصیف می‌کند: «کیانوش روز ۲۵ خردادماه حوالی میدان آزادی با اصابت تیر به پهلویش زخمی شد . بر اساس گفته شاهدان او فقط یک گلوله خورده بود، اما به راحتی دست و پا و گردنش را تکان می‌داد و حتی سرش را برمی‌گرداند. کیانوش را از محل دور می‌کنند و با آمبولانس به بیمارستان منتقل می‌کنند. ما روز سوم تیرماه جسدش را شناسایی کردیم، و جسد او چهار روز بعد از زخمی شدنش به پزشکی قانونی منتقل شده بود، یعنی روز ۲۹ خردادماه. اما وقتی جسد او را در پزشکی قانونی شناسایی کردیم علاوه بر جای گلوله در کمرش، یک گلوله هم وارد گردنش شده بود که به احتمال ۹۰ درصد علت مرگش هم همین گلوله اصابت شده در گردنش بود، نه گلوله کمرش.» (مصاحبه با رادیوفردا، ۲۸ مرداد ۱۳۸۸)

فشار بر خانواده‌ها

خانواده‌های کشته‌شدگان و زندانیان در امان نبوده‌اند و مورد بازداشت و تهدید واقع شده‌اند. نامزد ندا آقاسلطان و برادر کیانوش آسا تنها برخی از نمونه‌های بازداشت اعضای خانواده کشته‌شدگان هستند. حتی مادران عزادار امکان گردهمایی در یک پارک عمومی را بدون دخالت ماموران پیدا نکرده‌اند و بعضا به طور گروهی (۱۵ تن از آنان) یک‌باره بازداشت شده‌اند. (موج سبز، ۱۴ آذر ۱۳۸۸) حد بالای رفتار غیرانسانی حکومت با خانواده‌های کشته‌شدگان درخواست پول برای تحویل اجساد به آنها بوده است. از خانواده‌های قربانیان تیراندازی‌های خیابانی نیز درخواست پول گلوله شده بود. همچنین یکی دیگر از اعضای خانواده قربانیان را به عنوان گروگان بازداشت می‌کردند تا مراسم نگیرند و به کسی خبر ندهند.

شکنجه و تجاوز

چند گزارش در مورد بازداشتگاه‌ها از زبان بازداشت‌شدگان عمق فاجعه یعنی شکنجه‌ها و تجاوزها و قتل زندانیان را بیان می‌کند: «دو هفته در بازداشت لمپن‌ها» (سایت موج سبز آزادی، ۱۹ مرداد ۱۳۸۸)، «در کهریزک آب را می‌لیسیدیم» (سایت روز، هفت مرداد ۱۳۸۸)، «مشاهدات یک شاهد عینی از فجایع کشتارگاه کهریزک» (موج سبز آزادی، ۲۰ مرداد ۱۳۸۸)، «گزارش تکان‌دهنده يک پزشک از يک مورد تجاوز جنسی در زندان» (خبرنامه گویا، ۲۹ مرداد ۱۳۸۸) و «رفتارهای شنیع با یک روحانی منتقد». (نوروز، ۲۲ مرداد ۱۳۸۸) در زمان بازداشت نیز رفتارهایی غیرانسانی با بازداشتی‌ها صورت گرفته است: «يک مادر و دختر بازداشتی در حضور هيئتت نمايندگان مجلس گفته‌اند که وقتی بازداشت شده‌اند به آنها گفته شده خم شوند و دو مرد داخل ون و در تمام طول مسير روی کمر آنها نشسته‌اند. هاله سحابی هم که در آن ديدار حضور نداشته و در آن زمان هنوز در بند ۲۰۹ نگهداری می‌شده بعدها گفته همراه او دختری بازداشت شده که يک مامور مرد لباس‌شخصی داخل ماشين روی پای او نشسته بوده است». (از بازداشتگاه بسيج تا بند قرنطينه؛ خاطرات يک دختر بازداشتی، ميدان زنان، هفت شهریور ۱۳۸۸)

خشونت بی‌سابقه در انظار عمومی

گرچه این سطح از خشونت در دوران آیت‌الله خمینی در ملاء عام و در دوران آیت‌الله خامنه‌ای در زندان‌ها رخ داده بود، در بیست سال حکومت خامنه‌ای، علی‌رغم در کار بودن دستگاه سرکوب وی در همه حال و بی‌رحمی همیشگی وی و منصوبانش تاکنون به صحنه‌ عمومی نیامده بود. ظاهرا احساس خطر حکومت در بالاترین مرحله قرار داشته است. (عراقی، فرمانده‌ سپاه محمد رسول‌الله وضعیت حکومت را در روزهای پس از انتخابات «قرمز» اعلام می‌کند: خبرگزاری فارس، هفت مرداد ۱۳۸۸)

عدم تحویل اجساد

به گزارش هیأت منتخب نامزدها برای حمايت از آسيب‌ديدگان، اسامی ۶۹ نفر از معترضين کشته شده و دست‌کم ۲۴۵ معترض بازداشت‌شده اعلام شده است. (علیرضا بهشتی، رادیوفردا، ۲۰ مرداد ۱۳۸۸) پیکر منجمد بسیاری از کشته‌ها به خانواده‌ها تحویل داده نشده و پس از چندین هفته نگهداری در سردخانه‌های صنعتی توسط ماموران امنیتی دفن شده‌اند. روز ۲۱ تير از میان جوازهای دفن صادر شده در قبرستان بهشت زهرا ۲۸ جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی صادر شده و همگی در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده‌اند. ۲۴ تيرماه نيز ۱۶ جواز دفن با شرايط فوق صادر شده است. (نوروز، ۳۰ مرداد ۱۳۸۸)

خشونت کور و گسترده

زندان گوآنتانامو علی‌رغم بدنامی‌اش در مقایسه با کهریزک بر اساس گزارش‌هایی که از آنجا منتشر شده مدینه‌ فاضله است. در زندان گوآنتانامو به هیچ زندانی‌ای تجاوز جنسی نشده است؛ در ابوغریب زندانیان را از آب و غذا محروم نمی‌کردند و هر چند ساعت برای تنبیه جمعی آنها با باتوم و کابل و زنجیر به جان‌شان نمی‌افتادند؛ پیکر بی‌جان زندانیان گوآنتانامو و ابوغریب با دندان‌های خرد شده و صورت له شده و بدن‌های کبود و شکاف خورده به خانواده‌های آنها تحویل داده نشده است (گزارش حسین علایی در مورد محسن روح‌الامینی از قول پدر وی، سایت ایران امروز، سوم تیر ۱۳۸۸؛ همچنین گزارش‌های مربوط به مرگ سهراب اعرابي، محمد كامراني و امير جوادی: سایت موج سبز آزادی، ۲۷ تیر ۱۳۸۸؛ محمدجواد پرنداخ، دانشجوی اصفهانی، موج سبز آزادی، شش شهریور ۱۳۸۸) .

رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای بسیجی آن به اسرای بعثی تا این حد از خشونت روا نداشته است. با اعدامی‌های سال‌های دهه‌ شصت نیز پیش از اعدام چنین رفتارهایی نشده بود. این رفتارها بر این نکته گواهی دارند که حکومت صرفا با اتکا بر قوای قهریه و نظریه «برد بر اساس ایجاد رعب و وحشت» امیدوار به بقای خود است و به هیچ وجه نمی‌خواهد یا نمی‌تواند اعتماد عمومی را بازگرداند. حکومتی که خود را دارای آینده و مستقر می‌بیند تا این حد به خشونت کور و گسترده علیه شهروندان معمولی دست نمی‌زند.

معجون شگفت‌انگیز دهه‌ اول قرن ۲۱

القاعده، ماسک دهان، کهریزک و تلفن همراه

دهه نخست قرن بیست و یکم دوره‌ای بی‌نظیر در تاریخ بشریت است. فناوری‌های نوین، تحولات سیاسی و اجتماعی و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر در این دهه، در کمترین دوره‌ای از تاریخ همانندی داشته است.

هر دوره‌ی زمانی معمولاً با نمادها، رفتارها یا دستگاه‌هایی تعریف و تمایز می‌یابد که بیانگر پیشرفتی کم و بیش غیرمتعارف در جامعه بشر هستند. دهه صفر قرن بیست‌ویکم (۲۰۰۰-۲۰۰۹) که اینک به پایان می‌رسد، به لحاظ تنوع و پیچیدگی تحولات دهه‌ای تقریباً استثنایی در تاریخ بشر است. از همین رو نمادها، رفتارها و دستگاه‌های متمایز‌کننده‌ی این دهه هم شمار و گوناگونی‌بی‌سابقه‌ای دارند.

نقطه‌ی پایانی بر یک درک معین از جهانی‌شدن

جهان در ماه‌های آغازین این دهه، یعنی در مارس ۲۰۰۰ چهره‌های درهم‌رفته و حیرت‌زده دست‌اندرکاران بازارهای بورس را به نظاره نشست، و در انتهای این دهه هم، باز

شگفتی و حیرت از سقوط بی‌سابقه بازارهای بورس

شگفتی و حیرت از سقوط بی‌سابقه بازارهای بورس

چهر‌ه‌های مشابهی را بر صفحه رسانه‌ها مشاهده کرد. به عبارتی، این چهره‌ها یکی از شاخص‌های اصلی این دهه بودند که به آغاز و پایان آن معنایی خاص بخشیدند.

البته سقوط بازار بورس در اواخر دهه جاری بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر بود و طبعاً قضاوت و ارزیابی‌های متفاوت و بنیادی‌تری را هم به دنبال داشت.‌سقوط اخیر گرچه بیش از یک سال از اوج‌گرفتن آن می‌گذرد،اما پس‌لرزه‌های آن همچنان استوانه‌های اقتصاد بین‌المللی را می‌لرزاند و پیامدها و تأثیراتی منفی بر کل فعل و انفعالات تولیدی و تجاری جهان دارد.

تآثیرات شدید‌بین‌المللی سقوط بازارهای مالی در پایان دهه جاری، بیش از پیش جهانی‌شدن اقتصاد را در معرض تماشا گذاشت. شماری از صاحبنظران این سقوط را ضربه‌ای بر آن درک از جهانی‌شدن می‌دانند که در رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص ملی قداست می‌دید، رشد و توسعه هماهنگ و مدیریت‌شده را کهنه و دست‌وپاگیر می‌دانست، برای خصوصی‌سازی‌ها حد و مرزی نمی‌شناخت و دامنه نفوذ و اختیارات دولت را هرچه کمتر و محدودتر می‌خواست.

هنوز هم در اجلاس‌های بین‌المللی برای سروسامان‌دادن به اقتصاد جهان چالش اصلی این است که برای ممانعت از بروز بحران‌های مشابه، مکانیزم‌های نظارت و کنترل ملی و بین‌المللی چگونه باشند و دامنه آنها تا کجا باید برود. اما مقاومت دولت‌های ملی بر سر این‌که این سوال پاسخی بین‌المللی و مقیدکننده بیابد، خود نشاندهنده‌ی پیچیدگی روند جهانی‌شدن و چالش همچنان پایدار میان امر ملی و جهانی است.

جهانی‌شدن اقتصاد این دهه را از یک جهت عمده دیگر نیز از دهه‌های پیشین متمایز کرد. این تمایز ناشی از جابه‌جایی قدرت‌های اقتصادی و وزن و اهمیتی است که کشورهایی مانند چین و هند در نظام اقتصادی جهان پیدا کردند. از رهگذر این تحولات، گروه ۷ کشور صنعتی که در چند دهه‌ی گذشته روندهای اصلی اقتصادی و سیاسی را در جهان رقم می‌زند تقریباً به حاشیه رانده شد و گروه ۲۰ سربرآورد که علاوه بر چین و هند کشورهای تازه‌نفس و پرقدرت دیگری در گستره اقتصادی دنیا را دربرگرفته است.

یورو، تجربه‌ای بی‌سابقه در مناسبات اقتصادی ملت‌ها

دهه‌ای که گذشت را به لحاظ اقتصادی، دهه یورو نیز می‌توان نام نهاد. البته خود گسترش بی‌سابقه اتحادیه اروپا از ۱۲ کشور به ۲۷ کشور که تدبیری برای دمسازی با روندهای جهانی‌شدن

به جریان افتادن پول واحدی به نام  یورو در سال ۲۰۰۲ در میان مردم ۱۲ کشور عضو اتحادیه اروپا تجربه‌ای بی‌سابقه بود

به جریان افتادن پول واحدی به نام یورو در سال ۲۰۰۲ در میان مردم ۱۲ کشور عضو اتحادیه اروپا تجربه‌ای بی‌سابقه بود

بود نیز از اهمیت کمی برخوردار نیست.اما به جريان افتادن یک پول واحد در كشورهایی با اقتصادها، فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف اولين تجربه عملی و پايدار بشری در اين زمينه است.

هم ۵۵ سال تشكيل اتحاديه اروپا و هم ۸ سال رواج يورو به رغم گشت و واگشت‌ها مجموعا نه سيری رو به عقب، بلكه مسيری رو به پيش، ولو با تجربه‌ای مبتنی بر آزمون و خطا داشته است. در مقاطع مختلف اين تجربه نيازمند اصلاح شده و آنچه كه سرانجام شكل گرفته تابعی بوده است از ضرورت‌های اروپايی و بين‌المللی، چانه‌زنی و توازن نيرو ميان كشورهای عضو و نيز زورآزمایی و اجماع ميان قشرها و بخش‌های مختلف درون هر كدام از اين جوامع.

جهانی‌شدن و سوال‌های تازه‌ای که بی‌پاسخ ماندند

در عین حال، برخورد دو هواپیما با برج‌های دوقلوی نیویورک در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز از نظر شماری از کارشناسان نمادی بود برای جهانی شدن چیزهایی منفی، مانند تروریسم. این

حمله ۱۱ سپتامبر به نیویورک بحث تروریسم، منشا و راه‌های مقابله با آن را ابعاد تازه‌ای بخشید

حمله ۱۱ سپتامبر به نیویورک بحث تروریسم، منشا و راه‌های مقابله با آن را ابعاد تازه‌ای بخشید

رویداد نشان داد که زمانی که اقتصاد و ارتباطات و فرهنگ مرزها را درنوردند تاثیراتی بر جا می‌گذارند که همیشه مثبت نیستند و چه بسا مقاومت و ستیز تولید کنند. به ویژه، جوامع سنتی و فرهنگ‌های بسته‌مبتنی بر سلسله‌مراتب اقتدار که با انسداد اقتصادی، آموزشی و مراوده آزادنه با جهان هم روبرو هستند زمانی که در معرض تندباد تحولات ناشی از جهانی‌شدن ناهماهنگ و شتابان قرار بگیرند‌، لزوماً توان دمسازی با این تحولات را ندارند. آنها خود را در معرض تهدید احساس می‌کنند و بر مقاومتشان افزوده می‌شود. چنین مقاومتی در افراطی‌ترین شکلش سر از تروریسم درمی‌آورد.

تروریسمی که در ابتدای دهه‌ی گذشته و با حمله به نیویورک، در جهان طنین‌انداز شد و نحوه‌ی مقابله با آن همچنان معادله‌ای مانده است با مجهول‌های متفاوت: آیا می‌توان به تروریسم اعلان جنگ داد و حتی به جنگ‌های «پیش گیرانه» متوسل شد؟ آیا درافتادن با تروریسم بیشتر به یک جنگ کلاسیک شبیه است یا یک «جنگ نامتقارن»؟ اصولاً راه‌حل تروریسم بیشتر نظامی است یا امنیتی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی؟ دهه‌‌ای که به آخر می‌رسد، در پاسخ به این سوال‌ها ناکام ماند. آیا در دهه‌ی آتی پاسخ آنها یافت خواهد شد؟

میراثی برای دهه بعد

حمله به برج‌های دوقلوی نیویورک دلیلی شد برای حمله به افغانستان تا نیرویی که پشتیبان این نوع تروریسم بود نابود شود. جنگ علیه عراق هم کم و بیش با استناد به همین حمله توجیه شد. روندهای پس از این حملات و نیز لاینحل‌‌ماندن بحران دیرینه خاورمیانه، یعنی نزاع اسرائیل و فلسطینی‌ها از جمله عواملی بودند که ضریب قهر و خشونت در منطقه را در این دهه به ابعادی بی‌سابقه رساندند.

در این میان، رهبر القاعده که به سازماندهی حملات نیویورک متهم است همچنان نایافته مانده است. خود جنگ افغانستان هم به میراثی تبدیل شده که دهه‌ی آتی نیز با تلاش‌های فشرده برای پایان‌دادن به آن آغاز می‌شود و نتیجه‌ی آن تعیین‌گر بسیاری از معادلات خواهد بود: آینده‌ناتو، آینده افغانستان و پاکستان و چند و چون جایگاه آتی غرب به طور عام و ایالات متحده به طور خاص در منطقه و در جهان. چشم‌انداز آینده عراق سهم معینی در حل این معما دارد.

گازهایی که به موضوع روز بدل شدند

یک نماد رایج دیگر در دهه‌ی گذشته، ماسک‌دهان بود با کارکردی چندگانه و نمایشگر بحران‌هایی گوناگونی. این ماسک، چه در پکن، چه در تهران و چه در بسیاری دیگر از شهرهای بزرگ دنیا به کار می‌رفت تا مانعی باشد در برابر تنفس هوای آلوده. هوای آلوده معمولاً نام دیگری است برای گازهای گلخانه‌ای. این گازها گرچه در وجه عمده نامریی‌اند، اما پیامد افزایش آنها که به گرمایش زمین و تهدید بی‌سابقه حیات و محیط زیست انجامیده، موضوعی محوری در سیاست بین‌المللی در دهه اخیر بود. روزهای پایانی این دهه با شکست بزرگ امیدهایی توام شد که

شکست اجلاس بین‌المللی کپنهاگ برای مهار گازهای گلخانه‌ای در روزهای پایانی سال ۲۰۰۹ بر نگرانی و ابهام در باره‌ی ادامه‌ی تخریب اقلیم زمین افزود

شکست اجلاس بین‌المللی کپنهاگ برای مهار گازهای گلخانه‌ای در روزهای پایانی سال ۲۰۰۹ بر نگرانی و ابهام در باره‌ی ادامه‌ی تخریب اقلیم زمین افزود

به اجماع جهانی برای کاهش مصرف انرژی‌های فسیلی بسته شده بود. ناکامی کنفرانس کپنهاگ به این معناست که کاهش چشمگیر مصرف انرژی‌های یادشده، تا اطلاع ثانوی در دستور کار جهان نیست. مصرف انرژی‌های فسیلی در دو سده گذشته درعرصه‌هایی مانند صنعت و تولید گرما و حمل ونقل، عامل اصلی تولید گازهای گلخانه‌ای تلقی می‌شود.

هم تشدید تغییر و تحولات اقلیمی منفی مانند سیل و خشکسالی و گردبادها و آب‌شدن بی‌سابقه‌ی یخچال‌های جهان در هیمالیا و قطب شمال و هم بحث‌های گسترد‌ه بین‌المللی برای مهار گرمایش زمین به عنوان منشأ این تغییر و تحولات، همه و همه سبب شدند که تلقی یادشده بیش از پیش به آگاهی عمومی بشر راه یابد و حساسیت‌ها و تلاش‌ها برای حفظ محیط زیست و اقلیم زمین فزون‌تر شود. اما شکست کنفرانس کپنهاگ در روزهای پایانی دهه‌ی اخیر که در بالاترین سطوح سیاسی دنیا برگزار شد، کمتر تناسبی با این حساسیت‌ها و تلاش‌ها داشت.

ماسک دهان، در عین حال مصونیتی هم بود برای ممانعت از ابتلا به بیماری‌هایی که مرزها را درنوردیدند و جهانی شدند: سارس، آنفلونزای مرغی و آنفلونزای خوکی.

پدیده‌‌ای به نام تلفن همراه

در سال پایانی این دهه، یعنی در سال ۲۰۰۹، ماسک دهان یک کارکرد تازه هم پیدا کرد که ربطی بلاواسطه با سیاست داشت. تظاهرکنندگان معترض به نتیجه اعلام‌شده‌ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران از این ماسک وسیله‌ای ساختند برای ناشناخته‌ماندن چهره‌اشان تا از تعقیب و بازداشت‌پلیسی در امان بمانند. این ماسک در عین حال مانعی هم بود برای استنشاق گازهای اشک‌آوری که نیروهای انتظامی در کاربرد آن علیه معترضان چندان ابایی نداشته‌اند.

تظاهرکنندگان ایران اما صرفاً به ماسک دهان معنا و کارکردی خاص و بی‌سابقه نبخشیدند. آنها از تلفن همراه هم استفاده‌ای بدیع کردند و کاربرد لفظ «رسانه» در مورد این دستگاه را معنا و مفهومی گسترده بخشیدند. این دستگاه و امکانات آن در جریان رویدادهای پس از انتخابات علاوه بر ممکن‌کردن تماس‌ها برای سازماندهی‌های سریع و شبکه‌ای معترضان، همچنین به نحوی گسترده به خدمت تهیه‌ی فیلم‌ها و عکس‌های بی‌سابقه از اعتراض‌ها درآمد تا لحظات و رویدادهایی تکرارناشدنی و بعضاً تراژیک را ثبت کند و پیش چشم جهانیان بگذارد. بازخوانی تاریخ رویدادها و تحولات پس از انتخابات بدون رجوع به فیلم‌ها و عکس‌های تهیه‌شده با تلفن‌های همراه به شدت ناقص خواهد بود.

شاید بدون گسترده‌شدن کاربرد تلفن همراه در این دهه، رفتارهای غیرمتعارف با زندانیان زندان ابوغریب بغداد هم به سرعت امکان روشدن نمی‌یافت. هم عکس‌‌های انزجاور‌آور بدرفتاری‌با زندانیان در این بازداشتگاه، هم زندان معاف از قانون و مقررات گوانتانامو و هم سیاه‌چالی به نام زندان کهریزک که به محلی برای تجاوز و قتل مخالفان بدل شد، سه مورد بارزی بودند که به نماد نقض فاحش حقوق بشر در دهه‌ی رو به پایان بدل شدند و حساسیت‌ها برای حفظ و پاسداری این حقوق را معنا و اهمیتی تازه بخشیدند.

فرق میان «در دسترس» بودن و نبودن

استفاده از تلفن همراه به عنوان دوربین فوری تنها بر بستر دیجیتالی‌شدن عکاسی ممکن شد. کاربرد همگانی این جهش در عرصه‌ی فناوری در این دهه، چنان ابعادی یافت که بر عمر دو نماد بزرگ دهه‌های پیشین یعنی دوربین پولاروید و عکاسی با فیلم‌های نگاتیو تقریباً نقطه پایان نهاد و آنها را روانه موزه کرد.

تلفن همراه در عین حال در همین دهه چنان ضریب نفوذی یافت که اینک کمتر ده‌کوره‌ای در جهان را می‌توان یافت که مردمانش با این وسیله بیگانه باشند. این که برخی از گم‌گوشه‌های آفریقا و آمریکای لاتین و آسیا که هنوز برای روشنایی، برق ندارند، ولی برای شارژ تلفن‌های همراه ژنراتور عمومی خریده‌اند، خود شاید شاهدی گویا بر رواج و اهمیت کاربرد این وسیله باشد.

هر فناوری جدید معمولاً تغییراتی فرهنگی و رفتاری را در میان انسان‌ها دامن می‌زند و بعضاً مفاهیم و اصطلاحاتی نوین را وارد زبان می‌کند. تلفن همراه با توجه به ضریب بالای گسترشش در میان مردم، طبعاً اثراتی چشمگیرتر در زمینه‌های یادشده داشته است. در این دهه‌، از رهگذر کاربرد تلفن همراه و گفت و شنودها با آن در ملا عام، مرزهای گستره خصوصی انسان‌ها بیش از پیش شناور شده است. هر شهروند در طول روز معمولاً ناخواسته در جریان گفت‌وگو‌ها و قول‌وقرارهای خصوصی شهروندان دیگر قرار می‌گیرد.

اصطلاح «در دسترس نبودن» هم که در این دهه

تلفن همراه به لحاظ ضریب نفوذ رکورد بسیاری از فناوری‌های تاریخ بشر را شکسته است

تلفن همراه به لحاظ ضریب نفوذ رکورد بسیاری از فناوری‌های تاریخ بشر را شکسته است

و در ارتباط با کاربرد تلفن همراه استفاده‌ای پیدا کرده، اینک معنایی منفی در مناسبات اجتماعی دارد. در واقع، در همین مدت کوتاه استفاده از تلفن همراه، روشن بودن تلفن افراد و قابل دسترس‌بودن آنها در هر لحظه و در هر مکان به یک هنجار اجتماعی بدل شده است. عدم رعایت این هنجار اثراتی منفی از فرد در ذهن و نگاه بستگان و افراد دور و نزدیک باقی می‌گذارد و او باید در این زمینه پاسخگوی چراها باشد.

از دانلود به آپلود

گرچه ضریب نفوذ اینترنت در جهان به پای تلفن همراه نمی‌رسد، اما این ضریب هم، در دهه گذشته ابعادی بی‌سابقه یافت. به ویژه رواج همه‌ی آن فناوری‌ها و پیشرفت‌هایی که تحت عنوان Web 2.0 از آنها یاد می‌شود مرزهای بدیعی را در استفاده از اینترنت و گسترش جامعه‌ی اطلاعاتی گشود. از رهگذر این پیشرفت‌ها کاربران اینترنت بیش از پیش از مصرف‌کننده‌ی صرف اطلاعات به تولید‌کننده آن بدل شدند.

اگر در دهه‌ی گذشته و ابتدای این دهه کاربر اینترنت بیشتر به دانلود مشغول بود و در مجموع به عنوان نسل دانلود شناخته می‌شد، Web 2.0 (یوتیوب، وبلاگ، پادکست و ...) او را تشویق کرد که شخصاً به تولید‌کننده متن و فیلم و صدا بدل شود. همین سبب شد که کاربر اینترنت در پایان دهه‌‌ای که به انتهایش نزدیک می‌شویم بیشتر به عنوان نسل آپلود شناخته شود. این نسل اینک هم بیشتر می‌خواند و هم بیشتر می‌نویسد و هم در شبکه‌‌هایی وسیع‌تر از ارتباطات (مجازی) قرار گرفته است.

استفاده وسیع‌تر از اینترنت و امکان آن البته هم در گستره‌‌مناسبات انسانی و هم در زمینه آینده برخی از رشته‌ها تحولات گاه ابهام‌آمیزی را دامن زده است. کاربرد اینترنت بیش از پیش روابط انسان‌ها را از تماس مستقیم به ارتباطات مجازی سوق داده است. اینک شهروند عادی برای انجام بسیاری از کارها و تامین بسیاری از خواست‌ها و برقراری بسیاری از رابطه‌ها تنها به چند کلیک و تایپ‌کردن این یا آن رمز در صفحه‌ی کامپیوتر خود نیازمند است. این امر طبعاً مناسبات رو در روی انسانی و اجتماعی را کاهش می‌دهد، روندی که از نظر شماری از کارشناسان، اگر به گونه‌ای دیگر و در مناسباتی متفاوت جبران نشود، می‌تواند پیامدهای رفتاری معینی را در جوامع در پی داشته باشد.

با انفجار اطلاعات در اینترنت و تاثیر منفی آن بر رونق مطبوعات و یا حتی کتاب‌های چاپی، این پرسش بالا گرفته است که آینده نشریات متعارف و ژورنالیسم حرفه‌ای چه خواهد شد؟ آیا دسترسی آسان به هر گونه اطلاعاتی در اینترنت، با بی‌نیازی بیشتر به نشریات متعارف توام خواهد بود و رشته‌ای به نام روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و نشر مطبوعات رو به منسوخ‌شدن است؟ در سال پایانی دهه‌ی جاری، هم کاهش پیوسته شمارگان مطبوعات و هم بیکاری فزاینده روزنامه‌نگاران در کشورهای مختلف بیم و نگرانی را به وجه غالب پیش‌بینی‌ها در باره‌ی تاثیر اینترنت بر آینده نشر و پخش مطبوعات بدل کرده است.

پیشرفتی علمی با چاشنی بحث‌های اخلاقی و فلسفی

دهه‌ای که گذشت تنها دوره‌ی اوج‌گیری بی‌سابقه پیشرفت‌ها در گسترده فناوری‌های اطلاعاتی نبود. در زمینه دانش ژنتیک نیز دانش بشری گام‌هایی بزرگ به جلو گذاشت. تکمیل‌شدن جدول ژنتیک انسان و پی‌بردن به بسیاری از رمز و رازهای ژنتیکی او دستاورد بزرگ او این دهه بود. آزمایش‌هایی نه چندان بی‌واسطه با دانش ژنتیک، یعنی تولید سلول‌های بنیادین به روش‌های مختلف و گشوده‌شدن چشم‌اندازهایی برای ممانعت از بسیاری از بیماری‌های ژنتیکی به موضوع محوری علم در دهه‌رو به پایان بدل شد. با این همه، دستاوردهای یادشده و تلاش شبیه‌سازی‌های ژنتیک را ابعادی تازه بخشید و مباحث اخلاقی و فلسفی متفاوتی را دامن زد. این بحث‌ها همچنان باز مانده‌اند و داوری نهایی در مورد آنها شاید به این زودی‌ها امکان‌پذیر نباشد.

فناآوری نانو نیز در این دهه گام‌های قابل اعتنا به پیش برداشت، هر چند که کاربرد آن در زندگی روزمره گسترده نیست یا چندان به چشم نمی‌آید. نانو فناوری‌ای است که بر دستکاری تک‌تک اتم‌ها و مولکول‌ها استوار است تا بتوان ساختاری پیچیده را با خصوصیات اتمی تولید کرد. از این رهگذر برای مثال می‌توان تراشه‌های کامپیوتری و ادواتی دیگر تولید کرد که هزاران بار کوچکتر از ادواتی باشند که فناوری امروز امکان ساخت آنها را برای ما فراهم آورده است.

رنگ و N.P.T. و اعدام

علاوه بر تلفن همراه، دو سه مقوله و مبحث دیگر که چهره‌ی دهه‌ی اخیر را رقم زدند نیز با نام ایران بی‌ارتباط نبودند:

کاربرد کم سابقه رنگ‌ها در گستره سیاست و تحرکات مدنی که با انقلاب‌های رنگی در گرجستان و اوکراین و قرقیزستان آغاز شد، در دهه‌های پایانی دهه در ایران اوجی دوباره یافت و استفاده معترضان از رنگ سبز به عنوان نماد جنبش خود، در گستره بین‌المللی مقبولیت و رسمیت پیدا کرد.

یک اصطلاح دیگر نیز در دهه ۲۰۰۰- ۲۰۰۹ در مناسبات بین‌المللی نقشی محوری و غالب داشت و دائم بر سر زبان‌ها بود: ان پی تی یا قرارداد منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای.

هم در رویارویی با برنامه هسته‌ای کره‌ی شمالی و هم در چالش بر سر پرونده هسته‌ای ایران آنچه که مبنا قرار می‌گرفت همین قرارداد و حروف مخفف آن بود. چالش‌های یادشده و نیز رویکرد کشورهای دارای سلاح اتمی در رعایت نیم‌بند این پیمان که عدم پیشرفت در گذار به سوی خلع سلاح اتمی از نمودهای آن بود، همه و همه سبب شدند که ضعف‌ها و نارسایی‌های ان پی تی نمودی بارزتر از گذشته پیدا کنند. در عین حال اصلاح و تغییر این پیمان نیز به سبب مخالفت‌ها از هر دو سو (دارندگان و نادارندگان چرخه هسته‌ای و سلاح اتمی) با موفقیت توام نشد. اولین سال دهه‌ی آتی (۲۰۱۰) سال مصاف مجدد بر سر اصلاح این پیمان است.

و سرانجام این که "مجازات اعدام"، به عنوان یکی از نمونه‌های نقض حقوق بشر، و مخالفت و موافقت با آن نیز، در دهه‌ی گذشته از گفتمان‌های مسلط و رایج بود. شمار کشورهایی که این نوع مجازات را از قوانین کیفری خود حذف کردند به شدت افزایش یافت. روز اول این دهه (اول ژانویه ۲۰۰۰) با لغو مجازات اعدام در کشور استبدادزده‌ای به نام ازبکستان شروع شد، و روزهای پایانی دهه با حادثه‌ای درنگ‌انگیز و نمادین درایران، یعنی آتش‌کشیدن داربست اعدام در سیرجان به پایان رسید. این اقدام گرچه برای رهایی دو سارق از مجازات مرگ بود و مستقیماً مجازات اعدام را نشانه نرفته بود، اما بروز آن به هر حال با نفس مجازات اعدام که ایران در آن از رکورددارها است بی‌ارتباط نیست. دهه‌ی آتی در ایران، صرفنظر از تحولات سیا سی که آینده این کشور را رقم خواهد زد، دوره‌ای خواهد بود که رعایت حقوق بشر به شمول لغو این گونه مجازات، همچنان موضوعی کم و بیش مطرح خواهد ماند.

فرید وحیدی

تحریریه: رضا نیکجو

دادستانی تهران: به پرونده هتاکان و ساختار شکنان به سرعت رسیدگی می شود

دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: "محاکمه متهمان پرونده هتاکان به آرمان های انقلاب اسلامی روزهای یکشنبه تا سه شنبه این هفته در دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود."

به گزارش خبرگزاری ها ی ایران، روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای این افراد را "هتاکان" نامیده و گفته، پرونده آنها که 7 نفر هستند پیشتر به دادگاه ارسال شده است.

روابط عمومی دادسرا همچنین گزارش داده که پرونده تعدادی از "ساختار شکنان روز عاشورا" نیز به زودی به دادگاه انقلاب فرستاده می شود.

در این اطلاعیه اشاره ای به جرایم ارتکابی، وجه تمایز این دو گروه یعنی "هتاکان " و ساختار شکنان" و سایر جزییات نشده است.

بر اساس اطلاعیه دادستانی تهران تحقیقات مربوط به متهمان روز عاشورا "با سرعت" در حال انجام است.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران پیشتر اعلام کرده بود: "این دادستانی بدون اغماض با توهین کنندگان به آرمانهای انقلاب اسلامی بخصوص متهمان ساختار شکن حوادث روز عاشورا برخورد می کند."

این در حالیست که میرحسین موسوی، از رهبران مخالف دولت، امروز جمعه 11 دی ماه در بیانیه ای نسبت به حوادث عاشورا واکنش نشان داده و راه هایی را برای حل بحران سیاسی ایران ارائه کرده است.

آقای موسوی در این بیانیه "مباح کردن خون معترضان" را "فاجعه " خوانده و گفت تا زمانی که وجود یک"بحران جدی" در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.

در این بیانیه خطاب به مسئولان آمده است که حتی اگر دستگیری، خشونت و بستن و محدود کردن فعالیت روزنامه ها و رسانه ها باعث برقراری سکوت شود، "تغییر قضاوت مردم نسبت به نظام را چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می کنید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب جهانیان از اینهمه خشونت یک دولت نسبت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟

برخی منابع خبری هوادار دولت موارد طرح شده در این بیانیه را به منزله پذیرفتن مشروعیت محمود احمدی نژاد دانستند. محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در پی انتشار این بیانیه در نامه ای به آیت الله علی خامنه ای ، بیانیه آقای موسوی را عقب نشینی وی از "انکار دولت محمود احمدی نژاد" خوانده و پیشنهادهای او درباره پاسخگویی دولت را "سازنده" عنوان کرده است.

آقای رضایی که واکنش اخیر آقای موسوی را "دیر هنگام" ولی سر آغاز بالقوه یک "حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران " ارزیابی کرده در این نامه از آقای خامنه ای خواسته با صدورپيامي و يا ارائه رهنمودهايي در يك سخنراني، حركت جدیدی که برای وحدت در جامعه شروع شده را تقویت کند.

جنتی خواستار سپردن معترضین به دادگاههای انقلاب به سبک سال 57 شد

آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان خواستار سپردن معترضین به دادگاههای انقلاب به سبک سال 57 شد. او در نماز جمعه امروز تهران با اشاره به آمدن معترضین به خیابان ها در روز عاشورا آنها را مفسد فی الارض خواند و گفت:اگر اينها باز هم پر رويی كنند، نبايد آنها را امان داد و دستگاه قضايی بايد با سرعت ِعمل، آنها را مجازات کند. او افزود: بايد قاضی های انقلابی پنجاه و هفتی ِ قاطع و نه وا مانده به اين قضايا اختصاص داده شوند.
احمد جنتی باردیگر آمریکا را مسئول اعتراض ها در ایران دانست.
او افزود دوستانش به او اعلام کرده اند که حدود سه ميليون نفر مانند 22 بهمن در راهپیمایی دولتی پس از عاشورا شرکت داشتند و تهدید کرد که مردم بدنبال سیاست های رهبری هستند والا معترضین را زنده نمی ‌گذاشتند.
دبیر شورای نگهبان همچنین گفت: بعضی ‌ها اگر سكوت كرده‌اند، بدانند گناه می كنند و در هر لباس و سمتی كه باشند اين سكوت آنها محكوم است.
آيت‌الله جنتی در مورد وحدت با چهرهای اصلاح طلب هم گفت: اينها بايد توبه كنند و جز توبه يا مجازات راهی ندارند.

محسن رضایی پیشنهاد موسوی را "عقب نشینی از انکار دولت احمدی نژاد " توصیف کرد

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای با اشاره به تازه ترین بیانیه میر حسین موسوی، پیشنهاد او را برای پاسخگویی دولت در مقابل مردم ، مجلس و قوه قضاییه، "عقب نشینی آقای موسوی از انکار دولت محمود احمدی نژاد" توصیف کرده و افزوده است هر چند اعلام این موضع، "دیر هنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش باشد".
محسن رضایی از آیت الله خامنه ای خواسته است تا در پاسخ به پیشنهادهای میر حسین موسوی، "با صدور پیامی یا رهنمودهایی در یک سخنرانی، حرکت جدیدی را برای وحدت، همدلی و برادری شروع کند."
آقای رضایی افزوده: این حرکت می تواند به نگرانی و ابهامات ماه های اخیر درسرمایه گذاری های اقتصادی و سایر فعالیت ها در کشور پایان دهد.

دفاع جنبش سبز

>

جنتی: مخالفان را امان ندهید؛ سکوت محکوم است

احمد جنتی، امام جمعه موقت تهران

۱۳۸۸/۱۰/۱۱
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ضمن آن که از مسئولان اجرایی و نیروی انتظامی خواست که به «اغتشاش‌گران» امان ندهند «سکوت» هر فرد و مقامی را در ایران «محکوم» کرد.

روز جمعه بخش عمده‌ای از سخنان احمد جنتی به روز عاشورای گذشته اختصاص داشت، عاشورایی که در آن صدها هزار نفر از هواداران جنبش سبز، به‌رغم هشدارهای گسترده، به خیابان‌ها ریخته و به‌ویژه علیه شخص رهبر جمهوری اسلامی شعار سر دادند.

احمد جنتی تجمع «عاشوراییان» هوادار حکومت را که در روز چهارشنبه در تهران برگزار شد در حدود «سه میلیون» نفر دانست که به گفته او «علی‌رغم فرصت کوتاه از دوشنبه که دعوت به عمل آمد برای چهارشنبه جمعیتی ۲۲ بهمنی در راه‌پیمایی حاضر شدند».

وی با اشاره به این تجمع خطاب به «عده ناچیز» مخالفان گفت: «مردم ما به قانون و سیاست‌های رهبری پای‌بند هستند و اگر این‌طور نبود شما را زنده نمی‌گذاشتند.»

احمد جنتی با یادآوری دستگیری‌ها و دادگاه‌های روزهای پس انقلاب، که به سرعت مخالفان را محاکمه کرده و برای آنها حکم صادر می‌کرد، گفت: «مسلم است اینها از مصادیق بارز مفسد فی‌الارض هستند و ما اول انقلاب نیز با مفسدان فی‌الارض برخورد کردیم و آنها در دادگاه‌های انقلاب محاکمه و مجازات شدند و اینها هم از مصادیق بارز مفسد فی‌الارض هستند و از نظر فقهی کسی نمی‌تواند تردید کند.»

پس از اعتراض‌های گسترده مردم در عاشورای امسال، مسئولان و رسانه‌های جمهوری اسلامی معترضان را «محارب» خوانده و حتی علی لاریجانی، رئیس مجلس، نیز خواهان اشد مجازات برای آنها شده است.

حکم «محاربه» و «افساد فی‌الارض» در قوانین جمهوری اسلامی اعدام است.

امام جمعه موقت تهران با بیان این که «انتظار مردم از دستگاه قضایی خیلی زیاد است، اما محدودیت قانونی و مصلحتی نیز برای آن وجود دارد» گفت: «این‌طور نیست که (دستگاه قضایی) آزاد باشد هر طور بخواهد عمل کند و شرایط با زمان انقلاب تفاوت دارد. پس دستگاه قضایی حداکثر کاری که می‌تواند باید انجام دهد و آنهایی را که باید دستگیر و محاکمه کند و کسی را که دستگیر می‌کند رها نکنند، چون دوباره فساد خواهد کرد.»

احمد جنتی دستگاه اطلاعاتی و رسانه‌ها را به «افشاگری» دعوت کرد و از «مسئولان اجرایی و نیروی انتظامی» خواست «آمادگی کامل» داشته باشند.

احمد جنتی به مسئولان اجرایی، نیروی انتظامی و دستگاه قضایی توصیه کرد اگر معترضان «پررویی کردند، نباید امان‌شان دهند و سریعا باید دستگیر و مجازات شوند».

سکوت هر شخص و مقامی محکوم است

امام جمعه تهران در بخشی از خطبه‌های دوم نماز همچنین به کسانی که «سکوت» کرده‌‌اند پرداخت و آن را محکوم کرد.

احمد جنتی گفت: «آنها باید بدانند سکوت‌شان گناه است، در هر لباس و سمتی که باشند، شعار حضرت امام این بود که سکوت هر مسلمان خیانت به قرآن است، پس این سکوت محکوم است».

در روزهای اخیر شماری از چهره‌های سیاسی و رسانه‌های طرفدار دولت نسبت به عدم موضع‌گیری اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، علیه جنبش سبز و حوادث روز عاشورا انتقاد کرده‌اند.

همچنین حجم مطالب و گفته‌ها علیه فائزه هاشمی، دختر رئیس مجلس خبرگان، نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده است.

روز چهارشنبه یک نماینده مجلس به نقل از غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور، گفت که افزون بر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی نیز تحت تعقیب قضایی است.

فائزه هاشمی که یک بار نیز در روزهای پس از انتخابات به دلیل شرکت در تظاهرات دستگیر شده بود در تجمع «عاشوراییان» که روز چهارشنبه علیه مخالفان برگزار شد هدف شعارهای شرکت‌کنندگان در این تجمع قرار گرفت.

تضاهرات میلیونی دیگه چه صیغه ای است؟



شنیدم و دیدم که در هر جا و سایت می روم میگن تظاهرات میلیونی!
جل الخالق ، همچین دروغ میگن که حرکی که اینا رو نشناسه میگه ایران چه مملکتی است. با ÷ول و ساندیس همچین آدم میخرن ، علم الهدی میارن، رای مخرن.
بدشم به اختشاش گران میگن گوساله، خس وخاشاک
بابا پدر آمرزیده ها شما چه خدایی می پرستید چه رسولی، چه حضرت علی ، من که تاریخ را نگاه می کنم هرگز ندیدم پیغمبر حتی به کفار مکه این گونه گفته باشد ، این گونه قتل عام کرده باشد.
از بچگی یادمه می گفتند علی ، حسین ، ولی هرگز نگفتن علی برای حفظ حکومت دروغ بکه، شایعه درست کنه، قشون بیاره....

خودشون میگن قرآن، ولی اصلا نگاهی به اون نمی کنن، همچین دنیا رو گرفتن که انگار خوان عمر نوح بکنن...
حالا هم آقای موسوی بیانه داده بعدش رضایی میا میگه میلیونی، آشوبگر . مردیکه تو خودت عروسک عظما هستی حالا برای من آدم شدی.
میزنن می کسن له میکنن. میگن سند بیارین. سند میاریم می گن ماشین دزدی است، گندش در میا میگن ما بررسی میکنیم.
آقا ما نه ولایت فقیح می خواهیم نه این اسلام دروغین آخوندا.
ما یک کشور می خواهیم که نه امام داشته باشه نه رهبر.
همه چیز را کفر کردین و دروغ و جلوه های ویژه.....
حالا این نماینده های خانه ملت هم کفن می پوشن و میان که دوباره دزدی کنن.

هر کی که عقل روشن داره می فهمه که اینا دروغن، ریا و تذویر.
اون شاه خدا بیامرز هم برای بقا قمه کش و چاقوکش آورد، شما هم بسیجی هایی با شتشوی عقلی آوردین....
تازه همون اول هم که نداها رو کشتین، سهراب ها را کشتین گفتین اینا مشکوکن.
تو کهریزک ها کشتین، تجاوز کردین بازم گفتین دروغه، مدرک آوردیم گفتین شما چی میگین....
پزشکتون می خواست حرف بزنه ناجوان مردانه کشتین، گفتین وصیت نامه را چاپ میکنیم. گفتین خدا بیامرز عاشق بود.
چند تا از بچه های این گردن کلفت ها رو کشتین گفتین منژیت گرفتن. مگه سر راه، تازه بالفرض مگه اونارو کجا بردین.... حالا میگن اونا رو کشتن دادگاهشو هم دیدیم....
شما خدا هم بیاد میگیرنش میکنینش توی سوراخ بدشم وصله می چسبونین و می کشین....
هر کاری میکنین یک راه حل شرعی براش پیدا میکنین...
خودتون میگین دروغگو ترسو است، ترسو هم خیانتکار و دزد....
وای برروزی که تک تک شما تکه تکه شوید




Thursday, December 31, 2009

رضا پهلوی خواستار تحقیقات سازمان ملل در مورد سرکوب های خونین در ایران شد

رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، در نامه ای به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل از او خواسته است تا دستور دهد درباره سرکوب خونین معترضین در ایران تحقیقاتی انجام شود.
در این نامه از سازمان ملل خواسته شده تا جمهوری اسلامی را برای آزادی بازداشت شدگان و "توقف روند خطرناک رویدادها"، زیر فشار بگذارد.
رضا پهلوی همچنین از کشورهای جهان خواسته است تا در اعتراض به رفتار جمهوری اسلامی، سفرای خود را از تهران فرا خوانند.