Sunday, January 3, 2010

دوستان دربندمان را آزاد کنید

سینا مختاری، کسری ابراهیمی، مهدی کلاری، محمد معین، کوهیار گودرزی، فرهاد فرنود، مهدی اللهیاری، نفیسه اصغری و پارسا حقیقت

واکنش آیت الله جوادی آملی به تصمیم اخیر جامعه مدرسین

آیت الله جوادی آملی از عدم حضور خود در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی سالیان اخیر خبر داد.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عبدالله جوادی آملی اعلام کرد ایشان در پاسخ به سوالی درباره اظهار نظر اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد آیت الله صانعی گفت: اینجانب سالیان متمادی است که در جامعه مدرسین حضور نداشته و ندارم.

لازم به ذکر است جامعه مدرسین حوزه علمیه قم روز گذشته با صدور اطلاعیه‌ای با امضای آیت الله محمد یزدی، آیت الله صانعی را فاقد ملاک‌های لازم برای تصدی مرجعیت عنوان کرد.

وقتی خدا خوابه

بیانیه جامعه مدرسین ، با امضای محمد یزدی ، به نام جامعه مدرسین

آیت الله امینی: چهار سال است به جلسات جامعه نمی روم و این کارها را به صلاح حوزه و دین نمی دانم

جنبش راه سبز (جرس): بیانیه جامعه مدرسین در مورد عدم احراز مقام مرجعیت آیت الله صانعی، تنها با امضای محمد یزدی منتشر شده است.

براساس گزارش خبرنگار جرس ، آیت الله امینی، از اعضای جامعه مدرسین در پاسخ به کسانی که با مراجعه به دفتر ایشان، در مورد بیانیه جامعه مدرسین پرسیده اند پاسخ داده اند : من چهار سال است که به جلسات جامعه مدرسین نمی روم و اصولاً این کارها را به صلاح حوزه و دین نمی دانم .

به نظر می رسد بیانیه جامعه مدرسین با امضای محمد یزدی و بدون هماهنگی با اعضای این تشکل منتشر شده است.

مراسم همدردی با قربانیان سرکوب در ایران

هدف "جنبش سبز" در ایران استیفای حقوق مردم از راه‌های مسالمت‌آمیز است. ولی تاکنون به اعتراضات مردم با خشونت و ارعاب پاسخ داده شده است. ایرانیان خارج از کشور در همبستگی با مردم ایران تجمعاتی برگزار کردند.

در آلمان جمعیت‌های گوناگون ایرانیان مهاجر، از شهروندان مقیم این کشور خواستند که روز دوم ژانویه در همبستگی با راه‌پیمایان ایرانی که در دفاع از حقوق اولیه خود به خیابان رفته بودند، گردهمایی کنند.

در تظاهرات روز عاشورا، که با حضور جمعیتی بی‌شمار در تهران و چند شهر دیگر برگزار شد، به گفته منابع رسمی حداقل ۸ نفر جان خود را از دست دادند. به دنبال ماجرای روز عاشورا و قدرت‌نمایی محافل وابسته به حاکمیت، عده‌ی بیشماری دستگیر شدند که برخی منابع عده آنها را تا ۲ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

تجمعات ایرانیان در خارج از کشور

در آلمان به دعوت جمعیت "اتحاد برای ایران" از جمله در شهرهای هامبورگ، برلين، کلن، بن، دوسلدرف، فرانکفورت، مونيخ، هايدلبرگ و چند شهر دیگر تجمعاتی برگزار شد که در آنها برخی اتباع کشورهای دیگر نیز در کنار ایرانیان شرکت داشتند.

گردهمایی‌ها در آلمان به صورت "زنجیر نور" برگزار شد. از شرکت‌کنندگان خواسته شده بود به نشان عزاداری برای قربانیان جنبش اعتراضی، با جامه‌ی سیاه و شمع در دست در مراسم شرکت کنند.

به موازات گردهمایی‌هایی که روز شنبه (۲ ژانویه) در آلمان برگزار شد، در بسیاری از شهرهای دیگر از کانادا و آمریکا تا هلند و پاریس نیز صدها نفر در همبستگی با پیروان جنبش اعتراضی به خیابان رفتند. در پاریس و لندن و چند پایتخت دیگر، ایرانیان در برابر سفارتخانه‌های ایران تجمع کردند. در این تجمعات سرکوب خونین اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم تقبیح شد.

همبستگی با "مادران عزادار"

اکسیون‌های برگزار شده به دور از گرایش سیاسی مشخص، و تنها در همدلی و همراهی با تمامی کسانی برگزار شد که «از ۷ ماه پیش در خيابان‌های شهرهای ايران به تظاهرات مسالمت‌آميز می‌‌پردازند.» هدف آن است که جهانیان صدای مظلومیت مردم ایران را بشنوند و ایرانیان نیز بدانند که در مبارزه با استبداد و اختناق تنها نیستند.

در بسیاری از شهرهای آلمان و فرانسه و سوئد گروه‌های "مادران عزادار" شکل گرفته، که هدف اصلی خود را همبستگی با جمعیت "مادران عزادار" در ایران اعلام کرده‌اند. جمعیت یادشده با شرکت مادرانی تشکیل شده که در قتل فرزندان خود در جریان اعتراضات "جنبش سبز" به سوگ نشسته‌اند.

در اکسیون‌هایی که در آلمان برگزار شد، جمعیت سرودهای معروفی مانند "یار دبستانی من" و "آفتاب‌کاران" را خواندند. در این تجمعات شرکت‌کنندگان غالبا همان شعارهای جنبش اعتراضی در ایران را سر دادند:

"نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم!"

"این ماه ماه خون است، یزید سرنگون است!"

"این لشکر حسین است، حامی میرحسین است!"

"رهبر ما قاتله، ولایتش باطله!"

"زندانی سیاسی آزاد باید گردد!"

و از همه بیشتر شعار: "مرگ بر دیکتاتور!"

محاکمه متهمان ناآرامی های عاشورا امروز برگزار می شود

تلویزیون ایران اعلام کرده است که محاکمه هفت نفر از افرادی که متهم به "هتک حرمت آرمان های انقلاب اسلامی" در روز عاشورای امسال هستند، امروز، یکشنبه، 13 دیماه، در دادگاه انقلاب اسلامی تهران آغاز می شود.

پرونده این هفت نفر به شعبه پانزده دادگاه انقلاب که ریاست آن را قاضی صلواتی بر عهده دارد، تحویل داده شده.

علنی یا غیرعلنی برگزار شدن دادگاه، بستگی به تصمیم قاضی صلواتی دارد.

دادسرای عمومی و انقلاب تهران روز جمعه از محاکمه این متهمان در روزهای یکشنبه تا سه شنبه این هفته در دادگاه انقلاب تهران خبر داده بود.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران پیشتر اعلام کرده بود: "این دادستانی بدون اغماض با توهین کنندگان به آرمانهای انقلاب اسلامی بخصوص متهمان ساختار شکن حوادث روز عاشورا برخورد می کند."

فرمانده پلیس ایران نیز گفته بود که با بازداشت شدگان روز عاشورا مدارا نخواهد شد و کسانی که به پلیس حمله کرده یا شعارهای تند سر می دهند "محارب" هستند.

سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران روز چهارشنبه ۹ دی (۳۰ دسامبر) در جمع خبرنگاران در تهران گفت که در روز عاشورا حدود ۵۰۰ نفر تنها توسط مأموران پلیس بازداشت شدند و "این بار قرار بر این است که با دستگیر شدگان مثل سابق مدارا نشود".

آقای احمدی مقدم کار کسانی را که به پلیس حمله می کنند، اماکن عمومی را تخریب می کنند یا "شعارهای ساختارشکن" می دهند، "محاربه" توصیف کرد و گفت که دستگاه قضایی با آنها برخورد "قاطع" خواهد داشت.

مقامات ایران کشته شدن دست کم ۸ نفر را در جریان حوادث روز عاشورای تهران تأیید کرده اند.

پیغام آیت الله سیستانی به خامنه ای

"ولایت فقیه" در دست شما
شده تیغی در دست زنگی مست

دوستی از دختر حداد عادل كه همسر مجتبی خامنه است نقل می كرد كه به یكی از هم كلاسی های قدیم خود كه هنوز با هم رابطه دارند گفته است، بارها در اندرونی از خانم
خجسته همسر خامنه ای شنیده كه می گفته اگر سرنوشت ما مثل شاه شود چه باید بكنیم؟ لااقل فرح پهلوی جایی در اروپا و امریكا داشت ما كه یا باید در محله زینبیه دمشق و یا در روستاهای بعلبك لبنان جایی را پیدا كنیم كه آن هم معلوم نیست در آن شرایط قبولمان كنند .

همسر خامنه ای می گفته از طعنه های غیر مستقیمی كه اخیرا بعضی ازخانم های فامیل نثارش می كنند دچار افسردگی شده است .

در مورد این ادعای خامنه ای كه گفته بود امریكایی ها زیر روكش مخملی دست چدنی خود را پنهان كرده اند، دختر حداد عادل نقل كرده است كه یكی از نزدیكان بعد از كشته شدن خواهر زاده موسوی برای خامنه ای پیغام فرستاده و پرسیده است به شما كه قبل از انتخابات به پدر مهندس موسوی عصا هدیه دادید و روز عاشورا با كشتن نوه اش كمر او را شكستید چه باید گفت؟

همین خانم چیزهایی از حال و روز خامنه ای و خانواده اش در این روزها نقل كرده است كه برای ثبت در تاریخ به مروردر رسانه های مختلف ثبت خواهد شد . همین خانم گفته است بعد از كشتار عاشورا آیت ا... سیستانی برای خامنه ای پیام فرستاده كه حتی اگر اصل ولایت فقیه مورد قبول تمام مراجع عظام هم باشد كه نیست، در خصوص شما حكم تیغ در كف زنگی مست نهادن دارد.

همین خانم از پیام هایی كه مراجع روزانه برای خامنه ای می فرستند و او را عامل و باعث و بانی وهن اسلام و بد نام كردن روحانیت قلمداد میكنند حكایت ها كرده است

Saturday, January 2, 2010

حکم سنگین زیدآبادی قطعی شد

دادگاه تجدیدنظر محکومیت احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی به تحمل سال ها حبس، تبعید و محرومیت اجتماعی مادام العمر را تأیید کرد.

مهدیه محمدی، همسر زیدآبادی روز شنبه به سایت ادوارنیوز (پایگاه خبری سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی - ادوار دفتر تحکیم وحدت) گفت که رأی دادگاه تجدیدنظر به وکیل همسرش ابلاغ شده و بر اساس این حکم، تصمیم دادگاه بدوی به طور کامل تأیید شده است.

دادگاه بدوی پس از محاکمه غیرعلنی زیدآبادی، او را به تحمل ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید به گناباد و محرومیت دایمی از فعالیت های سیاسی و اجتماعی محکوم کرده بود.

پس از صدور حکم دادگاه بدوی، قرار بازداشت زیدآبادی به قرار وثیقه تبدیل شد، اما با وجود تأمین ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه توسط خانواده، او از زندان آزاد نشد.

زیدآبادی که در دوران تبلیغات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی مهدی کروبی حمایت می کرد، یک روز پس از انتخابات بازداشت شد و در برخی جلسات محاکمه گروهی متهمان حوادث پس از انتخابات ایران که در مردادماه به صورت علنی برگزار می شد حضور داشت، اما اتهامات او هنوز رسما اعلام نشده است.

او در سال ۱۳۷۹ هم به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی محاکمه شد و بیش از یک سال را در زندان به سر برد.

انجمن جهانی روزنامه ها و ناشران خبر، جایزه قلم زرین سال ۲۰۱۰ خود را به دلیل شجاعت و حمایت دائمی از حکومت قانون در ایران، به زیدآبادی اهدا کرده است.

احمد زیدآبادی عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و عضو شورای مرکزی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است.

آیت الله صانعی چه می گوید؟

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که آیت الله یزدی، رییس اسبق قوه قضاییه یکی از چهره های پرنفوذ آن بی شمار می رود، در اقدامی بی سابقه آیت الله یوسف صانعی را «فاقد ملاک های لازم برای تصدی مرجعیت» اعلام کرد. این در حالی است که رساله عملیه این مرجع تقلید نواندیش در سال 1372 منتشر شده و هم اکنون بسیاری از مردم در مسایل دینی خود از ایشان تبعیت می کنند.

بسیاری از ناظران دلیل مخالفت علنی و بی سابقه جامعه مدرسین با مرجعیت آیت الله صانعی را به مواضع سیاسی ایشان پیش و پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مرتبط می دانند.

اقدام بی سابقه در تاریخ مرجعیت شیعه

این گمان به ویژه از آن رو تقویت شد که در پی درگذشت آیت‌الله العظمی منتظری و در شرایطی که بسیاری از مقلدان ایشان به دنبال مرجع جانشین بودند، شعارهای مردمی در تشییع پیکر آیت‌الله منتظری حکایت از آن داشت که بسیاری آیت‌الله صانعی را جانشین آیت‌الله منتظری می‌دانند.

این شعارها نقطه آغاز حملات سامان یافته حامیان دولت به دفاتر آیت‌الله صانعی در قم، مشهد، تهران و بسیاری از شهرهای ایران شد.

آیت‌الله یوسف صانعی متولد سال ۱۳۱۶ هجری شمسی است. ایشان در دوران حیات بنیان گذار جمهوری اسلامی از مقامات ارشد قضایی محسوب می شد و پس از کناره‌گیری از مناصب حکومتی در اواسط دهه ۶۰ به قم بازگشت و به تدریس و تحقیق در حوزه علمیه قم ادامه داد.

با این همه برخی دیگر از ناظران، علاوه بر پذیرش تاثیر حب و بغض های سیاسی، دلیل اصلی مخالفت با آیت الله صانعی را فتواهای پیشرو و نواندیشانه ایشان در مورد مسایل مبتلابه جامعه می دانند.

مروری بر فتاوی آیت الله یوسف صانعی به روشن شدن این بحث کمک می کند:

دیه زن و مرد برابر است.

دیه مسلمان و غیر مسلمان برابر است.

سن بلوغ دختران سيزده سال قمرى است. (اغلب مراجع سن بلوغ دختران را 9 سال می دانند)

اجرای حدود (سنگسار، قطع يد و حد محارب) در زمان غيبت ممنوع است.

ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول ممنوع است.

زنان می توانند عالی ترين مقامات سياسی را نيز عهده دار شوند.

عامه کفار، حتا حربی آنان که به خاطر اسلام و اعتقاد مسلمانان با آنان نمی جنگند بلکه برای جهات دیگری می جنگند، معاند دینی نمی باشند و نجس نیستند.

در صورتی که مردی بمیرد و هیچ وارثی جز همسرش نداشته باشد، تمام اموال وی به زن به ارث می رسد. (این در حالی است که طبق قانون ایران؛ اگرمردی فوت کند و هیچ وارثی جز همسرش نداشته باشد فقط یک چهارم اموال شوهر به او ارث می رسد و بقیه اموال شوهر متعلق به دولت خواهد بود.)

جامعه مندرسین

در پی تشکیل اجلاس یک نفره آیت الدنا لاستیکعلی یزدی، و همچنین پس از مشورت حجت الاسلام شکرعلی مصباح یزدی، جامعه مندرسین حوزه علمیه قم، 25 ثانیه پس از تلفن مشکوکی از یک بیت مشکوک، به یک اجلاس 23 ثانیه ای دست زده و اعلام کرد " مرجعیت 16 ساله آیت الله شیخ یوسف صانعی از همین دیروز ظهر باطل شده است." این جامعه مندرسین، اعلام کرد که با تجربیاتی که آیت الله یزدی در لاستیک دنا به دست آورده است، مرجعیت مثل لاستیک می ماند و اگر ثلمه یا سوراخی طی واقعه عاشورا یا قبل از آن وارد آن شود، باعث خروج باد و از بین رفتن مرجعیت می گردد. این جامعه مندرسین اعلام کرد که از این پس شرط پذیرش مراجع تقلید شامل موارد زیر خواهد بود.

اول، براساس حدیث جدید الاحداث " فاما من کان من الفقهاء، حافظا لمشنگ، مخالفا لصندوق، صائنا لتفنگ، مطیعا لامرالبوق، فللعوام عن یقلدوه"( ترجمه: و اما در مورد فقها، باید حافظ رئیس جمهور باشند، با رای مردم در صندوق انتخابات مخالف باشند، از نظامیان حمایت کنند، و مطیع بوق و هر چه رهبری می فرماید باشند، پس عوام باید از آنها تقلید کنند.) مراجع تقلیدی که از این پس با موارد فوق مخالفت کنند، مرجع محسوب نمی شوند.

دوم، مراجع و روحانیونی از این پس رسمیت دارند که مردم را بزغاله و گوساله خوانده و در صورت شنیدن بع بع و مع مع با چماق محکم توی سر آنها بزنند.

سوم، مراجع تقلید باید یا با لاستیک باد شوند و واردات نمایند یا شکر وارد کنند و بر حسب رژیم حاکم میزان شکرشان را رعایت کنند.

چهارم، از آنجا که حکومت دینی حکومتی است که هر ماه یک مرجع را مثل حضرت آیت الله صانعی از مرجعیت ساقط، به یک مرجع بزرگ مثل آیت الله مرحوم منتظری توهین و اعضای خانواده اش را دستگیر کرده، به دفتر و مسجد یک مجتهد مثل آسیدعلی محمد دستغیب حمله کند و یک روحانی مثل آیت الله جوادی آملی را از اخبار حذف کند، از این پس صدور حکم مرجعیت توسط ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، و شعبه آن در قم، یعنی جامعه مندرسین حوزه علمیه قم انجام می شود.

پنجم، مراجع تقلید و آیات عظام از این پس باید کلاس های درس خود را در میادین شهر برگزار و با صرف ساندیس و گاز اشک آور از شاگردان پذیرایی نمایند.

ششم: با توجه به اینکه مداحان و روضه خوانان از این پس حکم جهاد و قتل مخالفان را صادر و خودشان در روز روشن آنرا اجرا می کنند، از این پس مراجع حق صدور هیچ حکمی را ندارند و فقط برای پذیرایی از دولت حق دارند به وزرا چای بدهند.

این احکام تا دو هزار سال دیگر معتبر است و اگر زودتر از آن چیزی اتفاق افتاد کسی مسوول آن نیست. در همین راستا حجت الاسلام اکبرین اعلام کرد که " جامعه مدرسین در میان روحانیان قم جایگاهی ندارد."

شریعتی و یزدی

خدا رحمت کناد مرحوم دکتر شریعتی را که هزار خدمت به اسلام و مسلمین کرد و یک اشتباه، و خدای حفظ کناد آیت الله یزدی را که هزار خیانت به اسلام و مسلمین کرد و یک کار درست، اشتباه دکتر شریعتی این بود که برای از بین بردن حکومت شاه، شیعه و روحانیت شیعه را تبدیل به اسلحه کرد تا با آن حکومت شاه را نابود کند، در حالی که همین دکتر شریعتی هزاران کتاب نوشته بود که مردم را آگاه کرده بود. آیت الله یزدی هم هزار اشتباه کرد که یکی از آنها این بود که تشیع و روحانیت شیعه را تبدیل به چماق کرد تا مردم را و سایر روحانیون را با آن سرکوب کند و در نتیجه تمام روابط مفید و درستی را هم که روحانیون با مردم داشتند از بین برد. البته آیت الله یزدی یک کار درست هم در زندگی کرد که از آن نمی توان چشم پوشید و ای کاش در زندگی فقط همین یک کار را می کرد و آن این بود که لاستیک دنا وارد کرد تا مردم بتوانند با آن مسافرت بروند و خوش بگذرانند، پس هر کسی می تواند هم اشتباه کند و هم کار درست، حالا چرا این همه اشتباه می کند، خدا عالم است.

مورالس! عجله نکن!

این آمریکای لاتینی ها هم مثل کرمانی ها مهمان نواز هستند و مثل آبادانی ها زود پسرخاله می شوند. حالا چه عجله ای است این همه بسرعت تصمیم می گیرد؟ اوو مورالس اعلام کرد که " سال جدید در ایران سفارتخانه می زنیم." به نظرم مورالس چون خبرهای ایران را ندارد، دارد در تصمیم گیری عجله می کند.

اول، ممکن است به جای زدن سفارتخانه بولیوی در ایران لازم بشود که یک پادگان اشرف در لاپاز درست کنند که کلا محمود و همه دوستان باهم بروند آنجا سالسا برقصند و نی بنوازند، اگر قرار است اینجوری پول دربیاورند، شاید احداث یک هتل- پادگان به نفع شان باشد.

دوم، احتمال دارد که اگر اوضاع به همین شکل پیش برود، و ریزش نیرو در میان برادران اسگل شخصی دولت ادامه پیدا کند، یواش یواش همین مورالس به عنوان لباس شخصی دولت مورد استفاده قرار بگیرد، و در آن صورت نیازی به سفارتخانه نیست، چون به لباس شخصی ها شام و اتاق تا قبل از بازگشت به شهرستان می دهند.

سوم، کلا عجله کار شیطان است، بهتر است آدم هر کاری می خواهد بکند اول تا هزار بشمارد بعد آن کار را انجام بدهد.

سحابی و موسوی، حمایتت می کنیم

بیانیه موسوی منتشر شد، بسیار بقاعده و نیکو. به نظر من بیانیه بسیار موثری بود، اصولا بیانیه موثر بیانیه ای است که وقتی آدم آن را می خواند دلش خنک نشود، عصبانی و خشمگین نشود، احساس نکند حالش سرجا آمده، احساس نکند باید بزند همه جا را نابود کند، بلکه باید احساس کند که یک اتفاق جدیدی افتاده یا ممکن است بیافتد. موسوی هم دقیقا همین کار را کرد. به عبارت دیگر موسوی خواسته های جنبش سبز را به عنوان خواسته های خودش مطرح کرد نه خواسته های یک رئیس جمهور که می خواهد بقدرت برسد، و در حقیقت جنبش را در یک اندازه دراز مدت دید و نه کوتاه مدت.

البته برادران جوش خواهند آورد، شریعتمداری سرود " اعدام باید گردد" را خواهد خواند. بعضی از آقایان دوباره از پررویی سبزها تعجب خواهند کرد، ولی اینها همه افه و اداست، حکومت مثل گدای شب جمعه گرفتار دو زار و ده شاهی است، بیخودی فکر نکنیم این اداهای الدرم و بلدرم شان واقعی است. دارند از ترس می میرند، اگر ما راهی برای حل بحران بگوئیم توپ می افتد به میدان آنها، در نتیجه هم آنها باید تصمیم بگیرند، هم کلی ریزش نیرو برایشان ایجاد می شود.

از طرف دیگر عزت الله سحابی یک نامه بسیار دلنشین و شیرین برای ایرانیان خارج از کشور نوشت که به نظر من حرف دل خیلی از ماهاست، حرفی که باید همین حالا هم زد. گفتن این حرف هم لزومی ندارد به فردا بیافتد. از این نامه باید حمایت کرد و آن را یک راه برای پیش رفتن دانست.

موسوی در نامه خودش پنج خواسته اصلی را مطرح کرده است، این پنج خواسته اصل کلام جنبش سبز است:

اول، مسوولیت پذیری دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه

دوم، تغییر قانون انتخابات

سوم، آزادی زندانیان سیاسی و اعاده حیثیت از آنها

چهارم، آزادی مطبوعات و رسانه ها

پنجم، به رسمیت شناختن حق اجتماعات قانونی

در حقیقت این پنج خواسته یعنی همان خواسته هایی که جنبش سبز دارد. مهم ترین تاثیر این بیانیه بر فضای سیاسی ایران ایجاد شفافیت در جنبش سبز است

اول، این بیانیه تکلیف رهبران داخل و رهبران بیرون از ایران را روشن کرد و نشان داد که رهبری جنبش فقط از داخل کشور ممکن است.

دوم، این بیانیه شکافی بزرگ میان نیروهای راست میانه و تندروهای حامی دولت انداخته و می اندازد و فشار را از روی سبزها به شانه حکومت و بخصوص دولت منتقل می کند.

سوم، این بیانیه راههای ممکن را به مردم نشان می دهد و توهمات آوانتوریست های فرصت طلب را کمرنگ می کند.

همه خشونت ها، از طرف حاکمیت بوده

حسن یوسفی اشکوری، از جمله روحانیون نواندیش و نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی است. او پس از حضور در کنفرانس برلین،متهم به ارتداد شد و چند سالی را در زندان به سر برد، ضمن آنکه دادگاه ویژه روحانیت اورا خلع لباس کرد. وی که اکنون مدتی است برای کارهای مطالعاتی در خارج از کشور به سر می برد،در مصاحبه با روزبه بررسی جنبش سبز پرداخته و از جمله گفته است: "روشهای مبارزه جنبش سبز پس از این برای جنبشهای مدنی و مسالمت جو و دموکرات جهان الگو خواهد بود."وی همچنین ضمن تاکید بر اینکه تاکنون هر چه خشونت بوده،از طرف حاکمیت دیده شده،می گوید: "خشونت و توسل به روشهای نابردبارانه فقط به سود سرکوبگران است و حتی می تواند دامی بر سر راه جوانان پر شور باشد."این مصاحبه در پی می آید.

حدود شش ماه از آغاز جنبش سبز می گذرد. در این شش ماه، بسیاری درباره ریشه های این جنبش سخن گفته اند: عده ای آن را به مطالبات اولیه مردم در زمان انقلاب نسبت می دهند، عده ای آن را اعتراضی به نتایج رسمی اعلام شده در انتخابات می دانند که با برخوردهای حاکمیت عمق پیدا کرد و برخی آن را خیزش ملت، بعد از شکست اصلاحات می دانند.از نظر شما، ریشه های جنبش سبز را در کجا باید جست و جو کرد؟

مواردی که شما به عنوان ریشه یابی جنبش اخیر مشهور به "جنبش سبز" بر شمردید، در تعارض با هم نیستند و حتی می توان گفت همپوشانی دارند. واقعیت این است که در چرایی این رخداد غیر منتظره، می توان ریشه ها را تا صد سال پیش و جنبش مشروطه پیش برد و ملاحظه کرد. مگر غیر از این است که مردم سبزپوش، آزادی، دموکراسی، رعایت حقوق بشر و برابری را طلب می کنند؟ از صدسال پیش این خواسته ها و لوازم آنها مورد خواست مردم بوده اما هیچگاه در حد مطلوب تحقق نیافته است. نه دولتهای برخاسته از انقلاب مشروطه در این زمینه ها چندان کامیاب بودند و نه نظام برآمده از انقلاب اسلامی ا توانست این آرمانها را به عمل نزدیک کند.به طور خاص می توان اشاره کرد تنها امکان طرح مطالبات و امکان اندک تغییری در ساختار حقیقی قدرت، انتخابات ادواری مجلس و ریاست جمهوری بود که آن هم در انتخابات دهم ریاست جمهوری به کلی مسدود شد. مردمی که به رغم آگاهی شان از امکان تقلب گسترده به پای صندوق های رأی رفتند و به کاندیدای مطلوب تر رأی دادند اما این بار نه تنها با تقلب متعارف و قابل پیش بینی بلکه با یک تحقیر ملی مواجه شدند و همین احساس تلخ در مردم و به ویژه جوانان انگیزه نیرومندی پدید آورد تا به اعتراض گسترده برخیزند. در واقع این اعتراض بزرگ بازتاب طبیعی آن تقلب بزرگ و تحقیر ملی بزرگ بود. به هرحال این جنبش حامل تمام خواسته های برآورده نشده ملت ایران است که البته با اعلام نتایج شگفت و غلط انداز انتخابات اخیر آغاز شد و از این رو تداوم یافته و بعید است این بار بدون نتیجه باز ایستد.

راهکارهای جنبش سبز برای مبارزه مدنی، شامل چند روش خاص بوده است: حضور در خیابان ها به مناسبت های مختلف، اسکناس نویسی، دیوار نویسی، پخش اعلامیه ها و استفاده از امکانات دنیای مجازی. روش های اتخاذ شده از سوی جنبش سبز را چگونه ارزیابی می کنید و تا چه حد آن ها را موفق می دانید؟ تصور می کنید این روش ها می توانند جنبش سبز را به سوی موفقیت رهنمون سازند؟

هر جنبشی و به طور کلی هر مبارزه ای به تناسب هدف و استراتژی خود و با توجه به مجموعه امکانات و مقدورات، تاکتیک ها و راهکارهایی برای وصول به پیروزی انتخاب می کند. روشهایی که جوانان و فعالان جنبش مدنی کنونی برگزیده اند در مجموع درخشان و مفید و مؤثر بوده است. از تکبیرهای شبانه تا اسکناس نویسی و به ویژه ارسال فیلم رخدادها بوسیلة موبایل و انتشار بهینه از اینترنت و شاهراه دنیای مجازی. دو عنصر در این روشها بسیار مؤثر بوده است. یکی استفاده از هنر ( به ویژه در خارج از کشور) و دیگری استفاده از موبایل برای فیلمبرداری؛ این دو روش پیام جنبش را در سطح جهان پراکند و تراژدی جنبش را در همه جا عیان ساخت و مردم جهان را به تحسین و حمایت مردم مسالمت جو وادار کرد. بنابراین به نظرم استفاده یا ابداع این روشها بسیار هوشمندانه بوده و فکر می کنم فقط از نبوغ ایرانی و استعداد جوانان و دختران و پسران با فکر و فرهنگ ایرانی چنین کارهایی ممکن بوده است. احتمالا این روشها پس از این برای جنبشهای مدنی و مسالمت جو و دموکرات جهان الگو خواهد بود. در عین حال پس از این الگو ها و روشهای دیگری نیز ابداع خواهد شد.

یکی از بحث هایی که همواره درباره جنبش سبز مطرح می شود، بحث مطالبات این جنبش است. پیش از مراسم تحلیف، شاید مطالبه اصلی همان بحث ابطال انتخابات بود که در شعارها و بیانیه ها هم مطرح می شد. اکنون اما این بحث کمتر مطرح می شود و هر کسی از ظن خود، خواسته ای را مطرح می کند. عده ای بحث سرنگونی جمهوری اسلامی را مطرح می کنند وبعضی دیگر سخن از بازگشت به "خط امام" می گویند. فکر می کنید اصولا می توان مطالبات جنبش سبز را در حال حاضر به طور مشخص بیان کرد؟

چنانکه گفتم، خواسته های جنبش در سطح کلانش روشن است اما همیشه مطالبات از یک خواسته مشخص آغاز می شود و با برآمدن یا نیامدن آنها خواسته های دیگر مطرح می شود. به ویژه در رژیم های استبدادی و در جامعه ای که در آن مطالبات برآورده نشده و خشم فروخفته و متراکم وجود دارد، خواسته زمانی معین در هردو صورت انجام و یا سرکوب، به طرح خواسته های بعدی و رادیکال تر منتهی خواهد شد. به گمانم اگر موسوی هم رئیس جمهور می شد، انفجاری از مطالبات برآورده نشده در طول دوران اصلاحات رخ می داد. اما روشن است که این خواسته ها در نهایت نه در چهارچوب قانون اساسی فعلی به کمال حاصل می شد و نه موسوی و کروبی قادر بودند در چهارچوب خط امام به آنها عمل کنند. با این همه خواسته هایی چون ابطال انتخابات و پی گیری مطالبات در چهارچوب قانون اساسی، به ویژه اجرای کامل قانون و احیای بخش ملت قانون یک خواسته مرحله ای مناسب و معقول برای جنبش سبز و رهبران آن بوده و هست.

مساله مهم دیگر، بحث رهبری جنبش سبز است. در حال حاضر عده ای آقایان موسوی وکروبی ـ و شاید با کمی اغماض آقای خاتمی ـ را رهبران این جنبش می دانند و عده ای دیگر، آنان را "رهبران نمادین" می دانند. نظر شما درباره رهبری این جنبش چیست؟

واقعیت این است که در طول بیش از شش ماه جنبش دارای رهبری متمرکز نبوده و نیست. روشن است که، حتی به اعتراف مکرر آقایان موسوی و کروبی، این مردم بودند که از سپیده دم 23 خرداد 88 با حضور قدرتمند خود در خیابانهای تهران، کروبی و موسوی و حتی خاتمی را به میان خود آورند و به آنان انگیزه و قدرت دادند تا به جنبش خودجوش اعتراضی بپیوندند و وفادار بمانند. در عین حال این نیز راست است که پایداری آنان نیز، هم به مردم امنیت نسبی داد و هم امید را در آنها زنده نگهداشت. نمی توان نقش این بزرگواران را به رهبری نمادین فروکاست، اما رهبری و سازماندهی جنبش تا کنون در دست جوانان و شبکه های گسترده اجتماعی و مردمی بوده و هست و البته همین رهبری مردمی و غیر متمرکز جنبش، موجب تقویت و تداوم آن بوده و هست.

اگر در حال حاضر آقایان موسوی و کروبی را به عنوان رهبران ـ یا حتی سخن گویان ـ این جنبش بپذیریم، باید اذعان کرد که شکاف قابل توجهی میان مطالبات رهبری جنبش با بدنه آن به چشم می خورد. این شکاف در شعارهایی چون "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و یا "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" خود را عیان کرد، زیرا هم آقای موسوی و هم آقای کروبی با سر دادن چنین شعارهای مخالف بودند و قآ هدف خود را بازگشت به "عصر طلایی امام" می دانند. فکر نمی کنید این شکاف، می تواند لطماتی به جنبش وارد سازد؟

ببینید. این یک اصل عقلایی و تجربی است که اگر یک جنبش شعارها و خواسته های مرحله ای و شدنی خود را به درستی مشخص نکند، آسیب می بیند و چه بسا شکست می خورد. به نظر من با توجه به چگونگی و چرایی جنبش اخیر و نیز با توجه به کسانی که به هرحال رهبران و سخنگویان جنبش معرفی شده اند و سبزها هم پیوسته "یا حسین، میر حسین" می گویند، حامیان صادق و غیر برانداز جنبش نباید شعارهایی بدهند که نتیجه ای جز بهانه دادن به سرکوبگران ندارد. آقایان موسوی و کروبی و خاتمی و حامیان حلقه اول آنان در انتخابات، به هردلیل، نه تنها برانداز جمهوری اسلامی نیستند که تصور می کنند در چهارچوب قانون اساسی و نظام می توانند گامهایی در تغییر اوضاع و خروج از بن بست فعلی بردارند. حداقل این است که، به رغم تجربه دوران اصلاحات، مجالی به این رهبران اصلاح طلب داده شود تا شاید این بار طلسم اصلاحات به طور جدی و مؤثر تری شکسته شود. فراموش نکنیم که اکنون نه زمان، زمان خاتمی است و نه حاکمیت و رهبری در آن شرایط قرار دارند و نه مردم و جامعه در حال و هوای ده سال پیش هستند. جنبش قدرت مردمی می تواند رئیس جمهور یا مجلس اصلاح طلب را به اجرای خواسته ها و مطالبات ملی وادار کند. در هشت سال دوران خاتمی چنین جنبش جدی و مردمی وجود نداشت. در عین حال طرح شعارهای ساختارشکنانه این فایده را دارد که سطح مطالبات را ارتقا می دهد و چه بسا در صورت عدم تمکین حاکمیت، رهبران را با خود همراه کند.

شما در یک ارزیابی کلی، نحوه رفتار آقایان موسوی و کروبی را در به پیش بردن جنبش سبز چگونه ارزیابی می کنید؟ فکر میکنید نقاط ضعف و قوت این دو در راهبری جنبش سبز چگونه بوده است؟

تا کنون موسوی و کروبی و خاتمی در مجموع خوب و سنجیده و مؤثر عمل کرده اند. باید اعتراف کنم که من هرگز نمی توانستم تصور کنم که این آقایان تا این اندازه مقاومت کنند و به شعارهای دوران انتخابات وفادار بمانند و به هرحال به اقتدار و تزویر نه بگویند. این هم از برکات شرایط جنبشهای احتماعی و یا به معنایی انقلابی است که افراد مستعد را از هر گروه و جمعیتی، ولو از درون حاکمیت استبدادی، به مقاومت و مداومت می کشاند. البته نقطه قدرت این آقایان در حال حاضر این است که از نظام برآمده و خود را در چهارچوب نظام و گفتمان انقلاب اسلامی تعریف کرده اند و همین امر به آنان این امکان را می دهد که حق اعتراض و تحول خواهی را برای خود محفوظ دارند و در نهایت مبارزه قانونی و مسالمت جو ممکن گردد. تاریخ نیز نشان می دهد که، به رغم تصور بسیاری، همواره اصلاحات و تغییرات تدریجی بوسیلة عناصر انشعابی نظام نامطلوب حاکم انجام شده و انجام شدنی است. شاید بتوان گفت نقطه ضعف اساسی این سخنگویان این است که از یک سو بیشتر تابع حامیان و شعارهای خیابانی اینانند و کمتر دست به ابتکار می زنند و از سوی دیگر تا کنون جز خواستة ابطال انتخابات خواسته های دقیق و روشن خود را از حاکمیت اعلام نکرده اند. کلیات نیز مشکلی حل نمی کند. روشن است که اگر بنا به گفتگو و تعامل و در نهایت مصالحه با حاکیت باشد، باید مطالبات مرحله ای دقیق و معین باشد. گرچه حاکمیت حداقل تا اطلاع ثانوی راه هر نوع گفتگو و مصالحه را بسته است اما در شرایط دیگر ممکن است تن به تعامل و تفاهم بدهد. در عالم سیاست "هرگز نمی شود"، وجود ندارد.

یکی از بحث هایی که تقریبا از همان روزهای آغازین جنبش سبز وجود داشته،بحث به خشونت کشیده شدن این جنبش است. عده ای معتقد بودند با توجه به شدت خشونت اعمال شده از سوی حاکمیت و حضور جنبش سبز در خیابان ها، این احتمال وجود دارد که جنبش به خشونت کشیده شود. گرچه به نظر می رسد این اتفاق نیفتاده است. چه عاملی باعث شده تا در مقابل این حجم عظیم خشونت حاکمیت، جنبش هم چنان بر مشی مسالمت آمیز خود باقی بماند؟

نام و مضمون و روش این جنبش مدنی و یا سبز است و بنابراین به مقتضای این منش و روش، فعالان و کارگزاران این جنبش نوین نمی توانند و نمی باید به خشونت متوسل شوند و گرنه نقض غرض خواهد بود. تا کنون هرچه خشونت و تخریب بوده است، از سوی حاکمیت بوده و حداقل بانی و محرک صاحبان سلاح و قدرت بوده اند که بی پروا و بدون بیم از قانون و اخلاق و شرع هر چه خواسته اند گفته و کرده اند. نمونه آخر آن خشونت ددمنشانه در روز عاشوراست که به راستی در تاریخ ایران و تشیع بی سابقه است. این سینه چاکان ولایت حتی حرمت بیت محترم رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام را نیز حفظ نکردند. فکر می کنم مردم و جوانان سبز تا کنون بلوغ فکری و سیاسی و تعالی اخلاقی خود را نشان داده و به همین دلیل در حد توان از خشونت دوری جسته و به راه خود رفته اند. همین بلوغ موجب استمرار عدم خشونت از سوی سبزها است. همه می دانند خشونت و توسل به روشهای نابردبارانه فقط به سود سرکوبگران است و حتی می تواند دامی بر سر راه جوانان پر شور باشد. تجربه نشان می دهد که مبارزه، مقاومت، مداومت و شکیبایی سرانجام بر ارتش ها و سر نیزه ها چیره خواهد شد. به ویژه در فرهنگ ایرانی ـ شیعی مظلومیت حقانیت می آورد و زمانی که به واقع حقانیت هم باشد، دیگر مظلومیت معجزه خواهد کرد و کاری می شود کارستان. با این همه امکان دارد که جفاها و خشونت های روز افزون و بی انتهای حاکمیت به ظهور خشونت در شماری از طرف مقابل منتهی شود که قطعا نامطلوب خواهد بود. گرچه دفاع حق مشروع هر انسانی است و شرع اسلام نیز چنین دفاعی را مجاز دانسته است اما به گمانم در هیچ حالتی نباید به خشونت متوسل شد. به هزار یک دلیل. یکی این است که از دل خشونت، دموکراسی و حقوق بشر بیرون نمی آید. تجربه انقلابها این را نشان می دهد.

به نظر می رسد در جنبش سبز، هرگونه گفت و گوی مستقیم یا شاید معامله با طرف مقابل ـ حاکمیت ـ تقیبح شده است. آیا شما نیز چنین خصلتی در این جنبش می بینید یا خیر؟

من هم می بینم و می شنوم که کسانی هر نوع گفتگو و مصالحه با حاکمیت را مذموم می شمرند که این فکر به دلیل عدم آگاهی از مبانی و لوازم جنبش مدنی و مسالمت جو و مدرن است؛ احتمالا هنوز رسوبات دوران انقلابی گری در برخی از ما مانده است. اما واقعیت این است که اپوزیسیون قانونی و مدنی باید بتواند با رقیب گفتگو کند و در نهایت به مصالحه مرضی­الطرفین برسد. من اکنون یکی از ضعفهای رهبران سبز را در این می دانم که نتوانسته اند حتی برنامه گفتگو را تدوین کنند. آمادگی برای گفتگوی شفاف و مصالحه از یک سو ابزار کار و پیشرفت مرحله به مرحله جنبش است و از سوی دیگر از توان و حقانیت جنبش و رهبران آن حکایت می کند. اینکه حاکمیت تن به مذاکره نمی دهد دقیقا به دلیل ضعف و عدم اعتماد به نفس است. به هرحال گفتگو و مصالحه نه تنها تابو نیست بلکه ابزار کار جنبش است و باید رهبران و برنامه ریزان به جد به آن توجه کنند. به ویژه رهبرانی که خود را از ارکان وفادار نظام و متعهد به قانون اساسی می دانند، نمی توانند از مذاکره و گفتگو برای تأمین خواسته های مردم تن بزنند.

برخی منتقدان می گویند جنبش سبز عملا نتوانسته است به خواسته های خود برسد. شما چه فکر می کنید؟

اگر به تجارب جنبشهای مشابه در جهان و نیز اهمیت و اهداف چنین جنبشی توجه کنیم، نه تنها جنبش نمرده است بلکه هنوز در آغاز راه هستیم و احتمالا راه درازی در پیش داریم. اگر هدف اعتراضات اخیر را فقط ابطال انتخابات بدانیم، طبعا منتفی است اما در این بیش از شش ماه، اهداف ارتقا پیدا کرده است و در آینده نیز پیش تر خواهد رفت. گرچه در پی "جنبش رأی من کجا است؟"، بعید است که دولت کودتایی دهم بتواند بیش از یک سال دوام بیاورد. به هرحال جنبش تا همین جا هم به دستاوردهای مهمی رسیده است که به راستی شگفت انگیز است. به ویژه در خارج از کشور این دستاوردها بیشتر به چشم می آید. نباید نا امید بود و باید با استواری و برنامه و شکیبایی به پیش رفت.

جنبش سبز، جنبشی است که از همه گروه ها و اقشار جامعه در آن حضور دارند. شاید بتوان گفت به نوعی بسیاری از تابوها و خط کشی ها در این جنبش شکسته شد. اعضای جنبش به قومیت، مذهب، جنسیت، سن، دسته بندی سیاسی و ... توجهی ندارند. برخی این ناهمگونی را برای جنبش خطرناک می دانند. نظر شما درباره این تنوع جنبش سبز چیست؟

به گمان من این کم رنگ شدن مرزهای قومی، مذهبی، جنسیتی و فرهنگی در جنبش سبز نه تنها بی اشکال است، بلکه از نقاط قوت آن است و به طور کلی باید گفت که جنبش مدنی و حقوق بشری و دموکراتیک نمی تواند جز این باشد. در یک جنبش مدنی و مدرن هر نوع تبعیض و نابرابری تحت هر عنوان و بهانه محکوم و ناموجه است. البته درست است که در چنین جبهه ای فراگیر و متکثر و متنوع، تنوع دیدگاهها و خواسته ها نیز وجود دارد و ممکن است برای رهبران تجمیع این مطالبات دشوار باشد اما به هرحال همه باید برای زیست جمعی تمرین بکنند و یاد بگیرند که در یک واحد جغرافیایی به نام ایران چگونه زندگی کنند و حقوق حقه یکدیگر را محترم بشمارند.

شش ماه از آغاز جنبش سبز می گذرد. در این مدت جنبش راهکارهایی را آزموده و به مسیرهای مختلفی رفته است. از نظر شما قدم های بعدی جنبش باید چگونه باشد؟ برای رسیدن به هدف، اکنون چه مسیری را باید در پیش گرفت؟

این برعهدة رهبران و برنامه ریزان جنبش است که از تمام راههای مدنی برای انتقال پیام اعتراضی خود به حاکمیت و بسیج حامیان خود استفاده کنند. هنوز تمام راههای طی شده قابل تکرار و تداوم است مانند راهپیمایی (به ویژه در 22 بهمن)، حمل نمادهای سبز و انتشار بیانیه ها و طرح خواسته ها. در ادامه، تدارک اعتصابات هدفمند و برنامه ریزی شده یکی از اقدامات مؤثر تواند بود. اما مهم تر از همه استفاده از ابزار مدنی گفتگو با حاکمیت از موضع اقتدار و قانونگرایی، اقدامی کارساز خواهد بود. البته تعیین زمان و موقعیت مناسب برای گفتگو و تعامل با حاکمیت با رهبران جنبش است. هرچند که در چشم انداز نزدیک امکان چنین تعاملی به چشم نمی خورد، اما رهبران نظام نشان داده اند که در شرایط مرگ و زندگی از "تئوری بقا" پیروی کرده اند.

بیانیه ای که همه را وادار به موضعگیری کرد

ازاتمام حجت تا اردوگاه عمر سعد

بیانیه ای که همه را وادار به موضعگیری کرد

هفدهمین بیانیه جدید میرحسین موسوی، موجی از واکنش ها را برانگیخته است. اصلاح طلبان، با استقبال از این بیانیه، راه حل های ارائه شده از سوی نخست وزیر زمان جنگ را مثبت ارزیابی کرده اند اما در آن سو، جناح راست رفتاری متناقض در این زمینه از خود نشان داده است. برخی از چهره های معتدل این جریان، بیانیه موسوی را در جهت برقراری وحدت ملی، مثبت ارزیابی کرده اند، اما چهره های افراطی این جریان و به ویژه حامیان محمود احمدی نژاد و رسانه های حامی دولت کودتا، از این بیانیه با عنوان وحدت خیانت و بیانیه اردوگاه عمر سعد نام برده و تا بدانجا پیش رفته اند که حتی نوک پیکان حملات خود را به سوی دیگر چهره های جناح راست که از این بیانیه حمایت کرده اند، گرفته اند.

میرحسین موسوی در بیانیه شماره 17 خود ضمن انتقاد شدید از خشونت های حکومتی در روز عاشورا و سخنان مطرح شده از برخی تریبون ها، پنج راه حل برای خروج از بحران فعلی پیشنهاد کرده و از حکومت خواسته است وجود بحران در کشور را بپذیرد. موسوی بدون اشاره به شهادت خواهر زاده اش در روز عاشورا، آمادگی خود را برای شهادت اعلام کرده و نوشته است که خون او از خون دیگران رنگین تر نیست.

پیشنهادات مطرح شده از سوی موسوی، از سوی برخی چهره های سیاسی به سازش او با حکومت تعبیر شد اما برخی دیگر با رد این موضوع، این بیانیه را نشانه هوشمندی و درایت موسوی دانسته و از آن به عنوان راه آخر پیش از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی یاد کرده اند.

حجت تمام شد

در اولین واکنش ها، ابولفضل فاتح، رییس کمیته رسانه های ستاد میرحسین موسوی، بیانیه موسوی را یک حسن نیت بزرگ از سوی موسوی و یک امتحان خطیر برای مسوولان امر دانست و گفت: بیانیه هفدهم مهندس میرحسین موسوی اعلام یک "حسن نیت بزرگ و خواسته های حد اقلی" برای خروج کشور از بحران و یک امتحان خطیر برای مسئولان امر است. موسوی به تاسی از امام خود ثابت کرد که دوران مردانی که با خدا معامله می کنند به پایان نرسیده است. تفاوت مردان بزرگ و پرمایه با مدعیان بی ریشه ی استیلا طلب همین جا روشن می شود. اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است.

فاتح به سایت کلمه گفت:ا گر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟

عباس عبدی با اشاره به اینکه "موسوی توپ را در زمین طرف مقابل انداخت" در مورد تحلیل‌هایی که این بیانیه را عقب‌نشینی می‌دانند اظهار داشت: استفاده از کلمه عقب نشینی، استفاده بیجا و نامناسبی است.
این روزنامه‌نگارسپس به بیان انتقادات خود از بیانیه هفدهم موسوی پرداخت و به سایت فرارو گفت: البته به آن جمله آخر که این مسائل احتیاج به گفتگو و مذاکره ندارد، انتقاد دارم؛ چرا که سیاستمدار همیشه باید آمادگی گفت‌وگو و مذاکره داشته باشد.

عماد افروغ، چهره اصولگرا نیز با بیان اینکه باید بیانیه موسوی را به فال نیک گرفت از این بیانیه استقبال کرد و گفت: به طور حتم راه حل اساسی را باید در حل مدبرانه و منصفانه مسائل و با صبر و حوصله جستجو کرد.

کدام بحران!؟

در جناح حامیان دولت اما، فضا به گونه دیگری بود.حمید رسایی، نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس، بیانیه موسوی را به معنای پذیرش مسئولیت آنچه که حرمت شکنی های روز عاشورا خواند، دانست و گفت: با این بیانیه دیگر ثابت شده که موسوی، خاتمی، کروبی و برخی فرزندان هاشمی در خدمت اهداف دشمنان امام انقلاب و مردم هستند.

رسایی با مقایسه موسوی و کروبی با ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی، آنها را «عوامل فتنه» خواند و خواستار مجازات این افراد شد و گفت: "اگر مسئولین در این زمینه به مسئولیت خود عمل نکنند مردم انقلابی به بند میم وصیت نامه امام عمل خواهند کرد."

[در بند میم وصیت نامه آیت الله خمینی آمده است: از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسير ملت‌ و كشور اسلامی‌ و مخالف‌ با حيثيت‌ جمهوری‌ اسلامي‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگيری‌ نشود، همه‌ مسئول‌ مي‌باشند و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهي‌ اگر برخورد به‌ يكي‌ از امور مذكور نمودند به‌ دستگاههاي‌ مربوطه‌ رجوع‌ كنند و اگر آنان‌ كوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مكلف‌ به‌ جلوگيری‌ هستند].

احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران نیز گفت "آقای موسوی در بیانیه شماره 17 خود اشتباهات و خطاها و گفتار نادرست گذشته" را تكرار كرد.

وی که تاکنون تند ترین انتقادات و توهین ها را به میرحسین موسوی و کروبی روا داشته خطاب به نخست وزیر زمان جنگ که در بیانیه اش گفته بود "ما بیانیه ندادیم اما مردم آمدند"، گفت: "لازم نیست بیانیه بدهید؛ چرا كه شما بسترسازی كرده‌اید و شانزده بیانیه ساختارشكن شما بستر این اهانت‌ها را ساخت و قانون‌شكنی‌های مكرر شما و تقابل مكررتان در برابر ولایت فقیه این بسترها را ساخته است."

وی با بیان اینكه "درست است طبق اعترافات سران منافقین، فرماندهی حوادث روز عاشورا با آن‌ها بوده» افزوده« اما بسترساز شما بوده‌اید."

احمد خاتمی در ادامه گفته است: "آقای موسوی می‌گوید باید اذعان به بحران كرد؛ اما سخن این است كه كه كدام بحران؟ بحران در كشور؟ بنده معتقدم این بحران نیست.به دلیل حضور ده‌ها میلیونی ملت در راهپیمایی روز چهارشنبه، می‌گویم شما بحران دارید و شما بن‌بست دارید و می‌خواهید چنین القا كنید كه ملت بن‌بست دارند و شاهدیم نهضت آزادی هم در سال 65 در زمان امام می‌گفتند، كشور به بن‌بست رسیده است و امام پاسخ‌شان داد كه شما به بن‌بست رسیده‌اید و كشور به بن‌بست نرسیده است. پس بنده هم می‌گویم كشور بحران ندارد و شما‌یید كه بحران‌آفرینی می‌كنید. دست از بحران‌آفرینی بردارید."

حمله به رضایی

هنوز ساعاتی از انتشار بیانیه پر اهمیت موسوی نگذشته بود که محسن رضایی، این بیانیه را عقب نشینی موسوی از انکار دولت محمود احمدی نژاد خوانداما در عین حال پیشنهادهای او درباره پاسخگویی دولت را سازنده عنوان کرد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامه ای از آیت الله خامنه ای خواست با صدورپيامي و با ارائه رهنمودهايي در يك سخنراني، حركت جدیدی راکه برای وحدت در جامعه شروع شده تقویت کند. او نوشت: "به این ترتیب هم کسانی که در جناح های سیاسی اشتباهاتی داشته اند از اشتباهات خود بر می گردند هم از فعالیت افراط گرایان و دشمنانی که کمین کرده هم جلوگیری می شود."

رضایی، نامه موسوی را "دیرهنگام ولی سر آغاز بالقوه یک حرکت وحدت بخش" در جبهه معترضین با دیگران دانسته و پیشنهاد کرده است: "تمام فعالان سیاسی و بزرگان انقلاب به پیروی از ملت ايران به صورت دسته جمعي در سپاسگزاری از حركت مردم به يك حركت نمادين دست بزنند."

اما نامه محسن رضایی نیز همچون بیانیه میرحسین موسوی با حمله حامیان احمدی نژاد مواجه شد، چنانکه روح الله حسینیان اعلام کرد: "محورهایی از نامه محسن رضایی و بیانیه سیاسی موسوی با هم مشترک است که این امر نشان می دهد این گونه نامه ها و بیانیه ها از یک مرکز مشترک برنامه ریزی می شود."

حسینیان گفت: "اگر منظور از وحدت، وحدت با سران فتنه است که همچنان بر طبل مخالفت و ایستادگی در راه شیطانی خود می‌کوبند، این وحدت خیانت به ملت است."

خبرگزاری دولتی ایرنا نیز بیانیه ای به امضای چند تشکل اصولگرای دانشجویی منتشر کرد که در آن بسیج دانشجویی، جنبش عدالتخواه دانشجویی، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل و اتحادیه جامعه اسلامی از محسن رضایی به عنوان " پستچی اکبر هاشمی رفسنجانی" نام برده و نوشته اند: "رضایی در حالی نسخه وحدت با سران فتنه را می پیچد که این آقایان و اعوان و انصارشان مدتهاست که از سوی ملت طرد شده اند و امروز مردم انتظار ندارند آنان را ببینند مگر در پشت میز محاکمه."

در این بیانیه با بیان اینکه "برخی از این آقایان به جای نامه نگاری به فکر نوشتن وصیت نامه هایشان باشند"، رضایی به همراه موسوی و هاشمی رفسنجانی سه ضلع مثلثی توصیف شده اند که در زمان جنگ هشت ساله به عقیده این تشکل ها "جام زهر را به آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نوشاندند" و نامه آقای رضایی به آیت الله خامنه ای تکرار سناریوی جام زهر هاشمی، موسوی و رضایی است.

اما شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل از منظر دیگری از رضایی انتقاد کرد. او اعلام کرد: آقای رضایی آرزوهای خود را بیان کرده است. ایشان آرزو دارد که آقای موسوی عقب‌نشینی کند و جنبش سبز تمام شود. این بیانیه تاکیدی است بر آنچه قبلا گفته شده و چند راهکار ساده نیز به‌عنوان کف مطالبات در آن آمده است. این بیانیه نشانگر عقب‌نشینی آقای موسوی نیست، اما اساسا اگر آقای موسوی هم عقب‌نشینی کند، جنبش خودجوش و مردمی سبز، تمام نخواهد شد.

با این وجود محسن رضایی دیروز در یک کنفرانس خبری از نامه اش به آیت الله خامنه ای دفاع و اعلام کرد: "پس از بیانیه آقای میرحسین بحث من این بود که نخبگان از مردم عقب نیفتند و در حقیقت به مردم بپیوندند."

عصبانیت رسانه های حامی احمدی نژاد

اما تندترین لحن به روزنامه کیهان تعلق داشت که در خبر ویژه خود با عنوان "بیانیه شماره ۱۷ اردوگاه عمر سعد" نوشت: "میرحسین موسوی پس از ۵ روز سکوت نسبت به حرمت‌شکنی بی‌سابقه اوباش ضد‌انقلاب در روز عاشورای حسینی، بیانیه‌ای عمرسعدی صادر کرد و هتاکان به ساحت امام حسین علیه‌السلام را «مردم خداجو» خواند."

روزنامه حسین شریعتمداری، نخست وزیر زمان جنگ را به فریب‌کاری و سفسطه متهم و او را عنصری بازی‌خورده و آلت دست آمریکا، انگلیس و اسراييل توصیف کرده است.

سایت رجا نیوز، متعلق به فاطمه رجبی و از حامیان افراطی محمود احمدی نژاد نیز موسوی را مهره غرب معرفی کرد و نوشت: "موسوي رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمايت كرد."

این سایت از نخست وزیر زمان جنگ به عنوان "مهره مورد علاقه و هدايت غرب كه رفتارهاي قانون‌شكنانه وي و حاميانش پس از انتخابات، بيشترين لطمه را به حيثيت جمهوري اسلامي زده و نظام استكباري را در امتياز گرفتن از ايران اميدوار كرده است"، یاد کرد.

رجا نیوز در مطلب دیگری با عنوان "تشابهات بیانیه اوباما و موسوی" نوشت: "وجوه اشتراک و شباهت های بسیاری در بیانیه باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا و بیانیه میرحسن موسوی می توان پیدا کرد."

این سایت افزوده است: "بیانیه آقای موسوی به جای پاسخ و اعلام برائت از بیگانگان، بیشتر به پاسخگویی خودی به خودی شبیه تر است، با نیم نگاهی به این بیانیه در می یابیم که خروش مردم انقلابی، باعث شده تا موسوی تلاشی برای توجیه اعمال خود و فرقه اش داشته باشد."

جهان نیوز، دیگر ارگان رسانه ای حامیان دولت کودتا، بیانیه موسوی راعقب نشینی او از ادعای خود دانسته و نوشته است: "هر چند اقدامی مناسب است اما آنچنان که مردم در شعارهای خود فریاد زدند، وی ابتدا باید از ملت ایران عذرخواهی کند و سپس پاسخگوی خساراتی که به کشور و مردم توسط هوادارانش وارده شده، باشد. موضوعی که به گفته فعالان سیاسی کمک دستگاه قضا را هم می طلبد."

خبرگزاری نیمه دولتی فارس ـ رسانه نزدیک به سپاه ـ چنین موضع گرفته است: "میر حسین موسوی، هتاكان و حرمت‌شكنان روز عاشورای حسينی را كه در اين روز به جشن و هلهله پرداخته و عزاداران حسينی را به استهزا و در روند هيات‌هاي مذهبي اخلال ايجاد مي كردند عزاداران حسينی ناميد."

این خبرگزاری، موسوی را "نامزد شكست‌خورده از مردم در انتخابات" خوانده و ادامه داده است: "موسوی در ادامه بيانيه خود سوت و كف و هلهله، پاره كردن پرچم‌های عزای اباعبدالله، آتش كشيدن قرآن و حمله به مردم عزادار در روز عاشورا را حرمت شكنی ندانست و همچنان بر پروژه كشته‌سازی كه در روز عاشورا توسط حاميان ايشان مجدداً‌ كليد خورد تأكيد مي‌كند."

سایت الف متعلق به احمد توکلی، مخاطب میرحسین موسوی را در این بیانیه "نظام سیاسی و نه مردم" دانسته و نوشته او در این بیانیه سهم خواهی کرده است. این سایت موسوی را متهم کرده که قانون را زیر پا گذاشته و دست به یک "بازی کثیف سیاسی" زده است: "میر حسین موسوی در بیانیه اخیر خودیادش رفته که دولت فعلی مشروعیت ندارد."

گفت وگوی رهبران مخالفان درباره پیشنهادهای موسوی برای خروج از بحران

مهدی کروبی با خانواده علی حبيبی موسوی، خواهرزاده ميرحسين موسوی که روز يکشنبه درتهران کشته شد، دیدار کرده و با میرحسین موسوی درباره بیانیه شماره هفده وی گفت وگو کرده است.

مهدی کروبی در این ديدار گفته است: قتل علی موسوی در روز عاشورا نشان می دهد کسانی که از «باده قدرت» مست شده اند ارزشی برای عاشورا قائل نيستند.

به گزارش «سحام نيوز»، وب سايت خبری حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی، نامزد معترض به نتيجه انتخابات روز شنبه برای همدردی با خانواده علی حبيبی موسوی رفته است .
در اين ديدار که ساعت به طول انجاميده ميرحسين موسوی نيز حضور داشته است.

مهدی کروبی با «فاجعه بزرگ» خواندن کشته شدن علی موسوی گفته است:« شهادت آن شهيد بزرگوار در چنين روزی، نشان داد که دشمنان حق و آزادی تا بدانجا پيش رفته اند و از باده قدرت چنان مست شده اند که ديگر حرمتی نيز برای عاشورا و عزاداران حسينی قائل نيستند».

علی حبیبی موسوی در جريان راهپيمايی های اعتراضی در روز عاشورا کشته شد. اين در حالی است که خبرگزاری فارس در گزارشی ادعا کرده است که علی موسوی حبيبی در نزديک منزل خود ترور شده است.

طبق اين گزارش مهدی کروبی و ميرحسين موسوی درباره برخی مسائل و حوادث روزهای اخير به ويژه درباره بيانيه شماره ۱۷ آقای موسوی گفت وگو کرده اند.

جزئیات بیشتری از گفت وگوهای این دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات منتشر نشده است.

ميرحسين موسوی، نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری، در بيانيه شماره ۱۷ خود با اشاره به حوادث روز عاشورا راه حل هايی برای خروج از «مشکل بزرگ» به وجود امده پس از انتخابات رياست جمهوری ارائه کرده است.

ميرحسين موسوی اين پنج راهکار را «اعلام مسئوليت پذيری مستقيم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائيه»، «تدوين قانون شفاف و اعتماد برانگيز برای انتخاباتها»، «آزادی زندانيان سياسی و احياء حيثيت و آبروی آنها»، «آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقيف شده» و «برسميت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکيل احزاب» بيان کرده است.

بيانيه ميرحسين موسوی درباره ارائه راهکارهايی برای خروج از بحران پس از انتخابات رياست جمهوری ايران با واکنش های متفاوتی روبه رو شده است، در حالی که محسن رضايی از اين بيانيه به عنوان عقب نشينی ميرحسين موسوی از «انکار دولت آقای احمدی نژاد» ياد کرده است احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، می گويد اين بيانيه تکرار اظهارات گذشته است.

اين در حالی است که برخی از روحانيون تندرو طرفدار محمود احمدی نژاد به شدت به نامه محسن رضايی حمله کرده اند.

روح الله حسينيان، نماينده تندروی مجلس درباره نامه محسن رضايی گفته است:«محورهايی از نامه محسن رضايی و بيانيه سياسی موسوی با هم مشترک است که اين امر نشان می دهد اين گونه نامه ها و بيانيه ها از يک مرکز مشترک برنامه ريزی می شود».

.کاخ سفید: ایران مانعی برای خود ایجاد کرده است

کاخ سفید در واکنش به ضرب الاجل یک ماهه ایران برای ارائه سوخت اتمی گفته است تهران با این اقدام مانعی برای خود ایجاد کرده است.

دولت ایران به کشورهای غربی برای پذیرش پیشنهاد هسته ای خود یک ضرب الاجل یک ماهه داده است.

منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران روز شنبه گفت در صورت عدم پاسخ کشورهای غربی به پیشنهادهای این کشور برای خرید یا تبادل سوخت، جمهوری اسلامی ایران رسما تولید سوخت مورد نیاز خود را با غلظت ۲۰ درصد، با اتکا به مهندسین و متخصصین فنی این کشور آغاز خواهد کرد.

اما مایک همر سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید در واکنش به این ضرب الاجل گفت ایران برای تامین سوخت مورد نیاز خود کافیست پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی را بپذیرد.

وی افزود: "اگر هدف ایران دسترسی به سوخت است، قطعا دلیلی وجود ندارد که طرح کنونی را که ایران اصول آن را در ژنو پذیرفته ناکافی تلقی کند."

مایک همر گفت ایران خود در جلوی راه خود ایستاده است.

پیش از این کشورهای گروه ۱+۵ متشکل از پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان، به ایران تا پایان ماه دسامبر سال ۲۰۰۹ میلادی فرصت داده بودند که پاسخ خود را در مورد پیشنهاد این کشورها مبنی بر مبادله ۷۵ درصد ذخیره اورانیوم غنی شده با غلظمت پایین را با سوخت هسته ای مورد نیاز برای راکتور تحقیقاتی تهران اعلام کند.

کشورهای غربی قصد داشتند با پیش بردن این طرح تا حد امکان از حجم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین ایران کم کنند تا به این ترتیب امکان دسترسی این کشور به سلاح اتمی را به تأخیر بیندازند.

ایران همواره اعلام کرده است که برنامه هسته ای این کشور اهدافی صلح آمیز را دنبال می کند و به هیچ وجه در پی ساخت سلاح اتمی نیست.

اکنون با پایان یافتن این مدت و عدم پاسخ مثبت از سوی ایران، مقامات ایرانی با اعلام این ضرب الاجل یک ماهه به کشورهای غربی خواستار فروش اورانیوم مورد نیاز به این کشور و یا تبادل اورانیوم غنی شده ایران با سوخت اتمی در محموله های کوچکتر شده اند.

بسیاری از متخصصان معتقدند که حتی اگر ایران بلافاصله غنی سازی اورانیوم را آغاز کند، چندین سال طول خواهد کشید تا این کشور توان فنی لازم برای رسیدن به اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد که بتواند در ساخت میله های سوخت استفاده شود را به دست آورد.

در طرح پیشنهادی کشورهای ۱+۵ قرار بود ایران ۷۵ درصد اورانیوم غنی شده خود را که درجه غنای آن حدود ۳.۵ درصد است به خارج بفرستد تا در روسیه و فرانسه غنی تر و به سوخت قابل استفاده در رآکتور تحقیقاتی تهران تبدیل شود.

پیش از این آمریکا اعلام کرده بود در صورت عدم پاسخگویی ایران به پیشنهاد ارائه شده، از ابتدای سال جدید میلادی برای افزایش تحریم های بین المللی این کشور اقدام خواهد کرد.

اعتراض خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و ليست اسامی دستگير شدگان تاسوعا و عاشورا

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران روز شنبه 12 دی ماه بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده هاى 16 آذر و روزهاى تاسوعا و عاشورا كه اكثرا خانواده بازداشت شده هاى روز عاشورا بودند براى روشن شدن وضعيت عزيزانشان به دادگاه انقلاب مراجعه كردند،خانواده ها خواهان آزادى عزيزانشان بودند .
امروز چند نفر از حراست دادگاه انقلاب در بين خانواده ها آمدند و به خانواده ها گفتند چرا اينجا را شلوغ كرديد ؟ خانواده ها دور آنها جمع شدند و يكى از افراد حراست گفت يكى يكى حرف بزنيد بفهميم چه مى گوييد .خانواده ها گفتند آزادى بازداشت شده ها چون آنها هيچ كارى نكرده اند .يكى از حراستى ها گفت كارى نكرده اند پس اينهمه خسارتى كه به اموال عمومى وارد شده ، اتومبيل به آتش كشيده شده كار كى بوده كار همين ها بوده است برويد يخه همان هايى را بگيريد كه بچه هايتان را به ايجاد آشوب تحريك كردند .
خانواده ها هم اعتراض كردند پس اينهمه كشته و زخمى كار كى بوده ؟ نيروهايتان را مى اندازيد به جان مردم آنهم در روز عاشورا بعد بچه هاى ما را بازداشت مى كنيد حراستى ها گفتند نيروى انتظامى هم وظيفه خود را انجام داده مادرى گفت كدام وظيفه دختر من را كتك زده اند با سر شكسته بازداشت كرده اند .مادرى ديگر گفت كدوم وظيفه رد شدن از روى جوان مردم با ماشين نيروى انتظامى وظيفه است ؟
حراستى ها سعى مى كردند خود را كاملا خونسرد نشان بدهند اما به يكباره به خانواده ها گفتند مگر نيروى انتظامى نگفت از اين به بعد با هر تجمع غير قانونى برخورد مى كند و هر كسى بازداشت شد خانواده دنبال او نگردد .اگر نگران فرزندانتان بوديد نمى گذاشتيد بيايند بيرون و آشوب به پا كنند حالا هم برويد خانه هايتان تا روز دادگاه و صدور حكم هر كسى بازداشت شده گناهكار است و بايد مجازات بشود.
با شنيدن اين حرف نگرانى و اضطراب در چهره بسيارى از پدرها و مادرها ديده شد اما بقيه مادرها به آنها دلدارى مى دادند و مى گفتند خودتان مى دانيد كه اينها دروغ مى گويند محكم باشيد اينها فقط مى خواهند تسليم شدن ما را ببينند .
تا زمانى كه با هم باشيم و پيگير وضعيت بچه ها اينها هيچ كارى نمى توانند بكنند .برخى از مادرها و پدرها دور هم جمع مى شدند و مى گفتند با وجود بيمارى هاى مختلفى همچون ناراحتى قلبى ، ديابت ، پا درد و ... هر روز مى آيند .
حراستى ها به بهانه شلوغ شدن دادگاه انقلاب و ايجاد مزاحمت توسط خانواده ها تعدادى را از دادگاه انقلاب خارج كردند اما خانواده ها همچنان در بيرون دادگاه انقلاب ايستادند و گفتند آنقدر مى آييم تا همه بازداشتى ها آزاد شوند.
ليست جديدی از اسامی تعدادی از بازداشت شده ها ی روز تاسوعا و عاشورا برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می يابد. با اين ليست تا به حال اسامی 35 نفر از بازداشت شدگان روز تاسوعا و عاشورا منتشر شده است.
1- بهرام موسيوند 27 ساله گروهبان كادرى نيروى هوايى
2- مهسا يداللهى رضوى 24 ساله در پل حافظ بازداشت شده
3- روژان نوريان 31 ساله در ميدان ولى عصر بازداشت شده
4- اشكان سعيدى 24 ساله در ولى عصر بازداشت شده
5- مجيد پور عابد 29 ساله در ميدان امام حسين روز تاسوعا بازداشت شده
6- سيد عليرضا حسينى 25 ساله در انقلاب توسط لباس شخصى ها مورد حمله قرار گرفته و در حاليكه دو لباس شخصى او را روى آسفالت مى كشاندند به داخل ون نيروى انتظامى منتقل كرده اند
7- امير امير انتظامى 30 ساله در حافظ بازداشت شده
8- حامد اصغر پور 22 ساله در امام حسين بازداشت شده
9- محسن حكيمى 30 ساله مكان بازداشت نامعلوم
10- آرين نظام آبادى 23 ساله در توحيد بازداشت شده
11- احمد رضا قاسم پور نجف آبادى 28 ساله در چهاراه ولى عصر بازداشت شده
12- عارف ناصرى 21 ساله در بلوار كشاورز بازداشت شده
13- على ذوالانوار 36 ساله در آزادى بازداشت شده
14- فرشيد كريمى 27 ساله در آذربايجان بازداشت شده
15- مهدى واعظى 24 ساله مكان بازداشت نامعلوم
16- مصظفى عرب 32 ساله در ميدان ولى عصر بازداشت شده
17- كمال حيدر دوست در فردوسى بازداشت شده
طبق قوانين اسلامی خونريزی در ماه محرم حرام است و اين دومين باری است که حرمت ماه محرم و بخصوص جنايت در روز عاشور روی ميدهد. بار اول توسط يزيد روی داد. اما اينبار خونريزی و جنايت بدستور علی خامنه ای صورت گرفت. نيروهای تحت امر علی خامنه ای با به گلوله بستن ،به زير خودرو گرفتن ،پرتاب از بالای پل و حمله با قمه و چاقو جان ده ها نفر از مردم ايران را گرفتند و صدها نفر زخمی بر جای گذاشت و تعداد بيشماری را دستگير کردند. آنها به اين جنايتها و شکستن حرمت ماه محرم اکتفا نکرده اند و قاتلين فرزندان مردم ايران که در منصب های بالای قوۀ قضائيه مانند رئيسی که از اعضای کمسيون مرگ قتل عام زندانيان سياسی سال 67 است ،محسنی اژه ای که حکم اعدام تعداد زيادی از مردم ايران را صادر و به اجرا در آورده است ، جعفر آبادی ،احمدی مقدم و رادان که نيروها و خودروهای آنها مردم را زير می گرفتند. با ظاهر شدن بر صفحۀ تلويزيون هنوز محاکمه نکرده صحبت از اعدام جوانان را بر سر زبان می رانند .
تمام دلايل و شواهد حاکی از نيات پليد علی خامنه ای و قوۀ قضائيه او و تبليغات گسترده و گوش کر کن آنها برای ارتکاب جنايت هولناک ديگری عليه جوانان آزاديخواه مردم ايران هستند. آنها قصد دارند تعداد از جوانان دستگير شده و اسير برای ايجاد رعب و وحشت و خروج از بن بست مرگبار سياسی حاکم بر آنها اعدام نمايند.
برای پيشگيری از اين جنايتها هولناک در شرف وقوع، هموطنان خارج کشور می توانند نقش عمده ای برای نجات جوانان اسير نمايند با تماس با دفتر دبير کل سلزمان ملل و کميسر عالی و ساير مراجع بين المللی و حقوق بشری و راه اندازی آکسيونهای اعتراضی جلوی اعدام جوانان را بگيرند و دست رژيم برای خونريزی بيشتر را ببندند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، تمام دلايل و شواهد و موضع گيريهای قوه قضائيه و تبليغات گسترده در رسانه های ولی فقيه حاکی از آماده شدن برای اعدام های گسترده جوانان دستگير شده اخير و زندانيان سياسی هستند لذا نسبت به اعدام های گسترده جوانان دستگير شده و زندانيان سياسی در ايران هشدار ميدهد. و از دبير کل و کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و مراجع بين المللی خواستار اقدامات فوری برای جلوگيری از اعدام زندانيان سياسی در ايران است.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران
11 دی 1388 برابر با 2 ژانويه 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:
کميساريای عالی حقوق بشر
کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا
سازمان عفو بين الملل
سازمان ديدبان حقوق بشر

عبدالله رمضان زاده: شرایط کشور بسیار وحشتناک است

عبدالله رمضان زاده، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که پس از تحمل6 ماه حبس، اواخر هفته گذشته از زندان اوین به مرخصی آمده است، به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفت و مورد استقبال وسیع دانشجویان قرار گرفت.


به گزارش نوروز، دانشجویان در مقابل دانشکده حقوق و علوم سیاسی با اهدای گل و سردادن شعار "صل علی محمد، استاد ما خوش آمد"، "استاد آزاده، آزادی ات نزدیک است" و فرستادن صلوات به استقبال رمضان زاده رفتند.


سخنگوی دولت اصلاحات، سخنرانی کوتاهی در انجمن اسلامی این دانشکده کرد و گفت: شرایط کشور از نظر من بسیار وحشتناک است و تندروی بسیاری وجود دارد.


وی با اشاره به بازداشت های پس از عاشورای تهران گفت: متاسفانه عده ای با اقدامات خود، خواهان دامن زدن به این تندروی ها هستند و با بازداشت کسانی که هیچ تندروی نداشته اند، فضا را رادیکال تر می کنند.


رمضان زاده در پایان فضای زندان و برخورد ها در دوران بازداشت را مناسب و محترمانه توصیف کرد و گفت: در زندان خبر همه کسانی که به فکر بنده بوده اند و به دیدار خانواده ام رفته اند را داشتم و از همه آنها ممنونم.


پس از این سخنرانی کوتاه وی به اتاق خود در دانشکده رفت و مورد استقبال اساتید و همکاران خود قرار گرفت.

این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت پس از انتخابات بازداشت شده بود و هفته گذشته به 6 سال حبس محکوم شد. وی با وثیقه 800 میلیون تومانی به 5روز مرخصی آمد و پس از عاشورا مدت مرخصی او تمدید شد.

پس از ۱۶ سال جامعه مدرسین آیت‌الله صانعی را واجد شرایط مرجعیت ندانست

آیت‌الله یوسف صانعی؛ از مراجع تقلید منتقد دولت

۱۳۸۸/۱۰/۱۲
چند روز پس از حمله فراگیر نیروهای هوادار دولت به دفاتر آیت‌الله یوسف صانعی در شهرهای مختلف ایران، اکنون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در قالب یک پرسش و پاسخ اعلام کرده است که این روحانی منتقد دولت و حامی اصلاح‌طلبان فاقد «ملاک‌های لازم برای تصدی مرجعیت» است.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در سال‌های پس از انقلاب اسلامی بیشتر در کنترل نیروهای محافظه‌کار بوده است، در پاسخ به سؤال افرادی که خود را «جمعی از استادان و فضلای حوزه‌های علمیه» معرفی کرده‌اند، آورده است که پس از تحقیقات یک سال گذشته و جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که آیت‌الله صانعی فاقد ملاک‌های مرجعیت است.

این پرسش و پاسخ در پایگاه اطلاع‌رسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر شده است. پیشتر گفته می‌شد که این نهاد حوزوی که توسط آیت‌الله محمد یزدی، از حامیان دولت، اداره می‌شود قرار است فهرستی جدید از مراجع تقلید را معرفی کند که این گمانه‌زنی توسط آیت‌الله مقتدایی نایب رئیس این جامعه رد شد.

در فقه شیعه اصول دین تحقیقی است اما عامه مردم که مقلدان خوانده می‌شوند در احکام و فروع دین از فتاوای روحانیون ارشدی که از آنها به عنوان مراجع تقلید یاد می‌شود، پیروی ‌می‌کنند.

بر اساس نظر فقهی بسیاری از عالمان شیعه، مرجع تقلید بایستی که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلال‌زاده، زنده، عادل و نيز اعلم باشد. همچنین فقه شیعه، شناخت مجتهد جایز التقلید را از سه راه ممکن می‌داند که شامل یقین خود مقلد، تصدیق دو نفر عالم عادل و تصدیق عده‏اى از اهل علم است.

بحث مرجعیت آیت‌الله صانعی پس از آن در مرکز حملات هواداران دولت قرار گرفت که این مرجع تقلید شیعه در ماه‌های پس از برگزاری انتخابات بحث‌برانگیز خرداد ۸۸، در بیانیه‌ها و سخنرانی‌های مختلف به انتقاد از شرایط کنونی و دولت محمود احمدی‌نژاد پرداخت و در کنار چهره‌های دیگری چون آیت‌الله منتظری حمایت خود را از معترضان کتمان نکرد.

پس از آن در شرایطی که با درگذشت آیت‌الله منتظری بسیاری از مقلدان وی به دنبال مرجع جانشین آیت‌الله منتظری بودند، شعارهای مردمی در تشییع آیت‌الله منتظری حکایت از آن داشت که بسیاری آیت‌الله صانعی را جانشین آیت‌الله منتظری می‌دانند.

این شعارها نقطه آغاز حملات سامان یافته حامیان دولت به دفاتر آیت‌الله صانعی در قم، مشهد، تهران و بسیاری از شهرهای ایران شد.

آیت‌الله یوسف صانعی که متولد سال ۱۳۱۶ هجری شمسی است، در دوران آیت‌الله خمینی از مقامات ارشد قضایی ایران بود و پس از کناره‌گیری از مناصب حکومتی در اواسط دهه ۶۰ به قم بازگشت و به تدریس و تحقیق در حوزه علمیه قم ادامه داد.

اما با وجود آنکه دفتر این مرجع تقلید حامی اصلاح‌طلبان از سال ۱۳۷۲ اقدام به انتشار رساله عملیه وی کرد، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حاضر نشد در سال ۷۳ نام وی را در شمار مراجعی که از نظر این جامعه جایزالتقلید هستند قرار دهد.

این موضوع اما مانع از اقبال مردم به مرجعیت آیت‌الله صانعی نشد و این روحانی نزدیک به آیت‌الله خمینی که به فتوای فقهی بدیع به‌ویژه در حوزه حقوق زنان شهرت دارد، به توسعه دفاتر پاسخگویی خود در مناطق مختلف ایران اقدام کرد.

در فهرست هفت‌نفره مراجع جایزالتقلید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در سال ۷۳ انتشار یافت نام شش استاد وقت حوزه علمیه قم، محمد فاضل لنکرانی، محمدتقی بهجت، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، موسی شبیری زنجانی و ناصر مکارم شیرازی به چشم می‌خورد و این نهاد حوزوی نام آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران را نیز به عنوان مرجع جایزالتقلید اعلام کرد.

با این حال در فهرست منتشره حتی اشاره‌ای به نام آیت‌الله علی سیستانی، رهبر شیعیان عراق، و آیت‌الله حسینعلی منتظری، سرشناس‌ترين روحانی مخالف حکومت، که در آن زمان نیز مقلدان فراونی در عراق و ایران داشتند نشده بود.

در زمان انتشار اسامی مراجع جایزالتقلید از سوی جامعه مدرسین، برخی از کارشناسان آشنا به مسائل حوزه‌های علميه از فهرست منتشر شده انتقاد کرده و گفته بودند که اين نهاد حوزوی بيشتر روحانيون نزديک به حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان مرجع تقليد معرفی کرده است.

از جمله معرفی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان مرجع تقلید بحث‌برانگیز شد، به گونه‌ای که حتی چهره محافظه‌کاری چون آیت‌الله آذری قمی، معتقد بود که این انتخاب بر خلاف ضوابط شرعی و قانونی انجام شده و آیت‌الله خامنه‌ای حایز شرایط مرجعیت نیست.

در فاصله ۱۵ سالی که از انتشار این فهرست می‌گذرد، از میان روحانیونی که جامعه مدرسین در آن زمان به عنوان مراجع جایزالتقلید معرفی کرد، آقایان فاضل لنکرانی، بهجت و تبریزی در قید حیات نیستند اما در این مدت شماری دیگری از استادان حوزوی با انتشار رساله‌های عملیه خود به جمع مراجع تقلید پیوستند.

در میان مراجع جدید شماری از روحانیون ارشد اصلاح‌طلب، همچون عبدالکریم موسوی اردبیلی، یوسف صانعی و اسدالله بیات زنجانی، و نیز شماری از روحانیون ارشد محافظه‌کار، همچون لطف‌الله صافی گلپایگانی، عبدالله جوادی آملی، جعفر سبحانی و محمدعلی گرامی حضور دارند، اما جامعه مدرسین که به محافظه‌کاران نزدیک است، چه در زمان مدیریت آیت‌الله مشکینی و چه پس از آن در زمان مدیریت آیت‌الله محمد یزدی، مراجع جدید را در فهرست مراجع جایزالتقلید خود قرار نداده است.

Friday, January 1, 2010

فریاد ایران ایران

>

برای اولین بار افشای رازهای زندگی رهبر ایران توسط اصلاح طلبان


مقدمه:

خامنه ای فردی است که در چند دهه گذشته بیشترین تاثیر را بر زندگی عمومی و حتی خصوصی ایرانی ها، پس از شاه و خمین

ی داشته است.او کسی است که بیش از هرکسی از طریق سیستم های اطلاعاتی اش، درباره این و آن می داند؛اما کمتر کسی است که ازجزئیات خانه و خانواده و ارتباطات و علائق شخصی و یا نحوه کار او با خبر باشد. این راز داری افراطی از سوی خود او و سیستمش عمدی بوده است.در راز بودن، از او یک کاریزما ی مقدس برای طرفدارانش و یک چهره مخوف برای مردم ساخته است.

مطلب حاضر می کوشد ازطریق منابع دست اول واقعیت خامنه ای را آنچنان که واقعا هست بشناساند. این شناسایی به دور از ابراز نفرت های متداول این روزها یا شیفتگی های طرفداران افراطی اوست.

برنامه روزانه خامنه ای:

ساعت ۴ صبح برخاستن از خواب واقامه نماز شب

ساعت ۶ تا ۶:۳۰ ملاقات با حجازی(رئ

یس دفترش)

ساعت ۶:۳۰ تا ۷ ملاقات با وحید (معاون اجرایی بیت رهبری)

ساعت ۷ تا ۸ ملاقات با مجتبی (پسردومش)هفته ای سه روز (مجتبی در سال حدود ۱۵۰ روز در حوزه علمیه قم درس می دهد. اما در غیر از این ۱۵۰ روز هر صبح با پدرش ملاقات می کند.)

ساعت ۸ تا ۱۰:۳۰ مطالعه پرونده های امنیتی،سیاسی و اقتصادی.

ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲ (خواب و استراحت نیمروزی)

ساعت ۱۲ تا ۱ نماز جماعت و ناهار

ساعت ۱ تا ۳ ملاقات های ضروری (که در هر زمان متفاوت است. و بیشتر برای حل بحرانها پیش بینی نشده است.)

ساعت ۳ تا ۵ رسیدگی به کارهای شخصی.

ساعت ۵ تا ۸ ملاقات های ویژه (شرح این ملاقات ها در برنامه هفتگی و ماهانه آمده است)

ساعت ۸ تا ۸:۳۰ شام

ساعت۸:۳۰ تا ۹ گوش کردن به شنودها

ساعت ۹ شب رفتن به رختخواب

برنامه هفتگی خامنه ای:

۱.یکشنبه ها بعد از ظهر ملاقات با فرماندهان ارتش

۲.یکشنبه ها بعد از ظهر ملاقا

ت با فرماندهان سپاه

۳.دوشنبه شام ملاقات با رئیس جمهوری

۴.سه شنبه صبح ملاقات با مسئولین کارهای اقتصادی خودش (حسن خامنه ای (برادرش)/میرمحمدی/مجتبی خامنه ای/ و شریعتمدار وزیر بازرگانی)

۵. سه شنبه ها شام ملاقات با هاشمی رفسنجانی

۶.چهارشنبه بعد از ظهر ملاقات با اعضای شورای نگهبان

۷.چهارشنبه شب با جنتی شام می خورد.

برنامه ماهانه:

۱.ملاقات با رئیس مجلس

۲.ملاقات با رئیس قوه قضائیه

۳. ملاقات با مشاورین مذهبی (کسانی که از قم می آیند. مثل مقتدایی و یزدی)

۴.ملاقات با مشاورین دیگر

علائق شخصی خامنه ای:

غذا:

به توصیه پزشکان خاویار و ماهی قزل آلای خال قرمز رودخانه لار به وی توصیه شد، اما رفته رفته این دو غذا جزو علائق شخصی ایشان شد. خاویار از رشت توسط امام جمعه رشت ارسال می شود .هم چنین گوشت قرقاول که از شیراز توسط

آقای حائری ارسال می شود.و مصرف گوشت بلدرچین و شتر مرغ (برای پرهیز از کلسترول)

برای کنترل غذای خامنه ای و اطمینان از سمی نبودن آن دستگاهی به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار از آمریکا خریده شده که با افزودن یک ماده ،غذاآزمایش می شود و آشپز خود بایستی در حضور محافظین قبل از دیگران غذا را بچشد.

ورزش:

کوهنوردی و اسب سواری. یک بار خامنه ای به خاطر اسب سواری در سال ۷۸ به زمین افتاد و دستش شکست.چون او با یک دست اسب سواری می کند.در سفرهای طولانی داخلی، مثل سفر به مشهد ، اسب مخصوص خامنه ای و اسب مجتبی را با هواپیمای C۱۳۰ به محل می برند.هم چنین سه کامیون مخصوص حمل اسب برای جا به جای

ی های نزدیک تر موجود است.

اسب ها:

تعداد اسب ها حدود ۱۰۰ عدد است که ارزش کل آن ۴۰ میلیون دلار برآورد شده و گرانترین آن ها ۷ میلیون دلار قیمت دارد و نام آن ذوالجناح است.اسب مجتبی سهند نام دارد.برای اسب ها دو اصطبل موجود است،یکی در باغ ملک آباد مشهد به مساحت ۱۰ هزار متر که دارای ۷۰ اسب است و یکی در لواسانات به مساحت ۳ هزار متر که دارای ۳۰ اسب است.

گده:

گاهی با راشد یزدی (آخوندی که جوک های رکیک می گوید) گده می کند. این کار برای خامنه ای اسباب خنده می شود،(کاری که ک

ریم شیره ای برای ناصرالدینشاه انجام می داد.) و هم از طریق شنیدن جوک های رکیک که نوعی تخلیه روانی جامعه است، نبض جامعه را می گیرد.در این گده ها محمدی گلپایگانی و وحید حقانیان هم حضور می یابند.گاهی جنتی را هم دعوت می کنند که معمولا جنتی توسط راشد دست انداخته می شود.مجتبی از گده های خامنه ای متنفر است ،چرا که خودش در آن جا نفوذ ندارد و در غیاب او راشد یزدی می تواند توصیه های اقتصادی و سیاسی را مطرح کند واز خامنه ای برای این و آن امتیاز بگیرد.

مطالعه:

غیر از مطالعه پرونده ها و مطبوعات، خامنه ای کمتر وقتی برای مطالعه کتاب دارد.او از زمان ریاست جمهوری اش بارها به این و آن گفته است که بدی پست ریاست جمهوری این است که فرصت مطالعه را از شخص مسئول می گیرد اما هر از چند گاهی به مطالعه کتاب هایی که درباره روسای جمهور و رهبران دنیا منتشر می شود می پردازد.بیش از همه به زندگی دوران قاجار علاقه دارد.و به ویژه به ناصرالدینشاه. تمام کتاب هایی را که در مورد او منتشر شده خوانده است.همین طور تمام کتاب هایی را که در مورد شاه و خاندان او منتشر شده.

کلکسیون پیپ:

خامنه ای ابتدا سیگاری بود.در همان اوایل ریاست جمهوری به دلیل پرستیژ مورد نیاز یک رئیس جمهور، سیگار را ترک کرد.او نمی خواست ع

کس او در حال سیگار کشیدن منتشر شود.در آن زمان که هنوز با موسوی نخست وزیر نزدیک تر بود، دو نفری تصمیم به ترک سیگار گرفتند و پس از آن هیچ گاه هیچکدام لب به سیگار نزدند.اما پیپ را از همان زمان حفظ کرده است.و یکبار عکس او در حالی که پیپی به لب داشت منتشر شد. برای او توتون خاص پیپ تهیه می شود و در کلکسیون پیپ او تاکنون ۲۰۰ پیپ جمع آوری شده است.تمام شایعات مربوط به کشیدن تریاک در مورد اودروغ است.اما در مورد شعرای نزدیک به خود مثل علی معلم و شهریار و سبزواری دستور داده بوده است که مزاحم تریاک کشیدن آن ها نشوند.و حتی در مورد شهریار سپرده بود تریاک او را برایش تامین کنند و از طرف آقا به در خانه اش ببرند.

ارزش پیپ های او حدود ۲ میلیون دلار برآورد می شود.اکثر پیپ ها برایش تحفه آورده شده. گرانترین پیپ ۲۵۰ هزار دلار قیمت دارد که مربوط به ۳۰۰ سال پیش است.دسته این پیپ طلا کوب و جواهر نشان است.بعضی از پیپ ها توسط روسای جمهور و رهبران جهان به او هدیه داده شده است.ودر جعبه پیپ نام اهداء کننده مشخص است.

کلکسیون انگشتر:

در کلکسیون انگشتری های خامنه ای حدود ۳۰۰ انگشتری خاص جمع آوری شده که ۳ تای آن ها از آستان قدس به او تحفه داده شده است.گرانترین انگشتری ۵۰۰ هزار دلار قیمت گذاری شده و قدیمی ترین عقیق دنیا را دارد.این کلکسیون ها در بیت رهبری نگهداری می شود.

کلکسیون عصا:

در کلکسیون عصای خامنه ای تا چند سال پیش ۱۷۰ عصای آنتیک وجود داشت که یک میلیون ودویست هزار دلار قیمت گذاری شده بود.گرانترین عصا ۲۰۰ هزار دلار قیمت دارد که متعلق به ۱۷۰ سال پیش است و جواهر نشان است. گاهی در موارد خاص عصا یا انگشتری یا عبایی را برای این و آن تحفه می فرستد .پیش از انتخابات اخیر(سال ۱۳۸۸) که میر حسین موسوی کاندیدا بود، به دیدار پدر موسوی رفت و عصایی رابه وی هدیه داد که عده ای آن را مبنی بر موافقت خامنه ای با کاندیدا شدن پسر او قلمداد کردند. در اوایل رهبری و پس از مرگ

خمینی عبایی را برای آقای طاهری امام جمعه وقت اصفهان فرستاد، زیرا از طاهری نقل شده بود که خمینی در هنگام تماشای خامنه ای از تلویزیون در سفر هند گفته بود خامنه ای به درد رهبری می خورد. و همین نقل قول خبرگان را راضی کرد تا به خامنه ای رای بدهند. فیلم خبرگان و این نقل قول در یوتیوب موجود است.

برای شعرا و هنرمندان هوادار خود م

عمولا سکه طلا تحفه می دهد.گاهی نیز چکی به امضای دفتر رهبری می فرستد.هر از چند گاه گروهی از ادبای مداح نظام به بیت دعوت می شوند و پس از خواندن شعرصله می گیرند.(سنتی که دردربار قاجار و به ویژه در زمان ناصرالدینشاه مد بوده است.)

کلکسیون عبا:

شماره عباهای کلکسیون خامنه ای حدود ۱۲۰ عدد است و قیمت مجموعه آن ها حدود ۴۰۰ هزار دلار است که گرانترین آن ها ۳۰ هزار دلار می ارزد .اما از همه آن ها بیشتر به عبای سپید رنگی که گاهی می پوشد علاقه دارد.عباها از پشم شتر است.

علایق دیگر:

شایعاتی دال بر این که او در جوانی

تار یا سه تار می زده دروغ است اما درجوانی به موسیقی علاقه داشته و موسیقی کلاسیک ایرانی را می شنیده است.صدای شجریان را دوست داشته است اما به دلیل مواضع سیاسی شجریان از او دل کنده است و از او بدش می آید.بعد از رهبری و به ویژه اخیرا مواضع ضد موسیقی او قوی تر شده و در تلویزیون بارها علیه موسیقی حرف زده است .در سال ۱۳۸۸ به رادیو و تلویزیون دستور داده است از حجم موسیقی کم شود تا طرفداران مذهبی ترش را راضی تر نگهدارد.

او در جوانی (و شاید هم فقط از سر جوانی) یک فولکس واگن قرمز رنگ خریده وباور نمی کرده که سال ها بعد ممکن است در حکومت او بعضی برای رنگ ماشین خود مورد مواخذه واقع شوند.

ری شهری در گزارشی که از گذشته خامنه ای برای خمینی تهیه کرد به دو زن صیغه ای او در جوانی اشاره کرده است.این دو زن در مشهد زندگی می کنند.

شعر

علاقه خامنه ای به شعر از جوانی شروع شده و تاکنون ادامه داشته است. او در جوانی در انجمن شعر مشهد مدتی طولانی حضور می یافته است.گاهی شعر هم سروده.و بسیار دوست دارد شعرا در موردش شعر بگویند و او به آن ها صله بدهد.سبزواری و علی معلم از شاعران مسلمان مدیحه گوی او با او حشر و نشر مدام دارند.و از طریق آن ها از مشکلات اهل هنر وابسته به نظام با خبر می شود.در اوایل رهبری میرشکاک شاعر را هم که گاهی دچار جنون ادواری می شود را چند بار به حضور پذیرفته بود و میرشکاک از این که در هنگام خداحافظی گفته بود سید زت زیاد به خود می بالید .(منظور عزت زیاد است.که یک دعای لاتی است.)خامنه ای هرسال بارها شعرا را به بیت خود دعوت می کند تا در حضور او شب شعر بگذارند.

در اوایل ریاست جمهوری خود از اخوان ثالث که از نزدیک او را می شناخت درخواست کرد که در مدح انقلاب شعری بگوید. اخوان ثالث در جواب او گفت:ما هنرمندان بر حکومتیم و نه با حکومت. این جمله چنان او را بر آشفت که دستور داد ح

قوق ماهیانه او را از محل کارش قطع کردند . و اخوان پس از آن بی کار شد. قیصر امین پور دریادنامه اخوان (باغ بی برگی) به این نکته در مقاله خود اشاره کرده است.

خامنه ای از شاملو به شدت بدش می آمد و از او با نفرت یاد می کرد اما جرات نکرد او را دستگیر و مجازات کند، زیرا می ترسید بدنام تاریخ شود.او از پادشاهانی که با شعرا بدی کرده بودند بسیار خوانده است.او جمله لنین را که اگر یک ایدئولوژی با هنر حمایت نشود خواهد مرد، در سخنرانی هایش بسیار آورده است.علاقه او به شعر آنقدر هست که اگر سر از سیاست و روحانیت در نمی آورد، بعید نبود به سراغ شعر و ادبیات برود. با این وصف به دلیل مشغله فراوان گاهی خطاهای فاحش می کند و با آن که می نمایاند که شعر شناس است، وقتی شاعره جوانی در مقابل او شعری راخواند، از او پرسید: این شعر از خودتان است؟ وشاعره پاسخ داد: نخیر این شعر از سهراب سپهری است.(سپهری شاعری است که این روزها در ایران هر بچه م

درسه ای هم شعر او را می شناسد)

رابطه خامنه ای و همسر و بچه هایش:

خجسته نام همسر خامنه ای است.خجسته خانم خیلی تحت سلطه خامنه ای است . ولی از برادرهایش هم خط می گیرد.یک بار بیمارستان شرکت نفت قورق شد تا خجسته خانم برای زیبایی شکم مورد عمل ساکشن( برای برداشتن چربی های شکمش قرار گیرد).خجسته خانم به دلیل التهاب روده بزرگ دوبار هم در لندن مورد عمل جراحی قرار گرفته است.مجتبی خامنه ای دومین فرزند خامنه ای روی پدرش بسیار نفوذ دارد اما هر کجا کم می آورد از طریق مادرش خجسته خانم وارد می شود.

اکنون خجسته خانم (در سال ۲۰۰۹) حدود ۶۷ سال دارد.یکی از برادرانش با مجاهدین خلق رابطه داشته و به سوئد فرار کرده است.اوغیر از برادر فراری، سه برادر دیگر هم دارد که در گیر بیزینس های بزرگند.حسن، برادرخجسته خانم همه کاره تلویزیو

ن جمهوری اسلامی است . کمیسیون های خرید دوربین وتلویزیون سونی در انحصار اوست.مبلغ خرید های تلویزیون ایران از محصولات سونی اعم از دوربین و سیستم های مونتاژ و غیره رقم بالایی نیست .تقریبا ۵۰ تا ۶۰ میلیون دلار در سال . اما مردم از تلویزیون سونی سالی ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار خرید می کنند که ۷ درصد آن به حسن آقا برادر خجسته خانم می رسد.ابتدا حق انحصار سونی مربوط به یک ایرانی در دبی بود که او را تهدید کردند واو خودش از ترس امتیازش را لغو کرد.خجسته خانم علیرغم زندگی مرفه داخل، مدام نگران است آنچه از بیرون درباره زندگی آن ها دیده می شود ساده ننماید. او سه ندیمه دارد و هیچگاه به آرایشگاه بیرون از خانه مراجعه نمی کند و برایش آرایشگر از بیرون می آورند.او به ماساژ علاقه دارد و یک خانم کره ای مسئول ماساژ اوست.

بتول خانم زن خمینی از او خیلی بدش می آمد و معتقد بود او هم مثل شوهرش مغرور است.و از وقتی خامنه ای رهبر شده او هم احساس می کند ول

ی فقیه زنهاست .

خجسته خانم ابتدا خودش آشپزی می کرد اما الان هفت هشت سال است که نمی تواند آشپزی کند.و یک پیرمرد که سید نام دارد مسئول آشپزی است.

انتخاب عروس ها و داماد ها در خانه خامنه ای به عهده خجسته خانم ست. ابتدا او چند نفر از خانواده های نزدیک به بیت رهبری یا علمای درجه اول را انتخاب می کند، و از طریق رفت و آمد آن ها را بیشتر می شناسد.بعد وزارت اطلاعات ،شعبه مخ

صوص، تحقیقاتش را کامل می کند و بعد دختران و پسران خامنه ای از بین کاندیداهای مادر که مورد تایید رهبری قرار گرفته اند، یکی را می پسندند این ازدواج ها گاهی دچار مشکلات عمده نیز شده است.در مورد همسر مجتبی (دختر حداد عادل) چون بچه دار نمی شد، نزدیک بود کار به جدایی بکشد.در مورد مسعود (دختر آیت اله خرازی) به دلیل اختلافات سیاسی کار تا جدایی پیش رفته است.و سوسن خرازی برای طلاق به خانه پدر برگشته است. در روابط خانوادگی پیش روی دیگران ادب حضور کاملا رعایت می شود.مثلا بچه ها به پدر خود بابا نمی گویند،بلکه از واژه «آقا» «رهبر» «حضرت آیت اله» استفاده می کنند.و خامنه ای نیز بچه هایش را بدون احترام صدا نمی کند.معمولا از زبان او شنیده شده« آقا مصطفی» «آقا مجتبی» « آقا مسعود»« آقا میثم» اما نام دختران کمتر در ملاقات ها بر زبان او جاری می شود، مگر در ملاقات های خانوادگی که باز هم با نام« بشری خانم» یا« بشری سادات»« هدی خانم» یا « هدی سادات» خوانده می شوند. بچه ها به ویژه مجتبی اگر پای بحث پیش بیاید در مورد چگونگی انتخاب آقای خامنه ای توسط

خبرگان می گویند:" خبرگان آقای خامنه ای را انتخاب نکرد، بلکه ایشان را کشف کرد.ایشان نائب امام زمان هستند و خدا این استعداد را به علما و خبرگان اعطا کرد تا ایشان را کشف کنند."

این نحوه احترام در مدیران و کارمندان بیت رهبری نیز به این شکل رعایت می شود که هرگاه کسی از دیدار آقای خامنه ای برمی گردد به او می گویند« زیارت قبول» و کسی در دفتر آقای خامنه ای حق ندارد بگوید به ملاقات آقای خامنه ای می روم یا

قرار ملاقات دارم،بلکه از واژه« شرفیاب می شوم» و یا « به زیارت می روم» استفاده می شود. در اجرای این ادب حضور بیش از همه حجازی (رئیس دفتر خامنه ای) اصرار دارد.

نماز جماعت بیت رهبری:

هفته ای ۳ تا ۴ روزنماز جماعت در بیت برگذار می شود.حدود ۱۵ نفر در هر نماز جماعت افتخار آن را دارند که پس نماز باشند. ۱۰ نفر آن ها مدیران بیت رهبری هستند که همیشگی اند.اما هر روزه حدود ۴ تا ۵ مهمان نیز برای نماز جماعت حضور دارند.حضور در نماز جماعت آقا سرقفلی دارد.و بازاریانی که مشکل دارند چنانچه سر نماز آقا حاضر شوند و برای حل مشکل خود توصیه ای از آقا بگیرند،کسب و کارشان رونق می گیرد.آنها حاضرند از قبل بهای این سرقفلی را که حدودا مبلغ پانصد میلیون تومان است ، به حجازی و محمدی گلپایگانی بپردازند. این پس نمازها مبلغ پانصد میلیون تومانی را که داده اند، بعدا از طریق سودی که از توصیه اقا برده اند ،چند برابر جبران می کنند.در نتیجه مشتریان نماز جماعت آقا ،معمولا از اهل بازار هستند.از امنیتی

ها کسانی که خواستار ارتقا در شغل خود هستند نیز، در این نماز جماعت ها بسیار شرکت می کنند.

رابطه خامنه ای و مریدانش:

وقتی اقای خامنه ای به مشهد می رود و از یک قندان قندی را بر می دارد، برای مریدان آقا قندان قند متبرک می شود.وقتی از جایی رد می شود تا به زیارت برود ،طرفداران او جای خالی پای او را بوسه می زنند.فیلم بوسه زدن بر جای پای خامنه ای توسط مریدانش روی یوتیوپ موجود است. معلوم نیست اگر این مریدان از جلسات گده خامنه ای که به جوک های رکیک آخوند راشد ریسه می رود با خبر شوند تا چه اندازه دچار شوک خواهند شد و آیا باز هم قندهای باقی مانده از چای او ، همان اندازه برایشان متبرک خواهد بود؟

جمله تکراری خامنه ای از بیست سال پی

ش این است « این کار را بکنید، اما مردم نفهمند» « آن کار را بکنید ،اما کسی نفهمد» و آن ها که این جمله را می شنوند، می دانند که همه اقتدار بیت رهبری در سایه بی خبر نگهداشتن مردم از راز های خصوصی زندگی آقای خامنه ای و راز های پشت پرده دفتر رهبری است.

تا قبل از نماز جمعه، یک هفته پس از انتخابات، خامنه ای مسئولیت هیچ چیز را به عهده نمی گرفت و همه فکر می کردند او نقش بالانس کننده قدرت را در بین جریانات مختلف بازی می کند. اما در آن نماز جمعه، یکباره همه چیز بر ملا شد و نقش جهت دار خامنه ای در جریانات سیاسی و گناه او در سرکوب ها عیان شد.

مسئولان حفاظت خامنه ای:

تیم محافظت خمینی ۲۰۰ نفر بودند.ام

ا مجموعه ای که از خامنه ای محافظت می کنند ۱۰۰۰۰ نفرند.(یادآورگارد جاویدان شاه که هیچ گاه از آن کم نمی شد)در این بین دو نفری که نقش اساسی دارند دین شعاری و حسین جباری هستند. این دو کسانی هستند که شب ها پشت در اتاق خامنه ای کشیک می دهند وتنها کسانی هستند که حق دارند در نزدیکی خامنه ای مسلح باشند. آن ها ۳۰ سال است که محافظین اصلی خامنه ای هستند. اما مدیران تیم محافظت از خامنه ای در دوران مختلف این ها بوده اند:

۱.خسروی وفا ( رئیس تیم جانبازان)

۲.اصغر زاده(نماینده مجلس)

۳.متولیان (سپاه)

۴.رمضانی (اطلاعات سپاه)

۵.نجات (شورای امنیت)

۶. چیذری (در حال حاضر او مسئول محافظین است.)

محافظین نزدیک که یک جمع ۲۰۰ نفره هستند و از نزدیک شاهد سفرها و زندگی در کاخ ها هستند هر کدام خانه ای دارند که حداقل یک میلیارد تومان ارزش دارد و آن ها که خامنه ای را با تقوی میدانند و خود زاهدانه زندگی می کنند، در تیم محافظین (حلقه اول ) اجازه ورود ندارند تا مبادا دچار تضاد شوند.هیچ کدام از این محافظین وفدائیان، هیچ گاه اجازه ازدواج با دختران مسئولین رده بالا را ندارند، حتی اگر عاشق هم شوند.معمولا ازدواج ها در سطح فامیل های بزرگ سیاسی اتفاق می افتد ویا با صنف روحانی. اما هیچگاه آن ها که بوسه بر مقدم و جای پای خامنه ای و امثال او می زنند و از قندان متبرک شده او قند می ربایند و حاضرند خود را قربانی او وایشان کنند لایق این نبوده اند که با دختری از این بزرگان ازدواج کنند.

از محافظین ۵۰۰ نفر مسئول محافظت از خانواده هستند.(یک خانواده ۴۰ نفره تحت کنترل محافظین هستند.عروس ها و داماد ها و دختران و پسران و برادران و برادر زن ها و بعضی از بچه های برادرها و بعضی از بچه های برادر زن ها.)

انتخاب شدن در رده محافظین نیازمند عبور از سه گزینش امنیتی است و زمان زیادی طی می شود تا کسی بتواند در تیم محافظین جا بگیرد.حقوق محافظین حداقل ماهی هزار دلار و حداکثر ماهی ۱۲ هزار دلار است.وقتی کسی به حلقه محافظین وارد می شود به او کمک می شود تا در محل زندگی خود صاحب خانه ای باشد. و همینطور از یک خ

انه سازمانی در محل ماموریت استفاده خواهد کرد. از این ده هزار محافظ حدود هزار نفر آن ها زن هستند.و معمولا کسی نمی داند آن ها محافظ هستند.

مراقبت های پزشکی خامنه ای:

دکتر مرندی وزیر بهداشت سابق ،هماهنگ کننده پزشکی آقای خامنه ای است.پزشکان دیگر را مرندی برمی گزیند و به وقت لازم به بالین خامنه ا

ی می آورد.در زیر زمین بیت رهبری یک بیمارستان خصوصی با ۴ دکتر کشیک در طول ۲۴ ساعت مراقبند.در سفرهای زمینی یک بیمارستان سیار همراه خامنه ای است. هم چنین یک اتوبوس - بیمارستان که دارای اتاق عمل است برای سفرهای زمینی همواره همراه است.برای سفرهای پروازی یک هواپیما- بیمارستان با دو اتاق عمل وجود دارد. در طول ۳۰ سال گذشته خامنه ای سه بار عمل جراحی داشته است. عمل دست پس از انفجار اوایل انقلاب. عمل جراحی اثنی عشر و عمل پروستات.

هرگاه خامنه ای مریض می شود، تضادها در بیت رهبری تشدید می شود. کسانی که جنایت کرده اند و می ترسند که وقتی خامنه ای بمیرد مردم از آن ها انتقام بگیرند ، نگران عاقبت کار می شوند. اما تا حال خامنه ای رو به بهبود می گذارد دوباره همه چیز را فراموش می کنند. خانمی که خواهر قائم مقام وزارت دفاع است(یعنی خواهراحمد وحید د

ستجردیکه تخصص پزشکی زنان را دارد، پزشک مخصوص امور زنان) همسر و دختران و عروسان خامنه ای است.

افسردگی:

خامنه ای سال هاست افسردگی دارد.بعضی از پزشکان علت آن را گوش کردن به شنود های شبانه قبل از خواب می دانند.از آن جا که تا کسی علیه خامنه ای حرفی نزده باشد، حرفش ارزش شنودی ندارد، پس خامنه ای از طریق شنود، مدام دارد علیه خودش حرف می شنود. خامنه ای برای حفظ سیستمش به طور مستمر هر شب قبل از خواب به مدت ۲۰ دقیقه مکالمات ضبط شده علیه خودش را، از زبان مردم ، مخالفین و حتی مسئولین می شنود که منجر به ادامه افسردگی او می شود.او هر شب قبل از خواب به این نتیجه می رسد که کس

ی او را دوست ندارد و فردا صبح دوباره مردمی را می بیند که از ترس، خود را مرید او نشان می دهند تا به ثروت و قدرت برسند و یا از خشم او در امان باشند. خجسته خانم که گاهی شنودها را شنیده تحمل چاپلوسی های روزانه خیلی ها را ندارد. بیش از هر کسی به زبان می آورد که مردم ایران دروغگو وچاپلوس و خائنند. خامنه ای گاهی ماساژ می گیرد.ماساژور یک ایرانی است که دکتر فیزیوتراپ است.ابتدا این ماساژ بابت دستی که در انفجار از کار افتاده بود شروع شد. اما بعدها به توصیه پزشکان معالج، بخشی از برنامه هفتگی شد.

سیستم شنود:

پس از رهبری خامنه ای، ابتدا به مدت دو سال احمد قدیریان مسئول شنود خامنه ای بود. اما اکنون حدود ۱۵ سال است که طائب مسئول آن است.این شنود شامل سه بخش می شود. شنود مسئولین بزرگ وشنود مسئولین امنیتی و شنود مردم . در مورد امنیتی ها حتی اتاق خواب آنان نیز شنود می شود تا مراقب خیانت آنان به خامنه ای باشند در موردشنود مردم برای آنکه فضای جامعه فهمیده شود وخامنه ای بتواند با آن مقابله کند این شنود انجام می شود.این شنود سوم نوعی نظر سنجی میدانی است.

شنود دو مرکز اصلی دارد. یکی در بالای توچال و یکی در مرکز تلفن.اما یک تیم که در پشت خانه خامنه ای مستقر هستند،(در خیابان پاستور) شنودهای مربوط به خامنه ای را طبقه بندی می کنند و روزانه دو صفحه نوشته و ۲۰ دقیقه نوار در اختیار خامنه ای می گذارند.که ۵ دقیقه از آن مربوط به شنودهای اخلاقی جامعه است . علاوه بر آن تمام ملاقات های خامنه ای به صورت علنی ضبط می شود و خودش هم به حاضرین اعلام می کند که آن ها را

ضبط می کند.مثلا همه ملاقات هایش با هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و مسئولین دیگر را ظبط می کند. نفرات اصلی اداره شنود: طائب و مهندس حمید، برادر وحید حقانیان هستند.

بدین ترتیب پرونده پنهان همه مسئولین زیر بغل خامنه ای است و قوت و ضعف همه را می داند.اما کمتر کسی در مورد خامنه ای می داند ، مگر ری شهری (که در زمان خمینی مامور تحقیق در مورد همه مسئولین بود از جمله خامنه ای) و در سال های اخیر هم حجازی و محمدی گلپایگانی که دانای کل شده اند و در همه امور رازها را می دانند.

ری شهری خواستار تولیت شهر ری بود و خامنه ای علیرغم آن که به این امر راضی نبود، شهر ری را به او باج داد.ری شهری در زمان امام سه نوع اطلاعات را در مورد همه مسئولین ، از جمله خامنه ای برای اطلاع خمینی جمع می کرد.اطلاعات جن

سی،مالی وسیاسی.

در زمینه سیاسی: هنگامی که موسوی نخست وزیر بود و سیاست های اقتصادی اش مورد حمایت خمینی بود و خامنه ای با آن که رئیس جمهور بود، قانونا قدرت موسوی را در دولت نداشت ، در جلسات خصوصی از حمایت خمینی نسبت موسوی انتقاد می کرد.

در زمینه مالی: دخالت خامنه ای در مورد پورسانت های فروش نفت زیر سوال بود و در زمینه جنسی: ماجرای دو زن صیغه ای او در مشهد کش

ف شده بود که البته هیچکدام اعتماد خمینی را از خامنه ای برنگرداند اما مطرح شدن دو زن صیغه ای در دوران جوانی اش می توانست به اعتبار او در سطح جامعه لطمه بزند.البته پس از انقلاب هیچ موردی از زنبارگی از او دیده نشده ویا به او نسبت داده نشده است.

سفرهای خامنه ای:

از ۳۶۵ روز سال ۱۰۰ روز برنامه سفر سالا

نه خامنه ای است.یک ماه در تابستان و یک هفته در نوروز و یک هفته در زمستان به مشهد می رود تا در کاخی که در وکیل آباد ساخته است، اقامت کند. در ایام نوروز یک هفته در پایگاه هوایی (دزفول) در خوزستان، که منطقه خوش آب و هوایی در آن فصل از سال است می گذراند.و یک ماه در شمال ایران: معمولا زیبا کنار- ساری- رامسر – بیشه کنار و همه پنجشنبه ها و جمعه ها در کاخ نیاوران یا کاخ جمشیدیه یا کاخ لواسانات به سر می برد. وقتی خامنه ای در سفر است هر روز یک هواپیمای اختصاصی برای گزارش کارها می رود و باز می گردد. و از آن جا که سه حلقه محافظ اطراف منطقه اقامت او را کنترل می کنند و همه محافظین حلقه اول و دوم نیز که ۱۲۰۰ نفر هستند بایستی سفر کنند، مینی موم خرج هر روز سفر خامنه ای ۵۰ میلیون تومان هزینه بر می دارد. معمولا وقتی او در وکیل آباد است، هواپیمای ۳۳۰ از اسب مورد علاقه او واسب مجتبی تا اثاثیه دیگر مورد علاقه خانواده را با خود می برد.

گاهی خامنه ای می خواهد مثل مردم عاد

ی سفر کند. برای این منظور یک اتوبوس ضد گلوله که ۵۰۰ میلیون تومان خرج برداشته ،ساخته شده است که دارای دو اتاق خواب و دستشویی و حمام است و هم چنین یک آشپز خانه کوچک که سید، آشپز مورد اطمینان آقا ،در آن آشپزی می کند. اسکورت مخفی آقا به صورت پنهان اتوبوس را از پیش و پس همراهی می کنند.

خانه های خامنه ای

خانه خمینی در جماران ۲۰۰ متر بود،خانه اصلی خامنه ای در پاستور ۱۲۰۰ متر است.(این خانه ۱۲۰۰ متری تنها خانه ای است که همه از آن مطلعند.) خمینی تنها در یک خانه کوچک در قم و یا حسینیه جماران زندگی کرد اما خامنه ای از تمامی کا

خ های شاه که حالت موزه نیافته استفاده می کند و حتی بر آن ها افزوده است.

در عین حال هنوز بچه های ایرانی در کتاب های درسی خود می خوانند که قاشق چای خوری شاه از طلا بوده است.و اشرافیت او باعث انقلاب شد. زیر خانه خامنه ای در پاستور،در عمق ۶۰ متری ، یک پناهگاه ۵ هزار متری ضد اتمی ساخته شده که تنها قیمت آسانسورش ۵ میلیون دلار است.یک پناهگاه هم زیر کاخ وکیل آباد مشهد ساخته شده ا

ست.اما این پناهگاه اتمی در مقابل انقلاب ممانعتی نمی کند. اگرانقلابی در ایران اتفاق بیفتد خامنه ای به سوریه میگریزد و در وهله دوم به روسیه.

لجستیک خامنه ای:

در سیستم خصوصی بیت رهبری امکانات زیر به صورت اختصاصی استفاده می شود:

(۱ عدد هواپیمای ایرباس) مخصوص سفرهای خودش

(۲ عدد بوئینگ ۷۰۷ ) یکی مربوط به سفرهای فا

میل و یکی مربوط به محافظین

(۵ عدد فالکون) ۲ تامربوط به سفرهای خودش.یکی برای سفرهای مجتبی و دوتا برای سفرهای فامیل.

(۵ عدد هلیکوپتر) ۲ هلیکوپتر برای سفر خامنه

ای.یک هلیکوپتر برای سفر مجتبی ودو هلیکوپتر مربوط به فامیل.

با آن که پرواز هلیکوپتر در آسمان تهران ممنوع است اما در شمال شهر تهران مدام صدای هلیکوپتر شنیده می شود.

۶ باند هلیکوپتر یکی در مهرآباد و یکی در عباس آباد ، یکی بغل هتل استقلال ، یکی در منظریه تهران ، یکی در قم و یکی در لواسان.

(۱۷ عدد ماشین ضد گلوله) هر کدام به ارزش ۴۰۰ هزار دلار

(۱۲۰۰ عدد ماشین دیگر)

اداره کنندگان بیت رهبری:

اول قرار بود منتظری جانشین خمینی باشد. مخالفت او با کشتارها در زندان های سیاسی او را مغضوب خمینی کرد و نه تنها بر کنار شد که حتی در خانه خود زندانی شد.البته عده ای از روحانیون نیزدر بر کنار کردن منتظری و جایگزین کردن خامنه ای بی نقش نبوده اند.

وقتی خمینی داشت می مرد عده ای خواستند احمد پسر خمینی جانشین او شود.احمد خود به دنبال چنین نقشی نبود.خمینی می گفت:هرک

س را می خواهید بعد از من رهبر کنید اما چنین جفایی را در حق من نکنید که احمد را رهبر کنید. نگذارید مردم بگویند مثل سلطنت از خمینی به پسرش ارث رسید.عده ای هم از این فرصت به دنبال کنار زدن منتظری از قدرت و جایگزین کردن خامنه ای بودند. مثل ری شهری و محمدی گلپایگانی و حجازی و (طائب که در آن زمان بازجوی مهدی هاشمی بود) همه این گروه بعد از مرگ خمینی و به رهبری رسیدن خامنه ای همه کاره دفتر او شدند. این ها حتی با طرح شورای رهبری بعد از خمینی مخالف بودند. شورایی که قرار بود متشکل از آیت اله

گلپایگانی، اردبیلی و خامنه ای باشد.

گردانندگان اصلی در بیت رهبری شخص خامنه ای و پسرش مجتبی، و بعد حجازی،محمدی گلپایگانی و وحید هستند. کارکنان بیت حدود ۵۰۰ نفر در لول اول و ۲ هزار نفر در لول دوم و ده هزار نفر در لول سوم کار می کنند. در حقیقت دولت و مجلس و قوه قضائیه نیستند که کشور را اداره می کنند، بلکه همه چیز در کنترل بیت رهبری است.بیت رهبری دارای ساختمان های متعددی در سطح کشور است.

بسیج در نگاه خامنه ای:

خامنه ای در ابتدا مدیر کل حزب جمهوری اسلامی بود، اکنون با همان نگاه باور دارد که بسیج می تواند برای او یک حزب باشد.حزبی که در عین حال یک ارتش است.انتقاد منتقدین به حزب پادگانی، اشاره به همین موضوع دارد.او با پول دولت و ملت برای خود یک حزب نظامی ساخته است.

بیزینس های مهم خامنه ای:

واردات شکر و برنج ،ماشین ب ام و ، تولید قند و شکر به نام آستان قدس رضوی،سرمایه گذاری در دبی، آلمان،عراق، آفریقای جنوبی،ونزوئلا،لبنان،چین.

اما بیزینس های بزرگتر مربوط به همان نفت و گاز است و بعد خرید تسلیحات نظامی از روسیه و چین. خامنه ای برای آن که بتواند بیزینس های خود را کنترل کند، اشخاصی را به مدت طولانی در سمت هایی ثابت نگه می دارد. مثلا مجید هدایت زاده که ۳۰ سال مسئول فروش نفت ایران بوده است (هدایت زاده در سال ۱۳۸۷ عوض شد، چون نوری زاده نام او را لو داده بود. ویدئوی ضمیمه.) دیگری آقای سوری مسئول حمل و نقل نفت ایران است که ۳۰ سال است این کار را ادامه می دهد. این دو نفر را آقای خامنه ای از سال ۶۱ منصوب کرده است. یک دوره هاشمی رفسنجانی و یک دوره خاتمی و حتی یک بار احمدی نژاد می خواستند آن ها را عوض کنند اما خامنه ای نپذیرفت. شکل کار این دو با دفتر رهبری بدین شکل بود:هدایت زاده بشکه های نفت را می فروخت و سوری آن ها را حمل می کرد و کمیسیون آن ها به حساب خامنه ای می رفت

در ۳۰ سال گذشته ایران حدود ۷۰۰ میلیا

رد دلار نفت فروخته است که پورسانت فروش و حمل و نقل آن از طریق این دو نفر به حساب خامنه ای رفته است. سومین نفری که خامنه ای برای این کار وارد وزارت نفت کرد ، برادرش حسن خامنه ای بود که ابتدا در وزارت ارشاد جزو گروه سانسور بود اما بعد برای کنترل منافع خامنه ای وارد وزارت نفت شد.

کاخ های خامنه ای:

عکس های ضمیمه توسط گوگل محل کاخ های خامنه ای را نشان می دهد. این کاخ ها عبارتند از:

۱.کاخ های لواسانات که مربوط به شخص خامنه ای، مجتبی، و محمدی گلپایگانی است.

۲.کاخ جمشیدیه: کاخ سابق اردشیر زاه

دی (که محل کوهنوردی خامنه ای است)

۳.کاخ فیش قولا در شمال ایران

۴.کاخ های باغ ملک آباد مشهد با ۳۰۰ هزار متر باغ اطراف

۵.کاخ نیاوران

۶.کاخ های سد لتیان ( که قبلا کاخ شاه بوده است)

ثروت خامنه ای:

خامنه ای در سال ۶۰ رئیس جمهور شد.

در سال ۶۱ هدایت و سوری را مسئول فرو

ش نفت کرد و تا سال ۸۵ آن ها عوض نشدند.

در سال ۶۲ محسن رفیقدوست را مسئول خرید اسلحه کرد

از سال ۱۳۷۰ به ارزش زمین پی برد و از طریق ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان روی زمین های ایران دست گذاشت. در وزارت نفت از سال ۶۳ حسن خامنه ای مسئول کنترل آقایان هدایت و سوری شد.

در وزارت دفاع محمدی گلپایگانی مسئول کنترل رفیقدوست و حیدری شد.

درامور زمین هم آقای لولاچیان مسئول شد و بعد با خامنه ای فامیل شد.

از سال ۷۶ به بچه هایش اجازه دخالت در بیزینس را داد.

از سال ۸۴ خودش بیزینس را کنار گذاشت و

از دولت مستقیم پول گرفت. همان پول هایی که در بودجه کشور گم می شود. و کروبی از احمدی نژاد در انتخابات می پرسید آن یک میلیارد چه شد؟

کل ثروت خامنه ای و خانواده اش: ۳۶ میلیارد دلار

ثروت شخص خامنه ای :۳۰ میلیارد دلار

ثروت خانواده:۶ میلیارد دلار

پول نقد:

۲۲ میلیارد دلار از ۳۶ میلیارد دلار به شکل پول نقد در ایران بود که در زمان انتخابات به دلیل شلوغی کشور تصمیم به ارسال بخش عمده آن به

سوریه از طریق ترکیه گرفته شد.این پول در مسیر ترکیه به سوریه لو رفت و در ترکیه توقیف شد.نگرانی خامنه ای این بود که در صورت سقوط رژیم این پول ها در ایران بماند.دولت ایران در حال تلاش برای باز پس گیری این مبلغ از ترکیه است.در این که این پول در ترکیه توقیف شده هیچکس شکی ندارد سوال این است که چرا این پول با هواپیما مستقیم به سوریه نپریده است. شاید بیم آن بوده است که هواپیما و محموله اش شناسایی و سرنگون شود.

بقیه پول نقد: سه و نیم میلیارد دلار است که یک ونیم میلیارد دلار به صورت الماس و یک میلیارد دلارهم به صورت طلاست و حدود یک میلیارد به صورت اسکناس دلار است.

حساب بانکی: به غیر از آن ۲۲ میلیارد دلار نقد، ده میلیارد از ۳۶ میلیارد در حساب های بانکی است به شرح زیر:

یک میلیارد در روسیه

یک میلیارد در سوریه

یک میلیارد در چین

یک میلیارد در ونزوئلا

دو میلیارد در آفریقای جنوبی

دو میلیارد در لندن

دو میلیارد سایر کشورها

و به غیر از ۲۲ میلیارد نقد و ۱۰ میلیارد در حساب های بانکی ،بقیه اموال به صورت ملک و سهام به مبلغ :۴ میلیارددلار به شرح زیر:

۲ میلیارد سهام در بازارهای دنیا

۱ میلیارد در آفریقای جنوبی

۵۰۰ میلیون در سوریه

۵۰۰ میلیون در ونزوئلا

۳۰ میلیارد ثروت خامنه ای از کجا آمده است؟

۱۲ میلیارد دلار از پورسانت فروش نفت آمده

۲ میلیارد دلار از بیزینس زمین آمده

۶ میلیارد دلار از بیزینس سلاح آمده

۱۰ میلیارد دلار احمدی نژاد ظرف این ۴ سال

پرداخته

بیزینس های مذهبی خامنه ای:

آستان حضرت رضا درمشهد/آستان حضرت معصومه در قم/آستان شهر ری در جنوب تهران. تمام عوائد ناشی از این آستان ها و سرمایه گذاری های آن ها تحت کنترل و مشارکت خامنه ای است.طبسی در مشهد و ری شهری شرکای او در این دو شهر هستند.

مجتبی خامنه ای (چپ) همراه پدرش

مجتبی خامنه ای:

متولد ۱۳۴۸.دومین فرزند خامنه ای.علاقه شخصی او غیر از سیاست و اقتصاد به اسب سواری است.طوری که برای سوار شدن بر اسب مورد علاقه اش برای زمان هایی که در وکیل آباد مشهد است، اسب او را با هواپیما ۳۳۰ به مشهد می برند. مجتبی فعال ترین فرزند خامنه ای در امور سیاسی است. او سالهاست همان نقشی را بازی می کند که احمد خمینی برای پدرش بازی می کرد. در جوانی به جبهه رفته است.و در همان جا با طائب (مسئول کودتای انتخاباتی و مسئول شنود بیت رهبری ...)آشنا شده است.همسر او دختر حداد عادل است.شیوه زن گرفتن در خانواده خامنه ای این طور است که همسر خامنه ای چند دختر را برای پسرانش انتخاب می کند و پسرها پس از تائید پدر و وزارت اطلاعات از بین آن ها دختری را انتخاب می کنند.این انتخاب ملاحظات سیاسی بسیاری دارد. وصلت با فرزندان خامنه ای، نوعی مشارکت در قدرت ایران است. به همین سبب ازدواج ناشی از عشق اولیه، تقریبا در خانواده خامنه ای منتفی است.مجتبی مدتی با همسرش بر سر بچه دار نشدن دچار اختلاف بود و حتی علاقمند بود تا زن دیگری را اختیار کند تا این که راه چاره معالجه در لندن تشخیص داده شد.

بچه یک میلیون پوندی:

مجتبی به همراه ۲۰ محافظ ،و همسرش به همراه سه ندیمه ، ومادر همسرش به همراه دو ندیمه، دسته جمعی به لندن رفتند و مدت دو ماه، نیمی از هتل شرایتون پارک لین لندن را اجاره کردند تا همسرش موفق شود برای او پسر بچه ای به نام باقر را به دنیا بیاورد. بچه ای که هزینه سفر هواپیمای اختصاصی و هتل و هزینه درمان و خرج و حقوق محافظین و ندیمه های مادر و مادر بزرگش حدود یک میلیون پوند هزینه داشته است. زنان مسئولین که از موضوع خبر دارند وقتی درباره باقر (نوه خامنه ای) حرف می زنند از او به عنوان بچه یک میلیون پوندی سخن می گویند.

رابطه مجتبی و حداد عادل( پدر زنش)

مجتبی خامنه ای داماد حداد عادل است. پس حداد عادل موفق می شود به ریاست مجلس شورای اسلامی برسد. اما این روابط فامیلی، نه تنها به قدرت سیاسی میدان می دهد که زمینه همکاری های مهم اقتصادی است.

در زمان آقای خاتمی ایرانسل به مناقصه گذاشته شد. مجتبی خامنه ای به دنبال آن بود که آفریقای جنوبی که به او پورسانت می داد، برنده مناقصه باشد،اما در یک مناقصه آزاد، شرکت ترک سل ، برنده مناقصه شد. مجتبی ناراحت می شود و به آقای خاتمی زنگ می زند که بگویید :برنده مناقصه آفریقای جنوبی شده است. آقای خاتمی به سلیمانی می گوید قانونی عمل کنید. سلیمانی اعلام می کند ترک سل قانونا برنده شده است.مجتبی دست به دامان حداد عادل می شود. حداد به احمد توکلی می گوید که برنده شدن ترک سل خلاف امنیت ملی است و علیه دولت خاتمی تعداد زیادی مقاله نوشته می شود. خاتمی زیر بار نمی رود تا احمدی نژاد رئیس جمهور می شود. اولین کاری که احمدی نژاد می کند این است که قرار داد را بدهند به وزارت دفاع و ام تی ان به صورت مشارکتی. و بدین ترتیب مجتبی از آفریقای جنوبی پورسانت می گیرد که به حساب او در لندن ریخته می شود. (رجوع شود به سخنرانی های توکلی در این مورد و همینطور به سخنرانی های سلیمانی در سایت بازتاب در اینباره)

آقای حداد به مجتبی می گوید: من این کار را برای تو کردم. حالا تو برای من یک کاری بکن. برای زمین من از قالیباف مجوز مسکونی تجاری بگیر.

حداد عادل یک زمین ۳۰۰ هزار متری که انبار است را در شمال میدان رسالت مالک است. این زمین متری ۲۰۰ هزار تومان می ارزید که توسط قالیباف به یک ملک مسکونی - تجاری تبدیل شد. در نتیجه این عمل زمین ۳۰۰ هزار متری انبار که متری ۲۰۰ هزار تومان می ارزید، یکباره به متری ۳ میلیون تومان تبدیل شد. در این مورد علی اشراقی(نوه امام) مخالفت می کند که به توصیه مجتبی، توسط قالیباف، علی اشراقی هم معزول می شود.

در حال حاضر بابت هر تلفن ایرانسل ۲ تومان و بابت هر اس ام اس یک تومان به مجتبی می رسد. این علاوه بر پولی است که از آفریقا به حساب اوپورسانت ریخته می شود. هم چنین هر بشکه نفتی که به چین و هند فروخته می شود یک دلار به مجتبی می رسد.

چندی پیش یک میلیارد و ششصد میلیون پوند که به حساب مجتبی خامنه ای در لندن رفته بود به دلیل آن که معلوم نبود،از کجا آمده است توسط انگلیس مصادره شد.

همینطور رجوع شود به مقالات بی بی سی درباره سعید امامی و قتل های زنجیره ای که در آن ها به ۳۰ درصدی که مجتبی بابت خرید اسلحه از روسیه کمیسیون گرفته اشاره شده است.

گاهی دیده شده که مجتبی دربعضی سفرها به خارج از ایران ماشین بنز سفارت را که برای استقبال به پای هواپیما آورده شده راسوار نشده و سراغ ماشین ساده تری را گرفته است. و گاه حتی حاضر نشده به هتل برود و در خانه کارمندان سفارت شب را خوابیده است.این ریاکاری برای پنهان کردن هزاران رازی است که خامنه ای و خانواده اش از مردم ایران پنهان کرده اند.

ثروت مجتبی: ۳ میلیارد دلار

۲ میلیارد در لندن و سوریه و آفریقا

۷۰۰ میلیون دلار ملک در سوریه ، ونزوئلا و لندن

۳۰۰ میلیون دلار نقد (الماس و طلا و دلار)

مجتبی از سال ۷۶ جایگزین حسن خامنه ای در نفت شد.

بابت خرید بنزین تا کنون از هر تن ،بین ۵ تا ۱۵ دلار حدود ۱ میلیارد دلار پورسانت گرفته است. در زمین :(یک قطعه ۵۰۰هزار متری در مشهد مال اوست )

بزرگترین پاساژ و آپارتمان سازی مشهد مال مجتبی است. همه مشهدی ها آن را می شناسند.

۲۰۰ هزار متر زمین از قالیباف در تپه های عباس آباد گرفته است.

۱۵۰ هزار متر شاپینگ در اکباتان ساخته شده که مجوزش را از قالیباف گرفته (۵۰۰ میلیون دلار سود داشته است)

آشنایی مجتبی با سعید امامی:

همسر آقای خامنه ای با مجتبی پسرش و سعید امامی و همسر او با فالکوم دولت جمهوری اسلامی به مدت سه هفته به همراه محافظین به لندن می روند. علت این سفر، عمل معده مجتبی و عمل روده مادر او خجسته خانم است. در این سفر زمینه های آشنایی نزدیک مجتبی با سعید امامی برای قتل های زنجیره ای فراهم می شود.در خاطرات زن سعید امامی آمده است:

سعید امامی وقتی از لندن بر می گردد ،با مجتبی خیلی دوست می شود(و پایه قتل های زنجیره ای از سال ۷۳ شکل می گیرد.) سعید امامی مسئول امنیت داخلی وزارت اطلاعات بود، از همان سال ها مخالفت با آقای خامنه ای شکل ظاهری به خود گرفت. ابتدا لات های تهران را کشتند. محسنی اژه ای و آقای خوشبخت (پدر زن مصطفی خامنه ای) حکم قتل ها را صادر می کردند و بچه های اطلاعات عملیات را اجرا می کردند.

مجتبی و قتل های زنجیره ای:

بالای دفتر آقای خامنه ای در خیابان پاستور، مجتبی خامنه ای دو اتاق دارد که ملاقات هایش را در آن جا انجام می دهد. یکبار در همان اتاق ها به سعید امامی می گوید که چرا همین کاری را که با لات ها کردی ابا روشنفکرها نمی کنی؟ سعید امامی می گوید : کتبی بنویس.

حجازی رئیس دفتر آقای خامنه ای به دری نجف آبادی وزیر اطلاعات وقت می نویسد که با درخواست های آقای امامی موافقت کن. بعدها که دری نجف آبادی متهم شد که در قتل ها دخالت داشته است، گفت:در صورتی که من دستگیر شوم نامه حجازی را که مخفی کرده ام، منتشر خواهد شد تا معلوم شود که قتل های زنجیره ای دستور مجتبی بوده است. در نتیجه موضوع قتل های زنجیره ای نتوانست به گردن دری نجف آبادی بیفتد، اما کسی یقه مجتبی را هم نگرفت.

سعید امامی تا زمانی که دستگیر نشده بود هر یکشنبه بعد از ظهر از ساعت ۴ تا ۷ شب مجتبی را در همان دو اتاق بالای دفتر رهبری ملاقات می کرده است. مصطفی و مجتبی هر کدام ۱۶ محافظ دارند که غیر از دو نفرشان دیده نمی شوند. مجتبی درس طلبگی خوانده است و در حال حاضر گاهی در قم درس طلبگی می دهد.هنگامی که او مشغول درس دادن است ۸ نفر از طلبه ها از او محافظت می کنند.

مجتبی و انتخابات جدید:

در مورد انتخابات تز مجتبی این بود: طرفداران مخالف سوسولند.دو تا باطوم بخورند در می روند. تزی که جواب نداد. پس از انتخابات وقتی شعار (مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی) بر سر زبان ها افتاد ، بسیاری از زندانیان سیاسی شلاق خوردند تا کسی یا کسانی که این شعارها را بر سر زبان ها انداخته بودند، شناسایی شوند. تصور دفتر رهبری و خود مجتبی این بود که نام او هر چه کمتر بر سر زبان ها بیفتد، راحت تر می تواند به کارهایش ادامه بدهد.حیرت مجتبی و دفتر رهبری این بود که نام مجتبی را چه کسی بر سر زبان ها انداخته است.چرا که مجتبی تا قبل از انتخابات اخیر بیشتر پشت پرده بود.

در حال حاضر بعد از خامنه ای ،مجتبی پر قدرت ترین شخص ایران است که با هماهنگی سپاه، فرمانده اصلی کودتای پس از انتخابات است. مجتبی در بعضی از موارد حتی بر خلاف نظر پدرش علی خامنه ای رفتار می کند. به عنوان مثال در آبان ماه سال ۱۳۸۸ به رئیس دادگاه مربوط به متهمین تجاوز و شکنجه در کهریزک توسط فیروز آبادی اطلاع داده شد که آقای خامنه ای دستور آزادی متهمین کهریزک را داده است. متهمین آزاد می شوند، اما رئیس دادگاه از لاریجانی رئیس قوه قضائیه می پرسد : چرا بیت رهبری از طریق شما به من امر نکرده اند؟

لاریجانی اظهار بی اطلاعی می کند اما اصرار می کند که قضیه را مسکوت بگذارد تا از شخص آقا بپرسد. و می گوید قرار است پس فردا شرفیاب شوم. دو روز بعد از آقای خامنه ای می پرسد: که چرا از طریق من به رئیس دادگاه ابلاغ نفرمودید؟

خامنه ای اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید من چنین دستوری نداده ام. فیروز آبادی که در آن لحظه برای بازدید در قزوین بوده است احضار می شود و با هلیکوپتر خودش را به بیت می رساند.خامنه ای از او می پرسد: تو چنین دستوری داده ای؟ فیروز آبادی می گوید: بله من گفتم. خامنه ای می پرسد:از چه کسی چنین دستوری گرفتی؟ فیروز آبادی می گوید اجازه بدهید خصوصی عرض کنم.خامنه ای به او حکم می کند تا فوری گزارش دهد. و او می گوید: آقا مجتبی فرمودند.و دوباره خامنه ای دستور دستگیری مجدد متهمین کهریزک را صادر می کند.

در مورد انتخاب شدن احمدی نژاد هم قصه از این قرار بود که کروبی در موقع شمارش آرا خوابش برد و وقتی از خوا ب برخاست احمدی نژاد از او پیشی گرفته بود.قالیباف نیز نقل می کند که قرار بود من رئیس جمهور شوم اما یکباره عنایت آقا از من برداشته شد.در همه موارد این مجتبی بوده است که به سپاه و بسیج می گفته است که آقا می خواهد شما به چه کسی رای بدهید. این موضوع را کروبی پس از انتخابات احمدی نژاد در دور اول افشا کرد.

تا پیش از انتخابات، مجتبی خامنه ای به عنوان نفر دوم دفتر رهبری، تنها برای سیاسیون درجه اول نظام شناخته شده بود، اما حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ نام مجتبی را به عنوان عامل اصلی کودتا بر سر زبان ها انداخت.

مجتبی و ولیعهدی او:

بسیاری معتقد بودند که آقای خامنه ای برای بعد از خودش به شاهرودی فکر کرده است.زیرا خامنه ای نمی تواند با جانشینی مجتبی پسرش احساس نظام پادشاهی یا موروثی را برای مردم تداعی کند. موضوع جانشینی پسر به جای پدر حتی در زمان خمینی هم مطرح شد.عده ای به خمینی پیشنهاد کردند که احمد آقا پسر او پس از خمینی جانشین او باشد. خمینی خود بیش از هر کسی مخالف بود. او صراحتا به هاشمی رفسنجانی گفت: هر کس را می خواهید به جز احمد جانشین من کنید اما در حق من چنین جفایی را نکنید. نگذارید مردم بگویند مثل شاه قدرت از خودش به پسرش ارث رسید.

اما عده ای و کم کم حتی مردم این فرض را پذیرفته اند که در جمهوری اسلامی هر چیز می تواند اتفاق بیفتد. انتشار یک وصیت نامه پس از مرگ خامنه ای، و یا حتی یک کودتای نظامی توسط سپاه، با اعلام مریضی نا بهنگام خامنه ای می تواند قدرت را به طور کامل در اختیار مجتبی قرار دهد.مجتبی در حوزه علمیه درس خارج خوانده است و در مدرسه گلپایگانی درس فقه می دهد.او بیش از هر کسی روی پدرش اثر دارد.در بیت رهبری کارهای مختلف بین پسران خامنه ای تقسیم شده است.سهم مجتبی مسئولیت سازمان های نظامی و امور اقتصادی و امور شخصی خامنه ای است.

مصطفی خامنه ای:

با آن که مصطفی پسر اول و ارشد خامنه ای است اما مجتبی گوی سبقت را از او ربوده است. شرکت مخابرات که به سپاه داده شد، دعوای مجتبی و مصطفی بوده است.چون مجتبی ایرانسل را داشت.، مصطفی رفت تا از طریق سپاه مخابرات را صاحب شود و چون کسی از سپاه حساب پس نمی خواهد، پس مصطفی پشت سپاه می تواند خود را مخفی کند.

مصطفی نیز درس طلبگی خوانده است.و اگرچه در حاشیه مجتبی به سرکوب مشغول است اما علاقه او بیشتر به امور اقتصادی است.در ایران هر پژویی که فروخته می شود ،حدود ۱۵۰ هزار تومان سهم مصطفی است.تا به حال در ایران ۲ میلیون پژو فروخته شده.فراموش نشود در ایران سالانه بیست و چند هزار نفر در تصادفات می میرند و بخش عمده آن به وضعیت بد ماشین های در حال تردد بر می گردد که صرفا برای سود بیشتر آقا زاده ها تولید می شوند ، نه برای مصرف بهینه مصرف کنندگان.

مصطفی در طلبگی درس خارج خوانده و اصول و فقه درس می دهد. همسر مصطفی، دختر آیت اله خوشوقت است کسی که حکم قتل ها را به همراه محسنی اژه ای در مورد ترور لات ها صادر کرد. مصطفی صاحب یک فرزند به نام جواد است.و مسئولیت سازمان های مذهبی در بیت رهبری با اوست.

ثروت مصطفی: یک ونیم میلیارد دلار

۱ میلیارد در حساب بانکی آفریقای جنوبی و سوریه

۴۰۰ میلیون دلار ملک در آفریقای جنوبی و آلمان

۱۰۰ میلیون دلار الماس و پول نقد در تهران

قرار داد پژو در زمان نجات حسینیان وزیر صنایع سنگین بسته شد. سال های اول سودی در کار نبود تا غروی آمد.بعد ایران خودرو زیر نظر مصطفی کار می کرد.دو میلیون پژو فروختند.۱۵۰ هزار تومان بابت هر پژو به مصطفی رسید. پسر محمدی گلپایگانی که در فرانسه درس حقوق می خواند، مسئول اداره پژو و امور ایرباس در فرانسه شد. وقتی پسر محمدی گلپایگانی به تهران آمد کار را به خود مصطفی منتقل کرد.

امور اقتصادی دیگر مصطفی:

مصطفی در شهر تهران کار خرید و فروش زمین می کرد و می کند. دعوای رفیق دوست در سال ۷۴ و ۷۵ دعوا سر تقسیم پول با بچه های خامنه ای بود و در همین رابطه خدا داد را دستگیر کردند.

شرکت خط هوایی کاسپین که ده هواپیما دارد زیر نظر مصطفی کار می کند.ابتدا زیر نظر رجبی نامی کار می کرد که رجبی را بیرون کردند. واردات بی ام و نیز مال مصطفی است.

یک ماجرای باور نکردنی :هواپیمای پادشاه بورنای را به مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار خریدند. مصطفی و گلپایگانی و پسر گلپایگانی برای معامله به سفر رفتند. یک سوری دلال معامله بود.۷۰ میلیون دلار پول نقد داده شد. اما دلال سوری پول را خورد و هواپیما را هم نداد و در دنیا گم و گور شد.عده ای هم می گویند گلپایگانی سر مصطفی کلاه گذاشته است.

پروژه مصطفی این است: هر ایرانی یک پژو.

مسعود خامنه ای:

متولد ۱۳۵۳ است.همسر او سوسن خرازی فرزند آیت اله خرازی و خواهر صادق خرازی است. پس از انتخابات خانواده آیت اله خرازی بابت آبرویی که از آن ها به سبب حوادث پس از انتخابات رفته است ، مساله دار شده اند و سوسن خرازی به خانه پدری بر گشته و در شرف طلاق از مسعود است. مسعود بیش از برادران دیگر خود روشنفکر نشان می دهد.او در دانشگاه درس حقوق خوانده و مسئولیت بنیادها در بیت رهبری و مسئول سایت خامنه ای است.

ثروت مسعود: ۵۰۰ میلیون دلار

۴۰۰ میلیون دلار حساب بانکی در فرانسه ، لندن ، سوریه

۱۰۰ میلیون دلارنقد در تهران

واردات رنو مال مسعود است. قرارداد رنو زمان خاتمی بسته شد.بچه های وزارت صنایع داشتند قرارداد رنو را می بستند که توسط احمد توکلی جلوگیری شد . وقتی میثم وارد قرارداد شد، احمد توکلی گفت: مشکلی ندارد و مساله حل شده است.

محمد خامنه ای برادر خامنه ای برای امضای قرارداد با مسعود به پاریس رفت. موقع افتتاح خط ، مسعود و محمد خامنه ای نیز حضور داشتند.

مسعود خلبانی بلد است.و می تواند با فالکوم پرواز کند.

میثم خامنه ای:

متولد سال ۱۳۵۷. همسر او لولاچیان فرزند یک بازاری است. ماشین ال۹۰ رنو توسط مسعود خامنه ای و عمویش محمد خامنه ای تا سالی صد هزار مورد وارد ایران می شود و بابت هر ماشین ۵۰۰ هزار تومان به میثم و عمویش می رسد.میثم الهیات خوانده است و اکنون در دفتر خامنه ای کار می کند.مسئولیت ستاد اجرایی بیت رهبری با میثم است.

ثروت میثم:۲۰۰ میلیون دلار

در حساب سوریه: ۱۹۰ میلیون دلار

نقد: ۱۰ میلیون دلار

بشری خامنه ای:

متولد ۱۳۵۹. شوهر او پسر محمدی گلپایگانی (رئیس دفتر خامنه ای) است.سن او ۲ سال از انقلاب کمتر است و مثل خواهرش هدی قد بلند و لاغر است و موهای بوری دارد. او وقتی به مدرسه می رفت ۲ محافظ تا بیرون آمدن او از مدرسه پشت در می نشستند.بشری خامنه ای با زن طائب رفت و آمد داشت. یک روز بشری به خانه طائب می رود و می بیند تن زن طائب سیاه است.از او علت را می پرسد و زن طائب به گریه می زند و درد دل می کند که دیشب طائب اسلحه را روی سر من گذاشته بود و می گفت که اعتراف کن که با برادرت رابطه جنسی داشته ای.اگر اعتراف نکنی شلیک می کنم.و بعد هم مرا زد.این داستان توسط بشری به گوش خامنه ای می رسد و منجر به اخراج طائب برای مدتی کوتاه از بیت رهبری می شود.

ثروت بشری: ۱۰۰ میلیون دلار نقد(که از بیزینس به دست نیامده و هدیه پدر است.)

هدی خامنه ای:

متولد ۱۳۶۰همسر پسر برادرآقای کنی است.علاقه او و خواهرش مثل علاقه دو زن معمولی به آرایش و تغییر لباس است.در مهمانی های زنانه بادامن کوتاه حاضر می شوند. تا پیش از انتخابات یک آرایشگاه مشهور در خیابان فرشته را قوروق می کردند تا آرایش موهای خود را تغییر دهند.اما از زمان انتخابات به بعد اتاقی در دفتر رهبری به یک آرایشگاه تبدیل شده تا امنیت دختران و عروسان خامنه ای در فضای نا امن بعد از انتخابات بیشتر شود.

ثروت هدی: ۱۰۰ میلیون دلار نقد( از پدر هدیه گرفته است.)

برادران خامنه ای:

حسن برادر خامنه ای ۵۰۰ میلیون دلار ثروت دارد که ۴۰۰ میلیون آن در سوریه و لندن ۲۰ میلیون دلار نقد در تهران ۸۰ میلیون دلار در حساب لندن و دبی است .او مدتی در وزارت ارشاد مسئول سانسور و مدتی در وزارت نفت مسئول نظارت بر فروش و حمل و نقل نفت بوده است.

محمد برادر خامنه ای ۱۰۰ میلیون دلار ثروت دارد.

هادی خامنه ای که در دوره شاه به ۳ سال زندان محکوم شده بود به دلیل فاصله اش از این خاندان منزه تر زندگی می کند.او جزء طیف اصلاح طلبان است و سردبیر روزنامه حیات نو است ، که گاهی روزنامه اش هم توقیف می شود.

ثروت های حاشیه ای و ناگهانی خانواده خامنه ای:

در زمان نوربخش به شرکتی که مال محمدی گلپایگانی و پسرش بود و به همراه بچه های سپاه و با مدیریت قاسم سلیمانی اداره می شد ارز داده می شد و در دبی می فروختند. این ها ارز را می خریدند به ۴۰۰ تومان و یک بار سه روز بعدش فروختند به۸۰۰ تومان. ۵ میلیارد دلار ارز به طور ناگهان دو ونیم میلیارد دلار سود کرد. از طرف قوه قضائیه هفت هشت نفر در این رابطه دستگیر شدند که سلیمانی از طرف آقای خامنه ای آن ها را آزاد کرد.(دوره آقای خاتمی بود و شاهرودی را تهدید کردند تا آن ها را آزاد کنند.) از قرارداد های اسلحه: (تانک و موشک و ضد هوایی) فقط ۱۰ میلیارد دلار با چین معامله اسلحه شده است (۳ میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده، چون کمیسیون قرار داد اسلحه بالاست) ۱۱ میلیارد دلار از روسیه اسلحه خریده شده است. (۳ میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده است.)

حدود دو و نیم میلیون بشکه نفت ایران روزانه فروش می رود که یک میلیون ونهصد هزار بشکه آن از طرف خامنه ای فروخته می شود.بابت حمل و نقل هر بشکه نفت ۵ سنت کمیسیون بر می دارند. بعضی از پول ها هم برای پروژه های سری است و کسی حسابش را ندارد. :پروژه های اتمی/ نظامی /حزب الله /و پروژه های خارج از کشور. مثلا می گویند ۲۰ میلیون دلار می خواهیم.نصفی اش را خرج می کنند و نصفی اش را خودشان بر می دارند.

حالا معلوم است که چرا خامنه ای که با روضه اباعبدالله سر کار آمده است برای کدام منافع به راحتی در روز عاشورا آزادیخواهان و حتی عزاداران حسینی را می کشد.

عاشورای سال ۱۳۸۸ محسن مخملباف